ری
ري، مركز شهرستاني به همين نام، واقع در جنوب استان تهران.
شهرستان ري از شمال با شهرستان تهران، از غرب با شهرستانهاي اسلامشهر و رباط كريم و زرنديه (در استان مركزي)، از جنوب با شهرستان قم (در استان قم) و از شرق با شهرستانهاي پاكدشت و ورامين همسايه است1 و برابر با آخرين تقسيمات كشوري، اين شهرستان داراي 3 بخش 4 شهر و 6 دهستان است.2
شهر ري با مختصات جغرافيايي ً15 َ26 ْ51 طول خاوري و ً45 َ35 ْ35 عرض شمالي و با ارتفاع 1060 متر از سطح دريا با آب و هوايي معتدل و خشك، در فاصلة 15 كيلومتري از ميدان آزادي تهران و تقريباً متصل به محدودة جنوبي اين شهر قرار دارد. در نقشه هم بارش استان تهران، ميزان بارندگي در ري بين 100 تا 200 ميليمتر گزارش شده است؛ در حالي كه در قسمت شمالي استان و در فاصلهاي نه چندان دور از ري، ميزان بارندگي بين 500 تا 600 ميليمتر محاسبه شده است.3 اين تغيير ناگهاني ناشي از حاكميت اقليم كوهستاني در شمال استان تهران و نزديكي به آب و هوايي بياباني در ري به ويژه مناطق جنوبي آن است كه تقريباً در همسايگي آب و هواي كويري استان قم قرار دارد. ري در دشتي وسيع و جلگهاي حاصلخيز واقع شده است. اين شهر قديمي كه در دامنههاي جنوبي البرز و همراه با روستاهاي خود در حد فاصل رودهاي كرج در مغرب و جاجرود در مشرق قرار گرفته است؛ در بستر رسوبات اين دو رود موجوديت يافته و به حيات تاريخي خود ادامه داده است. با توجه به شرايط مساعد و متنوع اقليمي ري كه در كمتر نقطهاي از دامنههاي جنوبي كوهستان البرز يافت ميشود و نيز به لحاظ موقعيت سوقالجيشي كه آن نيز مرهون ديوار دفاعي البرز است، ري همواره بستر تمدن و مدنيتي ديرين شده، به گونهاي كه تصاحب و تملك اين مدنيت كم نظير خود موجب بروز جنگها و حوادث متعدد تاريخي، سياسي و از سويي ديگر باعث تبادلات فرهنگي و آفرينشهاي هنري گرديده است. در حال حاضر به دليل رشد و گسترش بيروية شهر تهران و پخش آلودگيهاي مختلف به ويژه به سوي جنوب آن، شهر ري از ديدگاه زيست محيطي، گرفتار مشكلات و مصائبي شده است. عامل موقعيت كه روزگاري امتيازي براي ري بود، اكنون به عاملي منفي و مخرب بدل گشته و بيم آن ميرود كه با از بين رفتن عوامل مثبت زيست محيطي نظير زمينهاي حاصلخيز، آب چاه، قنات و رودخانه و ساير منابع حياتي، عوامل منفي جايگزين شده، موجبات از بين رفتن تدريجي حيات گياهي و حيواني در اين شهر شود.4 ري شهري كهن بنياد و پرآوازه بوده به گونهاي كه در متون تاريخي به زبانهاي مختلف دهها نام از جمله آرساكيا، ارشكيه، راجيك، راگ، مادپايين، آرساسيا، ارازي، اروپوس، اورُپس، بت رازيكايه، راجيس، راگس، راگا، رام اردشير، ماد راجيانا و نيز لقب شيخالبلاد، براي آن ذكر شده است.5 به سبب دفن حضرت عبدالعظيم حسني در ري، اين شهر به نام حضرت عبدالعظيم و يا شاهزاده عبدالعظيم نيز خوانده ميشد؛ اما در 1317ش فرهنگستان ايران، نام باستاني ري را به جاي آن برگزيد.6 دربارة ري، جدا از مستندات جغرافيايي و تاريخي، در افسانهها و داستانهاي برجاي مانده نيز مطالبي به چشم ميخورد كه خود حكايت از قدمت و عظمت تاريخي اين شهر دارد. در متون تاريخي و جغرافيايي مسلمانان، شيث بن آدم به عنوان بنيانگذار ري معرفي شده و توسعه و گسترش آن به هوشنگ پادشاه پيشدادي نسبت داده شده است و فردوسي هم بناي صد ده برگرد «ري» را به كيقباد نسبت ميدهد: 7
بسي شهر خرم بنا كرد كي چو صد ده بنا كرد برگرد ري
به هر حال با توجه به آثار و منابع تاريخي، پيشينة مدنيت در ري به هزارة سوم پيش از ميلاد ميرسد و در اوستا و كتاب عهد عتيق و نيز آثار يوناني و لاتيني و همچنين در كتيبة داريوش بزرگ از ري نام برده شده است.8 در دورة اسلامي نيز عظمت ري و اهميت علمي و فرهنگي آن همچنان پا بر جاي بود، به گونهاي كه اين شهر همواره مهد و محل پرورش بزرگاني چون محمد زكريا، امام فخر، ابوالفتوح و بسياري ديگر از فقيهان و دانشمندان گرديد و همگي با نسبت رازي (ري زي) در جهان اسلام و حتي بيرون از آن شهرتي تاريخي يافتند. در عجايب المخلوقات و غرايب الموجودات دربارة ري آمده است:9 «ري شهريست معظم، نعمتها آيد از آنجا نيكو، پنبه و سنجد رازي و نار طهراني و انگور و طبقهاء شمشاد». و ديگر اينكه:10 « و بري [به ري) با آنك [آنكه] نعمت بسيار بود [اما] گران باشد و اهل وي مخالفت يكديگر كنند از بهر دين، في الجمله شهريست اسلامي هيكلي نيكو دارد و پر معاني...» و در حدودالعالم: «شهريست عظيم و آبادان و با خواسته و مردم و بازرگانان بسيار و مستقر پادشاه جبال»،11 همچنين «آبهاي ايشان از كاريز است و از وي كرباس و برد و پنبه و غضاره و روغن و نبيد خيزد و از نواحي [وي] طيلسانهاء پشمين نيكو خيزد و محمد زكرياء بچشك از آنجا بود و تربت محمد بن الحسن الفقيه و كسايي مقري، و فراخري [فزاري] منجم از آنجاست».12 در البلدان نيز از ري چنين ياد شده است:13 «و نام شهر ري، محمديه است، بدان جهت، بدين نام ناميده شده، كه مهدي در خلافت منصور، هنگامي كه، براي جنگ با عبدالجبار بن عبدالرحمان ازدي، متوجه خراسان گرديد، در آن فرود آمد و آن را ساخت و رشيد، همانجا تولد يافت ... و اهل ري مردمي به هم آميخته از عجماند و عرب آن اندك است. قرظة بن كعب انصاري در خلافت عمر بن خطاب، در سال بيست و سه (23هـ) ري ر ا فتح كرد». و بالاخره در نزهت القلوب دربارة ملك ري كه آرزوي حكومت بر آن، در دل عمر سعد عليه اللعنه باعث قتل اميرالمؤمنين حسين بن علي شد14، چنين آمده است: «ري از اقليم چهارم است و اُمّ البلاد ايران و به جهت قدمت آن را شيخ البلاد خوانند».15
ري در طول حيات تاريخي خود گرفتار مصائب متعددي شد. هم در عهد باستان كه زلزلهاي سخت عظيم، ري را ويران ساخت و «سلوكوس نيكاتر[1]» (280- 312ق.م) آنجا را دوباره ساخت و اين شهر را به نام وطن خويش در مقدونيه، «اورپس» يا «اورپا» ناميد16 و هم در سدههاي بعد كه: «بر اثر زلزلههايي چند (چون زلزلة 236ق/ 850 يا 851م) ويران شد، و يورش تركان نيز بر آن آسيبهاي فراوان وارد آورد»17 اما ري همچنان پايدار ماند اما پس از مخاصمات داخلي كه: «زيادت از صدهزار آدمي به قتل آمدند و خرابي تمام به حال شهر راه يافت»،18 حملة مغول نيز آن را به كلي ويران ساخت، به گونهاي كه اين شهر بلند آوازه، اما نگونبخت درحد روستايي زيارتي سقوط كرد و پس از انتخاب تهران به عنوان پايتخت، شهر ري مقهور يكي از روستاهاي گمنام خود، به نام تهران شد. در حال حاضر در محدودة شهر ري، احداث تأسيسات مختلف خدماتي، فرهنگي، آموزشي و نيز توسعة حرم حضرت عبدالعظيم و ساخت جادهها و بزرگراههاي ارتباطي، رونقي دگر باره به ري بخشيده است. جمعيت شهرستان ري در 1375، تعداد 610127 تن بوده كه 356079 تن از آنان به شهر ري و بقيه به ساير مناطق شهري و روستايي شهرستان مذكور تعلق دارد.19 آستانة حضرت عبدالعظيم، بقعة ابنبابويه، مقبرة بيبي شهربانو، نقوش برجسته روي سنگ چشمهعلي، امامزاده عبدالله، برج طغرل، آثار تپههاي باستاني ري باستان، بقعة جوانمرد قصاب، زندان هارون، بازار شهرري و قلعهگبري، از جمله آثار تاريخي شهر هستند20 كه همراه با قبور بسياري از علما، مشاهير و بزرگان علم و ادب ايران، همواره مشتاقان بسياري را به سوي خود جلب ميكند.
مآخذ:
1. دفتر تقسيمات كشوري. نقشه و جدول تقسيمات كشوري. تهران: وزارت كشور، 1383.
2. دفتر تقسيمات كشوري. نشرية عناصر و واحدهاي تقسيمات كشوري. تهران: دفتر تقسيمات كشوري (وزارت كشور)، 1383.
3. سازمان پژوهش و برنامهريزي آموزشي. جغرافياي استان تهران. چ5، تهران: شركت چاپ و نشر كتابهاي درسي ايران، 1383، ص11 (نقشه هم بارش استان تهران)؛ جعفري، عباس. گيتاشناسي ايران. ج 3، دايرةالمعارف جغرافيايي ايران، چ 1، تهران: گيتاشناسي، 1379، ص 627.
4. همان. ص 35-39.
5. چكنگي، عليرضا. فرهنگنامة تطبيقي نامهاي قديم و جديد مكانهاي جغرافيايي ايران و نواحي مجاور. چ 1، مشهد: بنياد پژوهشهاي اسلامي، 1378، ص 212 و 213.
6. افشار سيستاني، ايرج. پژوهش در نام شهرهاي ايران. چ2، تهران: روزنه، 1382، ص362.
7. مستوفي، حمدالله. نزهةالقلوب. به كوشش گاي لسترنج، ليدن: بريل، 1333ق/1915م، ص 53؛ كريمان، حسين. ري باستان. تهران: انجمن آثار ملي، 1349، ج 2، ص 92 و 454.
8. تكميلهمايون، ناصر. تاريخ اجتماعي و فرهنگي تهران. ج1، تهران: دفتر پژوهشهاي فرهنگي، 1377، ص19.
9. طوسي، محمد بن محمود بن احمد. عجايبالمخلوقات و غرايب الموجودات. چ2، به كوشش منوچهر ستوده، تهران: شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1382، ص226.
10. همان. ص227.
11. حدودالعالم من المشرق الي المغرب. به كوشش منوچهر ستوده. تهران: طهوري، 1362، ص 142.
12. همانجا.
13. يعقوبي، ابن واضح. (احمد بن ابييعقوب). البلدان. بيروت: دار احياء التراث العربي، 1408ق / 1988م، ص 45.
14. مستوفي. همان. ص94.
15. همانجا.
16. كريمان. همان. ج1، ص75- 76.
17. تكميلهمايون. همان. ص21.
18. مستوفي. همان. ص 53.
19. مؤسسة گيتاشناسي. اطلس گيتاشناسي استانهاي ايران. چ1، تهران: گيتاشناسي، 1383، ص96.
20. همان. ص95.
غلامحسین تکمیل همایون
[1]. Nicator