سازمان چریک های فدایی خلق ایران
چريكهاي فدايي خلق ايران، سازمان، فعالان سياسي معتقد به ماركسيسم و مبارزة مسلحانه.
اين سازمان در اواخر فروردين 1350ش از اتحاد دو گروه ماركسيستي،1 جزني ـ ظريفي (گروه جنگل) و احمدزاده ـ پويان شكل گرفت. بيژن جزني و حسن ضياء ظريفي از اعضاي سازمان جوانان حزب توده2 و مسعود احمدزادة هروي و امير پرويز پويان از فعالان سابق جبهة ملي بودند. آنها پس از واقعة پانزده خرداد3 و سركوب گروههاي سياسي و ايجاد فضاي اختناق در دورة حكومت محمدرضا پهلوي، و نيز تحت تأثير تجربههاي مبارزات چريكي در كوبا و الجزاير به اين نتيجه رسيدند كه تنها راه مقابله با حكومت پهلوي مبارزة مسلحانه است.4
گروه جزني ـ ظريفي پيش از تشكيل رسمي سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران در 19 بهمن 1349ش در عملياتي به سرپرستي علياكبر صفايي فراهاني به پاسگاه ژاندارمري سياهكل در استان گيلان حمله كردند، اما همگي دستگير و يا كشته شدند. اين افراد كه به گروه جنگل معروف شدند آغازگر مبارزات مسلحانة سازمان چريكهاي فدايي محسوب ميشوند. اين سازمان در سالهاي 1349 تا 1354 عمليات مسلحانة متعددي را طراحي كرد5 از جمله ترور چند نظامي عالي رتبة ارتش و ساواك*، مانند ترور سرلشگر زينالعابدين فرسيو، رييس دادگاه نظامي و محاكمات سياسي و سرگرد علينقي نيكطبع شكنجهگر ساواك؛ دستبرد به چند بانك؛ بمبگذاري در چند سفارتخانه و دفاتر شركتهاي خارجي و حمله به مراكز پليس در تهران و ساير شهرها.6
چريكهاي فدايي خلق با از دست دادن بسياري از اعضاي با تجربة خود از جمله احمدزاده در اين عمليات از 1354ش، تحت تأثير افكار جزني به بازنگري در عملكرد خود پرداختند و از آن پس براي فعاليت سياسي به ويژه ميان كارگران اهميت بيشتري قائل شدند. سازمان دو نشرية 19 بهمن و نبرد خلق را نيز مخفيانه منتشر ميكرد.7
در مهر 1355ش گروهي از چريكهاي فدايي كه از ادامة مبارزة مسلحانه كاملاً نااميد شده بودند، از سازمان جدا شدند و به رهبري تورج حيدري به حزب توده پيوستند و نشرية نويد را منتشر كردند. اين نخستين انشعاب در سازمانهاي چريكهاي فدايي بود.8
با شكلگيري انقلاب اسلامي، سازمان چريكهاي فدايي دست به سازماندهي مجدد زد و اعضاي آن در حمله به پادگانها و مراكز پليس به ويژه در روزهاي 21 و 22 بهمن 1357ش در كنار مردم و ساير گروهها شركت داشتند. اما آنها پس از پيروزي انقلاب، همهپرسي 12 فروردين 1358ش را تحريم كردند و به تدريج به سبب وجود دو گرايش خصمانه و مسالمتجويانه در برابر جمهوري اسلامي انشعاباتي در سازمان رخ داد كه در پي آن گروهي از فداييان كه در درگيريهاي تركمن صحرا و كردستان رو در روي جمهوري اسلامي قرار گرفتند، به گروه اقليت معروف شدند و در مقابل، گروه اكثريت، جناح محافظهكار و طرفدار سازش و همكاري با جمهوري اسلامي بودند. از آن پس انشعابات ديگري نيز درون سازمان رخ داد، به طوري كه در1360ش 4 گروه خود را به نام «سازمان فداييان» ميخواندند.10 در 1362ش سازمان از هم پاشيد و اكثر فداييان دستگير و يا كشته شدند و گروهي نيز به خارج از كشور گريختند.11
مآخذ:
1- اشرف، حميد. جمعبندي سه ساله. تهران: نگاه، 1357، ص 6-8.
2- بهروز، مازيار. شورشيان آرمانخواه، ناكامي چپ در ايران. ترجمة مهدي پرتوي، تهران: ققنوس، 1380، ص 94، 95.
3- همان. ص 95-97.
4- نجاتي، غلامرضا. تاريخ سياسي بيست و پنج سالة ايران، از كودتا تا انقلاب. تهران: رسا، 1373، ج 1، ص 380-386.
5- اشرف. همان. ص 95-101 و نجاتي. همان. ص387 – 389.
6- آبراهاميان، يرواند. ايران بين دو انقلاب. ترجمة محمدابراهيم فتاحي و احمد گلمحمدي، تهران: ني، 1377، ص 602؛ نيزنك: بهروز. همان. ص 121 و 122؛ اشرف. همان. ص 26ـ31؛ بروجردي، مهرزاد. روشنفكران ايراني و غرب. ترجمة جمشيد شيرازي، تهران، فرزان روز، 1378، ص 64.
7- نجاتي. همان. ص 391.
8- آبراهاميان. همان. ص 595.
9- Abrahamian, Ervand. RadicaL Islam, The Iranian Majahedin. London I: B, Tauris Publishers, 1989, P. 171, 172.
10- استمپل، جان. درون انقلاب ايران. ترجمة منوچهر شجاعي، تهران: رسا، 1377، ص 248ـ250.
11- بهروز. همان. ص 183ـ206.
12- همانجا.
محمدمهدی موسی خان