پرش به محتوا

اسلام

از ویکی ایران

اسلام، در لغت به معنی تسلیم شدن است و در اصطلاح دانش کلام، در مقام قیاس با ایمان تفسیر می‌شود و با ایمان نسبت تساوی یا نسبت عام و خاص می‌یابد:

1)   نسبت تساوی: به نظر اکثر اشاعره، اسلام همانند ایمان اقرار و تصدیق و نبوّت است و گردن نهادن به اوامر و نواهی الهی، بنابراین بین آن دو نسبت تساوی برقرار است و هر اسلامی، ایمان و هر ایمانی اسلام است[۱][۲].

2)   نسبت عام و خاص: به نظر اکثر شیعه و معتزله، نسبت بین ایمان و اسلام، عموم و خصوص مطلق است. بدین معنا که: هر ایمانی، اسلام هست، اما برخی از اسلام‌ها، که مبتنی بر قبول باطنی باورهاست، ایمان به شمار می‌آید و این از آن روست که اسلام، پذیرش ظاهری است[۳][۲].

نیز نگاه کنید به

اسلام، یکی از ادیان توحیدی که از حدود 610 م. به‌وسیلة حضرت محمد بن عبدالله (ص) در مکه تبلیغ گردید و با گسترشی سریع و چشمگیر، در فاصله‌یی کم‌تر از نیم‌قرن دین غالب بر بخش وسیعی از آسیا و افریقا گشت. پیروان این دین مسلِم یا مسلمان خوانده می‌شوند.

اسلام در لغت به‌معنای انقیاد و گردن‌نهادن به حکم است و در کاربرد دینی آن، اشاره به تسلیم در برابر فرمان و حکم الهی است[۴]. بنابر آیات قرآنی که اصیل‌ترین منبع شناخت دین اسلام است، این دین به هیچ‌روی میان پیامبران الهی جدایی قائل نیست[۵]، بلکه در بیان قرآن، همة پیامبران مبلّغ دینی واحد با صورت‌های گوناگون بوده‌اند که همان دین اسلام بوده و تعلیم مشترک آن تسلیم در برابر فرمان خداوند یکتاست. بر این پایه، گاه در قرآن کریم از اسلام همان دین مشترک توحیدی یا به تعبیری دیگر «دین الله» اراده شده است که همة انبیا مبلغ آن‌اند و دینی جز آن نزد خداوند پذیرفته نیست[۶] و والاترین نمونة آن دینی‌ست تکمیل‌کنندة ادیان پیشین الهی که حضرت محمد (ص) به تبلیغ آن مبعوث شده و در طول 23 سال به ادای این رسالت اهتمام نموده است.4

رابطة انسان با دین الهی در واژگان قرآن با تعابیری مختلف بیان شده است، اما از اشاره‌های قرآنی5 چنین برمی‌آید که اسلام‌آوردن، مرحله‌یی آغازین در پذیرش دین الهی‌ست و لزوماً با ایمانی راسخ در قلب همراه نیست. همین نکته موجب شده است تا در دیدگاه برخی صاحب‌نظران، ایمان به‌عنوان مرتبه‌یی افضل از اسلام شناخته شود و بحثی تحت عنوان ایمان و اسلام در علم کلام اسلامی پدیدار گردد.

زندگی حضرت محمد (ص) از صدر اسلام مورد توجه و اهتمام مسلمانان قرار داشته است؛ با این همه، روایات بی‌شمار موجود در بیش‌تر جزئیات هم‌داستان نیستند و به‌ویژه آگاهی‌های ما در باب زندگی آن بزرگوار، پیش از بعثت، به تفصیلِ شرح سیرة ایشان پس از بعثت نیست. به هر حال، آن‌چه از مطالعه و بررسی زندگی پیامبر اسلام در طول 63 سال در ذهن نقش می‌بندد، بازتابی از تصویر ظهور پیامبری الهی و سرگذشت شخصیتی‌ست که با پشت سر نهادن دشواری‌های بسیار، بی‌هیچ خستگی و ناامیدی به اصلاح جامعه دست زد و توانست جزیرة‌العرب را متحد کند و آمادة گستردن اسلام در بیرون از مرزهای عربستان شود و از آن مهم‌تر دیانتی را بنیاد نهد که اینک یکی از مهم‌ترین ادیان جهان به‌شمار می‌رود. تولد حضرت محمد (ص) بنابر بسیاری از روایات در 17 ربیع‌الاول عام‌الفیل (570 م.) یا به روایتی 12 همان ماه در تقویم عربی روی داد. پدر پیامبر، عبدالله، فرزند عبدالمطلب و مادرش آمنه دختر وهب، هر دو از قبیلة بزرگ قریش بودند؛ قبیله‌یی که بزرگان آن از نفوذ فراوانی در مکه برخوردار بودند و بیش‌تر به بازرگانی اشتغال داشتند. عبدالله، پدر پیامبر، اندکی پیش از تولد فرزندش برای تجارت با کاروانی به شام رفت و در بازگشت بیمار شد و درگذشت. بنابر رسمی که در مکه رایج بود، محمد را به زنی به‌نام حلیمه سپردند تا در فضای ساده و پاک بادیه پرورش یابد. وی شش ساله بود که همراه مادر برای دیدار خویشان به یثرب (مدینه) رفت، اما آمنه نیز در بازگشت بیمار شد و درگذشت و او را در ابواء ـ نزدیک مدینه ـ به خاک سپردند. محمد از این پس در کنف حمایت جدّش عبدالمطلب قرار گرفت، اما او نیز در هشت سالگی درگذشت و سرپرستی محمد برعهدة عمویش ابوطالب گذارده شد. ابوطالب در سرپرستی برادرزاده‌اش کوششی بلیغ می‌کرد. در سفری تجارتی به شام او را با خود همراه برد و هم در این سفر، راهبی بَحیرا نام نشانه‌های پیامبری را در او یافت و ابوطالب را از آن امر مطلع ساخت. حضرت محمد در چهل سالگی به پیامبری مبعوث شد و پس از چند سال تبلیغ در مکه، به شهر یثرب (مدینة النبی) هجرت کرد و عاقبت در همان شهر در سن 64 سالگی بدرود حیات گفت و در همان‌جا دفن گردید.6

مآخذ:

1.    قرآن. سورﺓ بقره، 2/112، 128.

2.    قرآن. سورﺓ بقره، 2/136.

3.    قرآن. سورﺓ آل عمران، 3/19، 83، 85؛ مائده، 5/44.

4.    قرآن. سورﺓ مائده، 5/3.

5.    قرآن. سورﺓ حجرات، 49/14.

6.    ابن‌هشام. السیرﺓ النبویه. به‌کوشش محمد سقا، قاهره: 1375 ق، 1/178 به بعد؛ 2/60 به بعد، طبری. تاریخ.

2/298 به بعد.

تلخیص از: دایرﺓالمعارف بزرگ اسلامی.

سید حسن امین و اصغر دادبه

  1. تفتازانی، سعدالدین. شرح المقاصد فی الکلام. استانبول: چاپ سنگی، 1305ق، ص 2/255، 259-260.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ابن حزم. الفصل فی الملل و الاهواء و النحل. بیروت: دارالمعرفة، 1975م، ص 3/225-226.
  3. رازی، ابوالفتوح. روح (= روض) الجنان و روح الجنان. تصحیح حاج میرزا ابوالحسن شعرانی، تهران: کتابفروشی اسلامیه، بی تا، ص 10/262-263.
  4. قرآن. سورﺓ بقره، 2/112، 128.
  5.  قرآن. سورﺓ بقره، 2/136.
  6. قرآن. سورﺓ آل عمران، 3/19، 83، 85؛ مائده، 5/44.