آسیابانی
آسياباني، يا آسباني كار گرداندن آسيا و آرد كردن غلات و نگهداري از آسياخانه.
آسياباني در ايران پيشينة دراز دارد و احتمالاً با پيدايي آسياهاي آبي و بادي و ستوري همزمان بوده است. با وجود اهميت پيشة آسياباني و نقش و ارزش اجتماعي آسيابان در جامعههاي كشاورز ايران، آگاهي دربارة اين پيشه و چگونگي كار آسيابانان و سازمان صنفي و زندگي و آداب و اخلاق و منزلت اجتماعي آنان اندك است.1 در متون بازمانده از زبان پهلوي دورة ساساني، تا آنجا كه آگاهي داريم از آسيابان و آسياباني نامي نيامده است، در صورتي كه نام «نانباگ» (= نانوا)، پيشهور وابسته به آسياباني آمده است.2
در اوايل دورة اسلامي آسيابانان شهري در گروه و صنفي تشكل يافته بودند و مانند پيشهوران ديگر در برخي شهرهاي مهم، مانند بصره، رستة بازاري مخصوص خود داشتند.3 در قديم بيشتر صنفها با نشان و علامتي مخصوص شناخته ميشدند. نشان و نماد صنفي گروه آسيابانان سنگ آسيا بود.4
آسيابانان وظايف گوناگوني بر عهده داشتند. تنظيم فشار آب در آسياب و سرعت وزش باد در بادآس، مراقبت از حركت چارپا در خراس، ميزان سرعت گردش سنگ آسيا و حد خُرد و آرد كردن غلات، تراش و آج دادن دندانههاي روي سنگ گردان آسيا، كه در اثر چرخش زياد و كار مداوم سائيده و كُند ميشد، تعمير ابزار و وسايل آسياخانه و گاهي بوجاري (غربال و پاك كردن) غلّه پيش از آسيا كردن از كارهاي آسيابانان بود.5
آسيابانهاي شهرها موظف بودند هر روز علاوه بر گندمي كه براي مردم محل آرد ميكردند، مقدار آرد مورد نياز نانواييهاي شهر را هم تأمين كنند. براي عوض و يا مخلوط نشدن غلّة مردم، آسيابانها نام صاحبان غلّه را روي تكههايي از كدوحلوايي يا كدوغلياني ميكندند و از كيسههاي غلّه ميآويختند. آسيابانهايي كه سواد نداشتند نشانههايي روي آنها ميگذاشتند. هر چند گاه محتسبي به آسياخانههاي شهر ميرفت و دستگاه آسيا و ابزارها و وسايل آسياباني و شيوة كار و رفتار آسيابان را بررسي ميكرد. هرگاه آسياباني در كار و وظيفهاش كوتاهي و تقلب ميكرد، او را حد ميزدند و جريمه ميكردند.6
آسياباني از قديم كار مردان بوده است. در برخي روستاها، مانند بلوك زهرا، كه آسياخانه را مقدس ميپنداشتند، زنان را از ورود به آسكده و گرداندن آسيا منع ميكردند.7 در برخي روستاهاي ديگر مانند آلاشت سوادكوه، برعكس كار آسياباني به زنان سپرده ميشد.8 آسيابانان براي كار آسياباني مزد ميگرفتند. مزد را كه اصطلاحاً «تَژْده» ميناميدند، به صورت جنس يا پول نقد، روزانه يا سالانه ميپرداختند.9 پرداخت مزد آسيابان به عهدة صاحب آسياخانه، يا صاحبان غلّه بود، و معمولاً بر اساس چند يك درآمد آسيا حساب ميشد. همة درآمد حاصل از كار در آسياهاي وقفي يا آسياهايي كه مردم يك ده يا محل در آن سهم داشتند به آسيابان ميرسيد. در دهات اربابيِ متعلق به بزرگ مالكان، آسيابانان سهمي از درآمد آسيا را به نام «حقّابه» به مالك ميپرداختند. سهمي از درآمد آسيا را هم به عنوان «طَقْ آسيا» (ماليات) به حاكم شهر يا شاه ميپرداختند. مزد شاگرد آسيابان نيز از آرد غلّة آسيا شده پرداخت ميگرديد. در اين زمان نيز هنوز در برخي جاها مزد آسيابان را به همان رسم گذشته ميپردازند. در جاهايي هم كه آسياي موتوري يا برقي كار ميكند، آسيا يا در اجارة آسيابان است و به آسيابدار اجاره ميپردازد و يا آسيابان از آسيابدار روزانه دستمزد دريافت ميدارد.
آسيابانهاي برخي شهرها در ميان خود به زباني ساختگي يا «لوترا» صحبت ميكردند كه ديگران آن را در نمييافتند. اين لوتراي آسياباني كه امروزه از ميان رفته در دزفول و شوشتر به «زبان چَپي» معروف بوده است.10
مآخذ:
- يادداشت مؤلف.
- Tafazzoli, Ahmad. "A List of Trades and Crafts in the Sassanian Period, in Archaeologische Mitheilungen Aus Iran". Berlin, 1974, VII/195-196.
- سعيدالشيخلي، صباحابراهيم. اصناف در عصر عباسي. ترجمة هادي عالمزاده، تهران: مركز نشر دانشگاهي، 1362، ص 56.
- همان. ص 97-98؛ ابن جوزي، عبدالرحمن. المنتظم. هند: حيدرآباد دكن، 1359ق، 9/38.
- يادداشت مؤلف.
- ابن اخوه، محمد بن محمد. معالم القربه. ترجمة جعفر شعار، تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1347، ص 74-75.
- آل احمد، جلال. تاتنشينهاي بلوك زهرا. تهران: دانش، 1337، ص 35.
- پوركريم، هوشنگ. آلاشت. تهران: وزارت فرهنگ و هنر، بي تاريخ، ص 45.
- محمدحسين بن خلف تبريزي. برهان قاطع. به كوشش محمد معين، تهران: اميركبير، 1361، ذيل «تژده»، 1/495.
- پژوهش ميداني مؤلف. تلخيص: بلوكباشي، علي. «آسيا»، دايرةالمعارف بزرگ اسلامي. 1367، 1/377-378.
علی بلوکباشی