فتحعلی شاه قاجار
فتحعليشاه قاجار، دومين پادشاه سلسلة قاجاريه* (حك 1212ـ1250ق / 1797ـ1834م) باباخان، پسر حسينقليخان، برادرزاده و جانشين آقا محمدخان* بود. پيش از پادشاهي از طرف آقامحمدخان حكمران فارس بود كه به كمك حاج ابراهيمخان كلانتر (اعتمادالدوله) به تخت نشست1 و بر مخالفان خود مانند عليقليخان، صادقخان شقاقي، حسينقلي خان، نادرميرزا و ... پيروزي يافت.2 اما با قتل صدراعظم خود، حاجابراهيم خان كلانتر، ميرزا شفيع مازندراني و سپس محمدحسن صدراصفهاني را صدراعظم خويش كرد.3 در زمان او، سه كشور فرانسه، انگلستان (بريتانيا) و روسيه در راستاي اهداف استعماري خود براي دست يافتن بر آبهاي آزاد جنوب ايران و سرزمين هندوستان در اوج رقابت بودند و اوضاع داخلي ايران به ويژه مسألة حكومت هرات كه حكمرانان آن مانند شاه شجاع و كامران ميرزا به تأثير از دخالت بيگانگان مانند فرمانفرماي انگليسي هند بودند، نابسامان بود.4 در پي آن مهديعلي خان (بهادرجنگ، 1214ق / 1799م) و سرجان ملكم [1](1215ق / 1800م) براي مذاكره دربارة هرات و منافع تجاري در خليج فارس و اقيانوس هند و ارتباط ايران با روسيه و فرانسه به حضور فتحعليشاه رسيدند، اما اين روابط پس از قتل سفير ايران، حاجي خليل خان، در هند موقتاً به هم خورد.5 در پي تمايل فتحعليشاه به رابطه با ناپلئون، [2] امپراتور فرانسه، ژوبر[3] (1220ق / 1805م) و روميو[4] (1221ق/ 1806م) و چند افسر مهندس به ايران آمدند و سفير ايران ميرزا رضاخان قزويني در ملاقات با ناپلئون عهدنامهاي به نام فينكناشتاين، [5]در 1 مقدمه و 16 ماده مبني بر كمك فرانسه در مقابل روسيه و انگليس به ايران در ازاي حركت از طريق ايران به سوي هند منعقد كرد (1222ق/ 1807م).6 كه متعاقب آن ژنرال گاردان[6] و افسران فرانسوي براي آموزش نيروهاي نظامي به ايران آمدند اما انعقاد قرارداد تيلسيت[7] ميان روسيه و فرانسه كه ناپلئون تعهدات فرانسه به ايران را در آن ناديده گرفت باعث گرايش فتحعليشاه به انگليس شد7 و سرهارفورد جونز[8] سفير انگليس در قراردادي متعهد به پرداخت كمك مالي و نظامي در جنگ با روسيه به ايران شد (1224ق / 1809م). در زمان سفارت سرگور اوزلي نيز در زمان جنگهاي ايران و روسيه، انگليسيها اگر چه در قراردادهايي متعهد به كمك نظامي، سياسي و اقتصادي به ايران شدند اما در ارتباط پنهاني با روسيه در ضعف و شكست ايران8 در جنگهاي با روسيه كه منجر به معاهدات تحميلي گلستان* (1228ق / 1813م) و تركمانچاي* (1243ق / 1827م)، اشغال بخش عظيمي از سرزمينهاي شمالي ايران توسط روسيه و كسب امتيازات فراوان توسط آنان شد،9 مؤثر بودند. اين جنگها، كه عباسميرزا وليعهد و پسر فتحعلي شاه فرماندهي آن را بر عهده داشت، بر سر مناطق مرزي شمال ايران و توسعهطلبيهاي ارضي روسيه از 1219 تا 1243ق به طول انجاميد.10 و فتاواي جهاد روحانيان كه در رسالة جهاديه توسط ميرزا بزرگ فراهاني گردآوري شدهاند، در اعزام مردم به جنگ نقش مهمي داشت.11 در 1244ق / 1828م، قتل گريبايدوف[9] سفير روسيه در ايران در ماجراي استرداد دو زن ارمني تازه مسلمان شده باعث تيرگي روابط و عذرخواهي رسمي ايران شد.12 در دورة فتحعليشاه روابط ايران و عثماني نيز بر سر مناطق مرزي طرفين، اشغال شهرهاي ايراني توسط عثمانيان، مسألة عشاير مرزنشين و ممانعت عثمانيان از زيارت اماكن مذهبي عراق توسط ايرانيان آشفته شد كه در 1239ق / 1824م با معاهدة ارزنةالروم (ارزروم) توسط ميرزا تقيخان فراهاني (اميركبير)* سفير ايران و محمد امين پادشاه عثماني، صلح ميان طرفين برقرار شد.13 فتحعليشاه به مقدسات مذهبي پايبند بود و با تخلص خاقان شعر ميسرود. از او فرزندان زيادي برجاي ماند كه در نهايت محمدميرزا پسر عباس ميرزا (وليعهد و فرمانده اصلي در جنگهاي ايران با روسيه) به جانشيني او رسيد، بناي عمارتهاي مسجدشاه و باغ نگارستان در تهران، سليمانه در كرج، مسجدشاه سمنان، پلها، كاروانسراها و بازارها در زمان او نشانة توجه به امور عمراني است، در زمان او ابراهيمخان ظهيرالدوله خرابيهاي كرمان را آباد كرد اما اوضاع اقتصادي جامعة ايران به دليل جنگهاي طولاني نابسامان بود. فتحعليشاه در 1250ق در اصفهان فوت كرد و جنازة او را در قم به خاك سپردند.14
مآخذ:
1. خورموجي، محمدجعفر. حقايقالاخبار ناصري. به كوشش حسين خديوجم، تهران: نشر ني، 1363ش، ص10.
2. ميرزا فضلالله شيرازي (خاوري). تاريخ ذوالقرنين. تصحيح ناصر افشارفرد، تهران: كتابخانه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي، 1380ش، ص75.
3. اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان. صدرالتواريخ. تصحيح محمد مشيري، تهران: روزبهان، 1357ش، ص112- 117.
4. اتحاديه، منصوره. انفصال هرات. تهران: نشر تاريخ ايران، 1380ش، ص17- 28.
5. شميم، علياصغر. ايران در دورة سلطنت قاجار. تهران: مدبر، 1374ش، ص70- 82.
6. هوشنگمهدوي، عبدالرضا. تاريخ روابط خارجي ايران (از ابتداي دوران صفويه تا پايان جنگ دوم جهاني). تهران: اميركبير، 1377ش، ص211.
7. هدايت، رضاقليخان. فهرسالتواريخ. تصحيح عبدالحسين نوايي و ميرهاشم محدث، تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، 1373ش، ص353.
8. براي آگاهي بيشتر← خانملك ساساني، احمد. دست پنهان سياست انگليس در ايران. تهران: هدايت، 1352ش.
9. وحيدنيا، سيفالله. معاهدات ننگين قاجار. تهران: فرنگيس، 1375ش، ص89- 99.
10. كاظمزاده، فيروز. روس و انگليس در ايران. ترجمة منوچهر اميري، تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، 1371ش، ص3- 4.
11. منذر، ع. جهاد دفاعي و جنگطلبي ايران و روس تزاري. تهران: نشر دارالحسيني، بيتا، ص87- 98.
12. لسانالملك سپهر، محمدتقي. ناسخالتواريخ (تاريخ قاجاريه). به اهتمام جمشيد كيانفر، تهران: اساطير، 1377ش، ص418- 426.
13. مفتوندنبلي، عبدالرزاق. مآثر سلطانيه. به اهتمام غلامحسين صدريافشار، تهران: ابنسينا، 1351ش، ص375- 376.
14. مستوفي، عبدالله. شرح زندگاني من (تاريخ اجتماعي و اداري دورة قاجاريه). تهران: زوار، 1371ش، ج1، ص36- 41.
اکبر قاسمی
[1]. Sir Jhon Malkom
[2]. Napléon Bonaparte
[3]. Amedé Jaubert
[4]. Romieux
[5]. Finkenstein
[6]. General Gardan
[7]. Tilisit
[8]. Sir Harford Jones
[9].Alexander S.Griboidov