کرمانشاه
كرمانشاه، مركز استان و شهرستاني به همين نام، واقع در غرب كشور.
شهرستان كرمانشاه، برابر آخرين تقسيمات كشوري، داراي 4 بخش، 4 شهر و 13 دهستان است.1 اين شهرستان از شمال با شهرستان كامياران (در استان كردستان)، از جنوب با شهرستان سرابله (در استان ايلام)، از غرب با شهرستانهاي جوانرود و اسلامآباد غرب، از شرق با شهرستانهاي نورآباد (در استان لرستان) و هرسين و صحنه همسايه است.2
شهر كرمانشاه، با مختصات جغرافيايي ً00 َ04 ْ47 طول شرقي و ً45 َ18 ْ34 عرض شمالي و ارتفاع 1420 متر از سطح دريا با آب و هوايي معتدل تا معتدل مايل به سرد و نيمه خشك و نيمه مرطوب به عنوان يكي از پرآبترين مناطق ايران، با ميانگين بارندگي 460 ميليمتر و ميانگين 89 روز يخبندان در طول سال،3 و در فاصلة اندكي از دامنههاي جنوبي كوههاي پرآو (پرو) به اتفاع 3359 متر و كوه بلوچ (داربيد) به ارتفاع 2850 متر و در كنار رود قرهسو قرار دارد.4 كرمانشاه از طريق راه آسفالت شده، در فاصلة 511 كيلومتري تهران واقع شده است.5 با احداث راههاي درجه يك و بزرگراه، كرمانشاه به شهرهاي مختلف ديگر از جمله به شهرهاي مرزي نفت شهر، قصر شيرين و نوسود و ساير نقاط مرزي با كشور عراق مرتبط شده و از اين رو داراي اهميت ارتباطي و استراتژيك است.6
از كرمانشاه در منابع و متون تاريخي با نام متعددي ياد شده است كه برخي از آنها از اين قرار است: بيت همبان، خرخار، خور مثين، خور مهين، قرماسين، كامبادان، كرماچان، كرماشان و نيز لقبهاي دارالشوكت و دارالدوله.7
در حدودالعالم يك بار از كرمانشاه با نام «كرمان شاهان» ياد شده كه «بر ره حجاج است و نيز انبوه و آبادان و با نعمت»8 در البلدان نيز آمده است كه «كرمانشاه شهري است جليلالقدر و پرجمعيت كه بيشتر اهالي آن عجماند، از پارسيان و كردها...».9
در فتوحالبلدان، از كرمانشاه با نام قرماسين ذكري به ميان آمده10 و در نزهتالقلوب نيز در شرح كرمانشاه، با نام كرمانشاهان چنين آمده است: «آن را در كتب قرماسين نوشتهاند. از اقليم چهارم است... بهرام بن شاپور ذوالاكتاف ساساني ساخت و قباد بن فيروز ساساني تجديد عمارتش كرده و درو جهت خود عمارت عاليه ساخت و پسرش انوشروان عادل درو دكّهاي ساخت صد گز در صد گز و در يك جشن برو ففغور چين و خاقان ترك و راي هند و قيصر روم او را دستبوس كردند».11
لسترنج نيز كرمانشاه را از شهرهاي بزرگ ايران ميداند، بدين شرح: «چهار شهر بزرگ قرميسين (كرمانشاه كنوني)، همدان، ري و اصفهان از زمان قديم بزرگترين شهرهاي نواحي چهارگانة ايالت جبال بود».12 وي سپس ميافزايد: «كرمانشاهان، كه نام آن معمولاً به صورت كرمانشاه مختصر ميشود، نزد اعراب به نام قرميسين معروف بود (قرماسين و قرماشين نيز نوشته ميشد».13 لسترنج در كتاب خود، به نقل از برخي از جغرافيدانان مطالبي را دربارة كرمانشاه به شرح زير بيان ميدارد: «ابنحوقل در قرن چهارم به آن [شهر كرمانشاه] اشاره نموده گويد شهري زيباست و در ميان اشجار و آبهاي روان واقع گرديده، ميوهاش ارزانست و وسايل آسايش فراوان. مقدسي، نخستين كسي كه اسم ايراني كرمانشاهان را در كتاب خود آورده، گويد: مسجد جامع شهر در بازار است و عضدالدوله ديلمي در آنجا قصري نيكو در كنار جاده ساخته است. قزويني در قرن هفتم قرميسين را نام ميبرد و گويد نزديك كرمانشاهان است چنانكه گويي هر دو يك شهر هستند. ياقوت كه هر دو اسم را ذكر ميكند تفصيلي دربارة شهر نميدهد و فقط به شرح كتيبهها و خرابههاي واقع در كوه مجاور بهستان ميپردازد».14
به هر حال كرمانشاه به رغم تصور عدهاي كه آن را شهري نوبنياد ميپندارند، همواره داراي جايگاهي رفيع در تاريخ ايران بوده است. سنگ نوشتهها و تصاوير موجود در بيستون و طاق بستان كه شامل آثاري از دورة شاهنشاهي هخامنشي و ساساني ميشود و نيز ديگر آثار مكشوفه و برجاي مانده از گذشتههاي دور و نزديك، خود حاكي از مدنيت زنده و پايدار در منطقه بوده است.
با اين حال كرمانشاه در مقاطعي از تاريخ حيات سياسي و اجتماعي خود، دچار انحطاط، صدمات و لطماتي نيز گرديده است. در حملة مغول و در دورة اشغال به دست عثمانيها و قواي اشغالگر در جنگهاي اول و دوم جهاني و آخرين بار در جنگ حكومت بعثي عراق عليه ايران، گرفتاريهايي را متحمل شد. پس از انقلاب 1357 در ايران نام مجعول باختران بر كرمانشاه گذاشته شد كه پس از چندي اين شهر دوباره نام تاريخي خود را بازيافت. به دليل شرايط مساعد اقليمي، كشاورزي و دامداري در روستاهاي اين شهر رونق داشته و در سالهاي اخير صنايع جديد و مراكز توليدي و خدماتي نيز براي اشتغال شهرنشينان و توسعة اقتصادي و اجتماعي منطقه، در كرمانشاه احداث گرديده است. تصويب طرح احداث خط آهن تهران – كرمانشاه در صورت اجرا و ادامة آن به مناطق مرزي، بيترديد گام بلندي براي توسعه و افزايش اهميت ارتباطي اين شهر خواهد بود. كرمانشاه داراي پالايشگاه نفتي است كه از چاههاي نفت شاه به سوي اين شهر هدايت ميشود. افزون بر آثار برجاي مانده از پيش از اسلام و پس از آن كه بيشتر شامل مساجد قديمي عمادالدوله، جامع، حاجي شهبازخان و چند مسجد ديگر ميشود، مناظر طبيعي در اطراف شهر نيز از جاذبههاي گردشگري اين شهر است.15
جمعيت شهر كرمانشاه در سرشماري 1375، تعداد 692986 تن بود كه طبق برآوردها در 1384 به 816428 تن رسيده است.16
مآخذ:
1. دفتر تقسيمات كشوري. نقشه و جدول تقسيمات كشوري. تهران: وزارت كشور، 1383.
2. همان.
3. جعفري، عباس. گيتاشناسي. ج 3، دايرةالمعارف جغرافيايي ايران. چ1. تهران: گيتاشناسي، 1379، ص 993.
4. سازمان پژوهش و برنامهريزي آموزشي (وزارت آموزش و پرورش). جغرافياي استان كرمانشاه. چ5، تهران: شركت چاپ و نشر كتابهاي درسي ايران، 1383، ص8.
5. سازمان حمل و نقل و پايانههاي كشور (وزارت راه و ترابري). اطلس جادههاي ايران (ويرايش دوم). تهران: همشهري، 1380، ص 133و 134.
6. مؤسسة گيتاشناسي (واحد پژوهش و تأليف). اطلس گيتاشناسي استانهاي ايران. چ1، تهران: گيتاشناسي، 1383، ص162.
7. چكنگي، عليرضا. فرهنگنامة تطبيقي نامهاي قديم و جديد مكانهاي جغرافيايي ايران و نواحي مجاور. چ1، مشهد: آستان قدس رضوي، بنياد پژوهشهاي اسلامي، 1378، ص 240 و 241.
8. حدود العالم من المشرق الي المغرب. به كوشش دكتر منوچهر ستوده، تهران: 1362، كتابخانة طهوري، ص141.
9. احمد بن ابييعقوب (ابن واضح يعقوبي). البُلدان. ترجمة دكتر محمدابراهيم آيتي، چ4، تهران: شركت انتشارات علمي و فرهنگي ايران، 1381، ص37.
10. البلادزي، احمد بن يحيي. فتوحالبلدان. ترجمة محمد توكل، تهران: نقره 1367، ص131.
11. مستوفي قزويني، حمدالله. نزهتالقلوب. به كوشش دكتر محمد دبيرسياقي، چ1، قزوين: حديث امروز، 1381، ص163.
12. لسترينج، گاي. جغرافياي تاريخي سرزمينهاي خلافت شرقي. ترجمة محمود عرفان، چ6، تهران: شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1383، ص201.
13. همان. ص202.
14. همان. همانجا.
15. منبع 6. همانجا.
16. مركز آمار ايران. بازسازي و برآورد جمعيت شهرستانهاي كشور. تهران: مركز آمار ايران (سازمان مديريت و برنامهريزي كشور)، 1382، ص179 و 180.
غلامحسین تکمیل همایون