چشم پزشکی
چشم پزشکی، گرچه درباره چشم پزشکی در ایران باستان آگاهی اندکی داریم اما تردیدی نیست که این رشته مانند دیگر شاخههای پزشکی، تخصصی ویژه محسوب میشده و شاخههای مختلف آن نیز روشن بوده است. مثلا «جراحان چشم» جزو چشم پزشکان به شمار میآمدند و نه کاردپزشکان (=جراحان). رواج بسیاری از اصطلاحات فارسی چشم پزشکی حتی در آثار عربی دوره اسلامی نیز نشانه سابقه دیرین ایرانیان در این زمینه است. مانند: مورسَرَک (پیش آمدگی کوچک سیاهی در عنبیه پس از سوراخ شدن قرنیه چشم که به سر مورچه تشبیه شده است)، شَبْکُره یا شبکور (شب کوری) و روز کور و نیز روشنایا/روشنایی (روشن+ آیی، آورنده روشنی [به چشم]، نام دستهای از مرهمهای چشم و نیز نام خاص یک داروی ویژه درمان چشم). در بیمارستان جندیشاپور و نیز بیمارستانهای بزرگ سراسر جهان اسلام (که به تقلید از جندی شاپور ساخته شده بود)، بخشی ویژه، دارای مدیر مستقل، برای چشم پزشکی وجود داشت که چشم پزشکانی زبده در آن به کار مشغول بودند. چشم پزشکان نیز مانند دیگر پزشکان میباید برای گرفتن پروانه کار، امتحاناتی را میگذراندند و به چشم پزشکان بی پروانه و بویژه دورهگرد اعتنایی نمیشد. بیتردید همین سابقه دیرین موجب شد که نخستین آثار چشم پزشکی دوره اسلامی را پزشکان و شاگردان مکتب پزشکی جندیشاپور بنویسند. از جمله دَغَل العین (تباهی چشم) ابن ماسویه* و العشر مقالات فی العین و علاج أمراض العین بالحدید(درباره جراحی چشم) شاگردش حنین بن اسحاق. در سدههای بعدی نیز چشم پزشکان برجستهای از ایران برخاست. محمد بن زکریا رازی* در جلد دوم الحاوی درباره علل کاهش دید ملاحظات بالینی شایان توجهی آورد و به تأثیر آبله در بینایی توجه کرد. ابوالحسن طبری* نیز درباه بیماریهای چشم تحقیقات قابل توجهی دارد. ابوروح محمد بن منصور جرجانی (گرگانی) معروف به زرین دست نیز در حدود 480ق/1087م نورالعیون، کهنترین نوشته مستقل فارسی موجود در چشم پزشکی را به رشته تحریر درآورد.
در سده اخیر نیز چشم پزشکان برجستهای در سطح جهانی در ایران به فعالیت پرداختهاند از جمله پروفسور محمد قلی شمس( درگذشت 1375ش در تهران)، از نخستین استادان دانشگاه تهران، روش الکترو کوآگولاسیون را ابداع کرد که در کنگره بین المللی پزشکی پاریس در 1333ش/1954م به عنوان بهترین روش درمان تراخم شناخته و از آن تقدیر بسیار شد[۱][۲][۳][۴].