مکتب شیراز
شیراز، مکتب، نام سبک خاص هنری در شهر شیراز که از دوره آل اینجو شروع به رشد و نمو کرد. در سده (8ق / 14م) به سبب مصون ماندن فارس از هجوم و غارت مغولان، شهر شیراز به کانونی برای حفظ میراث فرهنگی و هنری ایران بدل شد و به همین دلیل نگارگران شیراز نسبت به نگارگران تبریز و مراکز دیگر، بسیار کمتر تحت تأثیر هنر بیگانه قرار گرفتند[۱]. اینجویان به منظور مقابله با ایلخانان و تحکیم موقعیت خود، سیاست تجلیل از تاریخ گذشته ایران را پیش گرفتند و به همین منظور تحت حمایت ایشان مصورسازی نسخ شاهنامه بسیار رواج یافت[۲]. نگارههای یکی از قدیمیترین نسخههای شاهنامه فردوسی (733ق) [محفوظ در کتابخانه دولتی سن پترزبورگ] شاخصههایی چون پیکرهای درشت، رنگآمیزی ساده و جسورانه با تأکید به رنگهای گرم، طراحی با خطوط روان و ساده و... را نشان میدهد[۲].
در دوران مظفریان (753ق / 1353م) شیوهنگاری در شیراز متحول شد. اصلیترین خصوصیات نگارههای این دوران، توجه به جلوههای مناظر طبیعی است[۳]. در آستانه سده نهم هجری، پیوندهای نزدیکتری بین شیوههای گوناگون مکاتب هنری شیراز و بغداد برقرار شد و این امر باعث تحول در نقاشی شیراز گردید[۴].
سبک مشخص شیراز در سده (9ق / 15م) شکل گرفت و تا اواخر سده (10ق / 16م) به تحول کند و مستمر خود ادامه داد. قرینهسازی، رنگهای درخشان، افق رفیع در منظرهها، ابرهای پیچان قلمگیری صخرهها به شکل دندانهای، از مشخصات بارز نقاشیهای مکتب شیراز به شمار میآید.
علاوه بر این، نگارگران این خطه، نظام قانونمندی برای ترکیببندی و پیوند متن و تصویر ابداع کردند[۵]. قاعده کلی چنین است که با جای دادن دو یا چهار کتبیه در بالا و پائین نگاره، ساختاری متقارن و هندسی در فضای تصویری به وجود میآید. اگر محورهای عمودی میان کتیبههای فوقانی و تحتانی را ترسیم کنیم، فضا به چند بخش متناسب تقسیم میشود. غالباً، اشخاص و وقایع اصلی در بخش میانی و در زیر خط افق تمرکز مییابند[۶].
روش قانونمندی که در شیراز ابداع شده بود، راه را بر تولید انبوه نسخهها باز کرد و تقلیدهایی که از این سبک در نگارههای ترکی و هندی دیده میشود نشان میدهد که تولیدات این مرکز به شهرهای دیگر نیز صادر میشده است. منظرهپردازی ساده و غیر پیچیده گیاهان قراردادی، پیکرههای فربه با چهرههای گرد و ابروهای کمانی و دماغها و دهانهای کوچک از ویژگیهای این دوره نگارههای شیراز هستند. نسخه مصور خاوراننامه* را میتوان یکی از نمونههای برجسته مکتب شیراز دانست[۷].
نیز نگاه کنید به
کتابشناسی
- ↑ پاکباز، روئین (1378). دایرهالمعارف هنر. تهران: فرهنگ معاصر، ص 336.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ پاکباز، روئین (1379). نقاشی ایران، از دیرباز تا امروز. تهران: لارستان، ص 68.
- ↑ کنبای، شیلا (1379). نقاشی ایرانی. ترجمه مهدی حسینی. تهران: دانشگاه هنر، ص 41.
- ↑ شریفزاده، سید عبدالمجید (1375). تاریخ نگارگری در ایران. تهران: حوزه هنری، ص 96.
- ↑ پاکباز، روئین (1379). نقاشی ایران، از دیرباز تا امروز. تهران: لارستان، ص 73.
- ↑ پاکباز، روئین (1378). دایرهالمعارف هنر. تهران: فرهنگ معاصر، ص 337.
- ↑ رابینسن، ب. و (1376). تاریخ نگارگری ایران. ترجمه یعقوب آژند. تهران: مولی، ص 38.
منبع اصلی
دانشنامه ایران
نویسنده مقاله
علی بوذری