اعراف
اَعراف، جمع عُرف به معني بلندي. اَعراف واژهاي است قرآني (← الاعراف / 46 و 48) و در تفسير متكلمان و مفسران به معني حجاب ميان بهشت و دوزخ است. از اين حجاب گاه به كوه، گاه به ديوار و گاه به مكان بلند تعبير شده است.(1) برخي هم اعراف را همان صراط دانستهاند.(2)
اهل اعراف بر طبق تفاسير مختلف يكي از اين چهار گروهند: 1) پيامبران؛(3) 2) امامان؛(4) 3) مكلّفان بلاتكليف كه نيكيها و بديهاشان برابر است و سرانجام به قهر يا به لطف خداوند به دوزخ يا به بهشت ميروند؛(5) 4) غير مكلّفاني كه خداوند ميخواهد بابت تحمّل رنجهاي گوناگون در اين عالَم به آنها عوض* بدهد.(6) ]← عوض[
] اهل اَعراف ← اَعراف[
مآخذ:
1- رازي، ابوالفتوح. روح (= روض) الجنان و روح الجنان. تصحيح حاجي ميرزا ابوالحسن شعراني، تهران: كتابفروشي اسلاميه، بي تا، ص 5/163 و 165؛ مفيد، محمد بن نعمان. تصحيح الاعتقاد. مع مقدمه و تعليق السيّد هيةالدين الشهرستاني، تصحيح عباسقلي وجدي، پيوست اوائل المقالات شيخ مفيد، تبريز: 1371ق، ص 223-224.
2- رازي، ابوالفتوح. روح (= روض) الجنان و روح الجنان. ص 5/163-164.
3- ميبدي. كشف الاسرار و عدة الابرار. به كوشش علياصغر حكمت، تهران: اميركبير، ؟؟؟ ، 3/619.
4- رازي، ابوالفتوح. روح (= روض) الجنان و روح الجنان. 5/165.
5- مفيد، محمد بن نعمان. تصحيح الاعتقاد. ص 223-224.
6- همو. همان. همانجا.
اصغر دادبه