آسیابانی
آسیابانی، یااسبانی کار گرداندناسیا وارد کردن غلات و نگهداری از آسیاخانه.
آسیابانی در ایران پیشینه دراز دارد و احتمالاً با پیدایی آسیاهایابی و بادی و ستوری همزمان بوده است. با وجود اهمیت پیشه آسیابانی و نقش و ارزش اجتماعی آسیابان در جامعههای کشاورز ایران، آگاهی درباره این پیشه و چگونگی کار آسیابانان و سازمان صنفی و زندگی وآداب و اخلاق و منزلت اجتماعیانان اندک است[۱]. در متون بازمانده از زبان پهلوی دوره ساسانی، تا آنجا که آگاهی داریم ازآسیابان و آسیابانی نامی نیامده است، در صورتی که نام «نانباگ» (= نانوا)، پیشهور وابته به آسیابانی آمده است[۲].
در اوایل دوره اسلامی آسیابانان شهری در گروه و صنفی تشکل یافته بودند و مانند پیشهوران دیگر در برخی شهرهای مهم، مانند بصره، رسته بازاری مخصوص خود داشتند[۳]. در قدیم بیشتر صنفها با نشان و علامتی مخصوص شناخته میشدند. نشان و نماد صنفی گروه آسیابانان سنگ آسیا بود[۴][۵].
آسیابانان وظایف گوناگونی بر عهده داشتند. تنظیم فشار آب درآسیاب و سرعت وزش باد در بادآس، مراقبت از حرکت چارپا در خراس، میزان سرعت گردش سنگاسیا و حد خُرد وارد کردن غلات، تراش واج دادن دندانههای روی سنگ گردان آسیا، که در اثر چرخش زیاد و کار مداوم سائیده و کُند میشد، تعمیر ابزار و وسایل آسیاخانه و گاهی بوجاری (غربال و پاک کردن) غلّه پیش از آسیا کردن از کارهای آسیابانان بود[۶].
آسیابانهای شهرها موظف بودند هر روز علاوه بر گندمی که برای مردم محلارد میکردند، مقدار آرد مورد نیاز نانواییهای شهر را هم تأمین کنند. برای عوض و یا مخلوط نشدن غلّه مردم، آسیابانها نام صاحبان غلّه را روی تکههایی از کدوحلوایی یا کدوغلیانی میکندند و از کیسههای غلّه میآویختند. آسیابانهایی که سواد نداشتند نشانههایی رویان ها میگذاشتند. هر چند گاه محتسبی به آسیاخانههای شهر میرفت و دستگاه آسیا و ابزارها و وسایل آسیابانی و شیوه کار و رفتار آسیابان را بررسی میکرد. هرگاه آسیابانی درکار و وظیفهاش کوتاهی و تقلب میکرد، او را حد میزدند و جریمه میکردند[۷].
آسیابانی از قدیم کار مردان بوده است. در برخی روستاها، مانند بلوک زهرا، که آسیاخانه را مقدس میپنداشتند، زنان را از ورود بهاسکده و گرداندن آسیا منع میکردند[۸]. در برخی روستاهای دیگر مانندالاشت سوادکوه، برعکس کار آسیابانی به زنان سپرده میشد[۹]. آسیابانان برای کار آسیابانی مزد میگرفتند. مزد را که اصطلاحاً «تَژْده» مینامیدند، به صورت جنس یا پول نقد، روزانه یا سالانه میپرداختند[۱۰]. پرداخت مزد آسیابان به عهده صاحب آسیاخانه، یا صاحبان غلّه بود، و معمولاً بر اساس چند یک درآمد آسیا حساب میشد. همه درآمد حاصل از کار در آسیاهای وقفی یا آسیاهایی که مردم یک ده یا محل در آن سهم داشتند به آسیابان میرسید. در دهات اربابیِ متعلق به بزرگ مالکان، آسیابانان سهمی از درآمد آسیا را به نام «حقّابه» به مالک میپرداختند. سهمی از درآمداسیا را هم به عنوان «طَقْاسیا» (مالیات) به حاکم شهر یا شاه میپرداختند. مزد شاگرد آسیابان نیز از آرد غلّه آسیا شده پرداخت میگردید. در این زمان نیز هنوز در برخی جاها مزد آسیابان را به همان رسم گذشته میپردازند. در جاهایی هم که آسیای موتوری یا برقی کار میکند، آسیا یا در اجاره آسیابان است و به آسیابدار اجاره میپردازد و یا آسیابان از آسیابدار روزانه دستمزد دریافت میدارد.
آسیابانهای برخی شهرها در میان خود به زبانی ساختگی یا «لوترا» صحبت میکردند که دیگرانان را در نمییافتند. این لوترای آسیابانی که امروزه از میان رفته در دزفول و شوشتر به «زبان چَپی» معروف بوده است[۱۱][۱۲].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ یادداشت مؤلف.
- ↑ Tafazzoli, Ahmad. "A List of Trades and Crafts in the Sassanian Period, in Archaeologische Mitheilungen Aus Iran". Berlin, 1974, VII/195-196.
- ↑ سعیدالشیخلی، صباحابراهیم. اصناف در عصر عباسی. ترجمه هادی عالمزاده، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1362، ص 56.
- ↑ سعیدالشیخلی، صباحابراهیم. اصناف در عصر عباسی. ترجمه هادی عالمزاده، تهران: مرکز نشر دانشگاهی. ص 97-98.
- ↑ ابن جوزی، عبدالرحمن. المنتظم. هند: حیدرآباد دکن، 1359ق، 9/38.
- ↑ یادداشت مؤلف.
- ↑ ابن اخوه، محمد بن محمد. معالم القربه. ترجمه جعفر شعار، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1347، ص 74-75.
- ↑ آل احمد، جلال. تاتنشینهای بلوک زهرا. تهران: دانش، 1337، ص 35.
- ↑ پورکریم، هوشنگ.الاشت. تهران: وزارت فرهنگ و هنر، بی تاریخ، ص 45.
- ↑ محمدحسین بن خلف تبریزی. برهان قاطع. به کوشش محمد معین، تهران: امیرکبیر، 1361، ذیل «تژده»، 1/495.
- ↑ تلخیص: بلوکباشی، علی. «آسیا»، دایره المعارف بزرگ اسلامی. 1367، 1/377-378.
- ↑ پژوهش میدانی مؤلف.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
علی بلوکباشی