کرامات
كرامات، جمع كرامت به معني بزرگواري و جوانمردي و در اصطلاح صوفيان كارهاي خارقالعادهاي است كه از سوي ولي [جمعِ آن اولياء= اولياء الله] انجام ميگيرد.1 كردارهاي خارقالعادهاي از قبيل گذشتن بر آب، پيمودن راهي دراز در زماني كوتاه (طيّ الارض)، شفا بخشيدن بيماران و دردمندان، خبر از رويدادهاي آينده دادن، اشراف بر ضماير، با حيوانات سخن گفتن و زبان آنها را فهميدن، رام كردن حيوانات درنده و ... را ـ كه در كتب صوفيه به مشايخ نسبت داده ميشود ـ كرامات به شمار ميآورند.2
بنا به باور صوفيه، كرامت، عنايت حق است كه به صوفي ارزاني ميشود و دل صوفي صافي چون جام جهانبين است كه اسرار گيتي در آن جلوهگر ميگردد، چرا كه:
فيض روحالقدس ار باز مدد فرمايد دگران هم بكنند آنچه مسيحا ميكرد3
جز بزرگان معتزله كه كرامت را به سبب مشتبه شدنش با معجره ناممكن ميشمرند، ديگر متكلمان و علماي اسلامي، كرامت را امكانپذير ميدانند و روا ميشمارند.
در كتب صوفيه، فصول مفصلّي به ذكر كرامات اولياء اختصاص دارد، چنانكه بيش از يك ثلثِ كتاب اسرار التوحيد في مقامات شيخ ابيسعيد به ذكر كرامات وي مخصوص است. در تذكرة الاوليا ضمن بيان احوال هر يك از عرفا، از كرامات آنها نيز سخن رفته است. جامي در نفحات الانس از انواع كرامات و خوارق عادت سخن گفته و از كردارهاي خارقالعادة اولياءالله ياد كرده است.
مآخذ:
1. قشيري، ابوالقاسم. رسالة قشيريه. ترجمه به فارسي، به كوشش بديع الزمان فروزانفر، تهران: ؟ ، ص ؟ ؛ هجويري. كشفالمحجوب. به كوشش محمود عابدي، تهران: ؟، ص343.
2. هجويري. كشفالمحجوب. ص334، 343.
3. حافظ، ديوان.
اصغر دادبه