جعل
جعل، به معني آفريدن و ايجاد است1 و در اصطلاح فلسفه، تأثير خاص علت (= فاعل) در معلول است. بدين معنا كه هر ممكن الوجود محتاج علتي است كه نخست بدو هستي بخشد (= جعل بسيط) و سپس آثار و صفات او را پديد آورد (= جعل مركب).2 طرفداران اصالت وجود يعني ملاصدرا و پيروان وي، برآنند كه جعل، به وجود تعلّق ميگيرد3 و طرفداران اصالت ماهيت، يعني فيلسوفان طرفدار ميرداماد، ماهيت را متعلَّق جعل ميشمارند و سرانجام بنابر قول مشهور، مشائيان يعني فيلسوفان طرفدار ارسطو و ابنسينا «اتصاف ماهيت به وجود» را مجعول حقيقي به شمار ميآورند4، يعني به نظر طرفداران اصالت وجود، علت (= خدا) در وجود تأثير ميگذارد؛ به نظر طرفداران اصالت ماهيت، علت در ماهيت مؤثر است، و به نظر پيروان حكمتمشاء، تأثير علت در «اتصاف ماهيت به وجود» است.
مآخذ:
1. ابوالبقا. كليات. ص347- 348.
2. سبزواري، ملاهادي. شرح منظومة حكمت. 2/222.
3. ملاصدرا. مشاعر. ص37- 44؛ همو، رسالة جعل وجود. ص181.
4. سبزواري، ملاهادي. شرح منظومة حكمت. 2/230.
امیرحسین انواری