پرش به محتوا

آرش کمانگیر

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۷ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۰۴:۱۲ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''آرشِ كمانگير،''' از پهلوانان باستاني ايران در داستان‌هاي ملي و از تيراندازان ماهر و افسانه‌اي ريشة اسطوره‌اي حماسة آرش، گاو معجزه آميزي بوده كه مرز بين ايران و توران را نمايان مي‌كرده و پس از مرگ، ‌روان او از تنش بيرون مي‌آمده و به بارگاه...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

آرشِ كمانگير، از پهلوانان باستاني ايران در داستان‌هاي ملي و از تيراندازان ماهر و افسانه‌اي ريشة اسطوره‌اي حماسة آرش، گاو معجزه آميزي بوده كه مرز بين ايران و توران را نمايان مي‌كرده و پس از مرگ، ‌روان او از تنش بيرون مي‌آمده و به بارگاه اهورايي راه برده است.1 كهن‌ترين مأخذ دربارة اين قهرمان، ‌يشت* هشتم از كتاب اوستا* است كه در آن از تيري كه آرش از كوه اِيْرخْشَئُوتَه به كوه خْوَنْوَنْت انداخته، ‌به تمثيل سخن رفته است. صورت اوستايي نام آرش را رخْشَه ضبط كرده‌اند. در ادبيات پهلوي آگاهي چنداني از آرش در دست نيست.2 در ادبيات دورة اسلامي اطلاعات بيشتري دربارة او وجود دارد. در آن ميان، روايات ابوريحان بيروني (م 440ق / ؟م) در آثارالباقيه، ابوحنيفه دينوري (م 281 يا 282ق / ؟م) در اخبار الطوال است. طبق اين روايات، در صلح ميان افراسياب و منوچهر، ‌قرار بر اين شد كه افراسياب به اندازة يك تير پرتاپ از سرزمين ايران را به منوچهر واگذار كند. پس اين مهم به آرش سپرده شد و او با چنان قدرتي تير را از كمان رها كرد كه بدنش از آسيب آن پاره گرديد. اما به فرمان خداوند، باد آن تير را ببرد و پس از پيمايش هزار فرسنگ به درخت گرودي بزرگي اصابت كرد. پرتاب اين تير در 13 تيرماه يعني تير روز اتفاق افتاد.3 آرش يا ارخش همان آرش شِواتير (دارندة تير تيزرو) (صورت فارسي واژة اوستايي خْشْوِيوي اِيِشْو) است كه در ادبيات فارسي افزون بر صفت شواتير به كمانگير نيز شهرت دارد.4 مورخاني چون بلعمي در ترجمة تاريخ طبري يا تاريخ بلعمي، ثعالبي در شاهنامه و ديگران به داستان آرش اشارت دارند. فخرالدين اسعد گرگاني (سدة 4ق / ؟م) نيز در منظومة ويس و رامين از وي ياد كرده است.5 سياووش كسرايي* (1304ش ـ ) منظومة آرش كمانگير (تهران، مرواريد، 1338) و مهرداد اوستا (م 1370ش) منظومة حماسة آرش كمانگير (تهران، توس، 1344) را سروده‌اند.6

مآخذ:
  1. اكبري، ‌مفاخر. صفدر. «آرش كمانگير؛‌مژده آورباران»، مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني، ‌دانشگاه فردوسي مشهد. س 37، ش 4 (زمستان 1383)، ‌مسلسل 147، ص 63.
  2. تفضّلي، ‌احمد. «آرش»، ‌دانشنامة ايران و اسلام. ‌تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ‌2536 (1356)، ‌ج 1، ص 77ـ 78.
  3. صفا، ‌ذبيح الله. حماسه‌سرايي در ايران. ‌تهران: اميركبير، چ 3، 1352، ‌ص 588ـ 589.
  4. ياحقي، محمدجعفر. فرهنگ اساطير و اشارات داستاني در ادبيات فارسي. ‌تهران: سروش ـ مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي (پژوهشگاه علوم انساني )، ‌چ 1، 1369، ص 42.
  5. رستگار فسايي، ‌منصور. فرهنگ نام‌هاي شاهنامه. ‌تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، ‌چ 2، 1379، ص 9ـ 11؛ نيز صفا، همانجا.
  6. رزمجو، حسين. قلمرو ادبيات حماسي ايران. تهران: پژوهشگاه علوم انساني، چ 1، 1381، ج 1، ص 351، 354 و 387؛ و نيز نك: عادل، ‌محمدرضا. فرهنگ جامع نام‌هاي شاهنامه. ‌تهران: نشر صدوق، ‌چ 1، 1372، ص 17.

ابوالقاسم رادفر