پرش به محتوا

فقر

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۸ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۴۷ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها)

فقر، در لغت به معنی بی‌چیزی و تنگدستی است و در تصوّف، چهارمین مقام در طریقت به شمار می‌آید و مراد از آن، آن است که سالک، از ماسوی الله بی‌نیاز گردد و خود را تنها به حق (خدا) نیازمند بیند. این نیازمندی، عینِ بی‌نیازی است و این فقر، عینِ فنا*ست. فقر در تصوّف اسلامی شامل دو مرحله است:

الف) فقر مادّی

در آغاز، صوفیه به فقر مادّی توجه داشتند. زاهد (صوفی) نه تنها از لذت‌ها و نعمت‌های نامشروع پرهیز می‌کرد، بلکه از نِعَم و لذایذ مشروع نیز دوری می‌جُست، چرا که به گفته شقیق بلخی (در گذشته174ق / ؟م) «سه چیز قرین فقر است: فراغتِ دل و سبکیِ حساب و راحتِ نَفْس؛ و سه چیز لازمه توانگری است: رنجِ تن و شغلِ دل و سختیِ حساب».  

ب) فقر معنوی

رفته رفته، فقر معنای باطنی یافت و به صورت فقر معنوی درآمد؛ به طوری که صوفیانِ دوره‌های بعد، نه بی‌چیزی و تهیدستی، که بی‌میلی و عدم رغبت نسبت به مال را فقر واقعی شمردند و اعلام داشتند که فقیر واقعی آن کس است که هم از دنیا دل برکَنَد، هم از آخرت، و جز معشوق را نخواهد و خود را جز بدو نیازمند نبیند. چنین فقری الزاماً با تهیدستی همراه نیست. چه بسا که فقیر معنوی، صاحب ثروت و جاه و مقام نیز باشد[۱] و به گفته لاهیجی این «فقر عبارت از فناء فی الله است و اتحاد قطره با دریا»[۲] و این که عطار در روش‌شناسی عاشقانه خود «فقر و فنا» را با هم آورده و آخرین وادی قرار داده است نیز بیانگر همین معناست.[۳] صوفیه برآنند فقری که پیامبر اکرم(ص) بدان می‌بالید (الفَقْرُ فَخْری)[۴] جز فقر معنوی نتواند بود.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. نیشابوری، سراج. اللّمع فی التصوف. به کوشش نیکلسن، لیدن: 1914م، ص47- 48.
  2. لاهیجی. مفاتیح الاعجاز. چاپ زوّار، تهران: 1317، ص87.
  3.   عطار نیشابوری،. منطق‌الطیر.
  4. فروزانفر. احادیث مثنوی. چاپ دانشگاه تهران، ص23.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

اصغر دادبه