دریاچه خزر
خزر، نام دريايي در شمال ايران، درهمسايگي استانهاي گيلان در غرب و جنوب غربي، مازندران درجنوب و جنوب شرقي و گلستان درشرق.
اين دريا يا درياچة بسته و محصور در خشكي خزر با چهار كشور تركمستان در شرق، قزاقستان در شرق و شمال شرق، روسيه غرب و شمال غرب و با آذربايجان (= اران) در غرب همسايه است.1 خزر به عنوان بزرگترين درياچة جهان، داراي مساحتي در حدود 436000 كم2، طولي معادل 1200 كم و عرضي برابر با 220 تا 550 كم است. سطح آب اين دريا 5/28 م كمتر از ميانگين سطح درياهاي آزاد و گودي آن در قسمتهاي شمالي 10 تا 12 متر، در قسمت مياني تا 770 متر و در جنوب يعني سواحل ايران تا 1000 م نيز به دست آمده است.2 مقدار سطح و عمق اين دريا در برخي منابع تاريخي، به سبب افزايش يا كاهش آبهاي ورودي به آن در دورههاي متخلف، با هم تفاوتهايي دارد (براي اطلاع در اين مورد نك: اطلس ملي ايران؛ مآخذ 3 و ژئوفورمولوژي ايران، مآخذ 4.
مساحت جزيرههاي موجود در درياي خزر در مجموع 2220 كم2 و محيط آن حدود 3000 كم است كه 900 كم آن را مرز ساحلي ايران تشكيل ميدهد.5
درياي خزر از بقاياي درياهاي قديمي است كه در طول دورانهاي زمينشناسي دچار تحولات زيادي شده و سرانجام در اواخر دوران سوم زمينشناسي و در اثر حركات زمين ساختي، به شكل حاضر درآمده است. اين دريا همراه با درياچة آرال، تا آغاز دوران سوم، با فرورفتگي ايران مركزي مرتبط بوده اما با بالا آمدن سلسله جبال البرز، ارتباط آن با فرورفتگي مذكور قطع شده و خود به صورت يك حوضة جداگانه درآمده است.6
آب درياي خزر از طريق جريانهاي سطحي، بارش و آبهاي زيرزميني و چشمهها تامين ميشود. حدود 2 تا 3 درصد آب اين دريا را آب رودهايي كه از ايران سرچشمه ميگيرند، و 97 تا 98 درصد بقيه آن را آب رودهاي ساير كشورهاي ساحلي خزر، به ويژه روسيه و آذربايجان (شمال غرب وغرب دريا) تامين ميكنند.7
در ايران حوضة آبريز درياي خزر را كوههاي آذربايجان شمالي و خاوري تا كردستان مركزي و دامنههاي شمالي البرز و كوههاي باختري خراسان شمالي تشكيل ميدهند كه روي هم 200/174 كم2 مساحت دارند و بيش از 350 رود كوچك و بزرگ از حوضه وسيع آبريز كه حدود 1742 كم2 وسعت دارد، به سوي درياي خزر جريان دارند. به جز رودهاي نسبتاً پرآب ارس، سفيدرود، هراز و اَتْرَك، كه حوضههاي وسيع كوهستاني دارند، بقيه داراي شيب زياد و طول كم هستند.8
اگر سواحل درياي خزر را به پنج منطقه تقسيم كنيم، رودها ورودخانههاي موجود در هر منطقه به شرح زير هستند:
- منطقة جنوبي (سواحل ايران از شرق به غرب): رودهاي اترك، گرگان، قرهسو، تجن، طالار، هراز، چالوس، چشمه كيله (تنكابن)، پلرود، شلمان رود، چمخاله، سفيدرود، پسيخان، شاخزر،ماسوله، لمبر، گرگان رود و چند رود كوچك ديگر (نيز نك: رودخانههاي ايران).
- منطقة جنوب شرقي دريا (سواحل تركمنستان): به جز رودخانة محلي كوچك، رود قابل ذكري ندارد.
- منطقة شمال شرقي (سواحل قزاقستان): به جز چند رودخانة محلي، تنها رود قابل ذكر رود امبا است.
- منطقة شمال و شمال غربي (سواحل فدراسيون روسيه): اورال[1]، ولگا[2] با شعبههاي چندگانه و چند رودخانه محلي ديگر.
- منطقة غرب دريا (سواحل جمهوري خودمختار داغستان از فدراسيون روسيه و جمهوري آذربايجان): كوما[3]، ترك[4]، سمور[5] ، كورا[6]، ارس[7] و چند رود محلي ديگر.9
درياي خزر علاوه بر آنكه به لحاظ جغرافيايي يك درياچه به حساب ميآيد، از نظر تركيبات موجود در آب نيز با ساير درياها و اقيانوسها متفاوت است. آب درياچه خزر نسبت به آب اقيانوسها كلريد سديماش بسيار كمتر، اما يون كلسيم و سولفات آن بسيار بيشتر است و از اين رو به درياچههاي آب شيرين شباهت بيشتري دارد.10
در گذشته، فرونشيني كف دريا و تبخير شديد آب آن، بويژه در خليج قره بغاز درساحل شرقي دريا، سطح آب دريا را كاهش داده و آبرفتهاي تهنشين شده در سواحل جنوبي آن را به تدريج به صورت جلگه از آب بيرون آورده است. در سالهاي اخير سطح آب درياي خزر به طور محسوس و غيرمنتظره بالا آمده و موجب خسارتهاي زيادي به ساحلنشينان شده است. اين بالا آمدگي آب منشاء تكتونيكي[8] (درزمينشناسي، زمين ساخت) نداشته و دخالت انسان در طبيعت (ورودي كنترل نشده آبهاي سطحي به دريا) موجب بروز آن گرديده است.11
درياي خزر افزون بر اهميت زيست محيطي و جغرافيايي و ارزش مبادلات اقتصادي آن در منطقه، به لحاظ تعاملات فرهنگي و ارتباطات انساني و اجتماعي جوامع ساكن در اطراف آن، داراي اهميت و حتي شگفتيهاي بسيار است. كمتر درياچه يا دريايي را ميتوان يافت كه تنوع قومي و فرهنگي در سواحل آن به اندازهاي باشد كه در پيرامون خزر بوده است. نامهاي گوناگون و متعددي كه بر اين درياي بسته، در طول تاريخ نهاده شده است، خود حكايت از حيات تاريخساز قوميتها و مليتهاي مختلف در سواحل آن دارد:
درياي كاسپين[9] (در زبانهاي اروپايي) يا بَحرُالقَزوين (در زبان عربي)، به سبب اقامت قوم كاسپي يا كاسيها در جنوب و غرب دريا؛ درياي طبرستان به سبب اقامت تپورها در منطقة جنوبي دريا (تپورستان)؛ درياي خزر به سبب اقامت قوم خزر در منطقة شمال دريا (دشتِ قبچاق)؛ درياي مازندران به بب داشتن ساحل نسبتاً طولاني در منطقة جنوبي دريا؛ درياي آبسكون، درياي گُرگان، درياي خراساني، درياي جيلي، درياي ساري، درياي گيلان، درياي انزلي و نامهايي ديگر كه به سبب همجواري با منطقهاي خاص نامگذاري شدهاند.12
در جغرافياي استرابو درياي خزر كه قلمروي موسوم به كاسپيانه و از آنِ آلبانيهاي [آلبانياييهاي قفقاز] دانسته شده و آمده است كه اين اسم را از قبيلة كاسپين گرفتهاند، همانگونه كه دريا نيز همين اسم را دارد.13 حدودالعالم در بارة درياي خزر مينويسد: «... ديگر درياي خزر است، ناحيت مشرق ازو بيابانيست كه بغوز [كه به غوز] و خوارزم پيوسته است. ناحيت شمال بغوز و بعضي از خزران پيوسته است و ناحيت مغرب ازو به شهرهاء گيلان و ديلمان و طبرستان و گرگان پيوسته است و اين دريا را هيچ خليج نيست. و در ازاء اين دريا چهارصد فرسنگست اندر پهناء چهارصد فرسنگ و از او هيچ چيز نخيزد مگر ماهي.»14
اگر شرح مؤلف حدودالعالم در بارة درياي خزر، كه طول و عرض آن را برابر دانسته و آن را فاقد خليج معرفي كرده صحيح باشد، پس بايد يا درياي خزر در طول حدود يك هزار سال از زمان تأليف كتاب تاكنون تغييرات بسياري كرده باشد و يا اينكه اصولاً چنين شرحي در بارة اين دريا نميتواند صحيح و دقيق باشد. در حال حاضر افزون بر چندين جزيره و شبه جزيرة بزرگ و كوچك، از جمله آبسكون يا آشوراده در سواحل ايران كه شرح آن در كتابهاي جغرافيايي و تاريخي بسياري آمده است15، درياي خزر داراي چندين خليج از جمله خليج گرگان، خليج انزلي، خليج قرهَبغاز، خليج حسينقلي و جزء آن است كه شكل و سطح آنها در دورههاي كاهش يا افزايش آب دريا تغييراتي ميكند.
مآخذ:
1- الف: سازمان نقشهبرداري كشور. نقشه تصميمات كشوري ايران. تهران: سازمان نقشهبرداري كشور(سازمان مديريت و برنامهريزي كشور). 1384، ص12.
ب: تكميل همايون، دكتر ناصر. سرگذشت درياي مازندران. چ2. تهران: دفتر پژوهشهاي فرهنگي. 1380. صص 16- 14.
2- سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح. فرهنگ جغرافيايي رودهاي كشور. چ1. تهران: سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح، 1382، ص3.
3- سازمان نقشهبرداري كشور. اطلس ملي ايران (اطلس زمينشناسي). نگارش دوم. چ1. تهران: سازمان نقشهبرداري كشور (سازمان مديريت و برنامهريزي كشور). 1382. ص12.
4- علايي طالقاني، دكتر محمود. ژئوفورمولوژي ايران. چ3. تهران: قومس، 1384، ص 326.
5- مضخم پايان، لطفالله. درياي خزر. ترجمه جعفر خاميزاده. رشت: هدايت 1375. صص 37-43.
6- منبع 4- ب. صص 326 و 327.
7- منبع 2. ص 4.
8- منبع 3. ص 8.
9- منبع 1- ب. صص 22 و 23.
10- درويشزاده، علي. نوسانات آب درياي خزر. فصلنامه رشد آموزش زمينشناسي. ش 21 و 21، تهران: سازمان پژوهش و برنامهريزي آموزشي، 1369، صص 15- 9.
11- منبع 4. ص 330.
12- منبع 1- ب. صص 14- 12.
13- استرابو. جغرافياي استرابو. ترجمه همايون صنعتيزاده. چ1. تهران: 1382. ص19.
14- حدودالعالم منالمشرق اليالمغرب. به كوشش دكتر منوچهر ستوده. تهران: كتابخانه طهوري. 1362. ص13.
15- تكميل همايون، دكتر ناصر. آبكسون يا جزيره آشوراده. چ1. تهران: دفتر پژوهشي فرهنگي. 1379. صص 28- 18.
غلامحسین تکمیل همایون
2- Oral
[2] - Wolga
[3] - Kouma
[4] - Terek
[5] - Samour
[6] - Koura
[7] - Aras/Arax
[8] - Tectonique
[9] -