یزد
يزد، مركز استان و شهرستاني به همين نام. اين شهرستان برابر آخرين تقسيمات كشوري، داراي 2 بخش، 4 شهر و 4 دهستان است.1
شهرستان يزد، از شمال و شمال شرقي با شهرستان اردكان از غرب با شهرستانهاي صدوق (به مركزيت اشكذر) و تفت، از جنوب و جنوب شرق با شهرستانهاي مهريز و بافق همسايه است.2
شهر يزد با مختصات جغرافيايي ً45 َ21 ْ54 طول شرقي و ً15 َ53 ْ31 عرض شمالي و ارتفاع 1215 متر از سطح دريا، با ميانگين بارندگي سالانه 60 ميليمتر و آب و هوايي معتدل مايل به گرم و خشك،3 از شهرهاي كويري ايران است كه تقريباً در مركزيت جغرافيايي كشور و در فاصلة 623 كيلومتري تهران قرار دارد.4 اين شهر در نزديكي دامنههاي شمال شرقي كوهستان شيركوه با حداكثر ارتفاع 4055 متر، به عنوان مهمترين عارضة طبيعي تعديل كنندة آب و هواي منطقه قرار دارد كه مساحتي برابر با سه هزار كيلومتر مربع را در برگرفته است. اين كوهستان كه در زمستانها، غالباً پوشيده از برف است، منبع تأمين آب بخش اعظمي از نواحي پيرامون خود از جمله يزد محسوب ميشود.5 حفر قنات و استفاده از آبهاي زيرزميني براي كار كشاورزي و شرب اهالي، از ديرباز در شهر خشك و كم آب يزد معمول بوده است.6 شهر يزد در مركز مثلثي قرار گرفته كه در هر رأس آن سه منطقة كويري با نامهاي سياهكوه، ابركوه و درانجير قرار گرفته كه مجموعة آنها در مجاورت دو منطقة بزرگ كويري ايران يعني دشت كوير و كوير لوت واقع شدهاند.
بادهايي كه از طرف كوير به سوي شهر ميوزد، گرم و در تابستان مقدار زيادي خاك نرم و شن به همراه خود ميآورد و آسمان را تيره و تار ميسازد.7
در منابع تاريخي و جغرافيايي قديم از يزد با نامهاي ايستاتز، ايزاطيخه، ايستاتيس، فَرافَر، فرافيژ، كِثنوا، كِثَه و هَرفُته و با لقبهاي دارالسياده، دارالشيعه و دارالعباده و نيز با نام زندان ذوالقرنين ياد شده است.8 مؤلف ناشناخته حدودالعالم از كِثَه كه به عقيدة برخي، همان شهر يزد بايد باشد، بر خلاف امروز به عنوان شهركي سردسير نام ميبرد: «انار و بهره، كثه، ميبذ [ميبد]، مايين [نايين] شهركهايياند سردسير [؟] با نعمت بسيار بر حد ميان پارس و بيابان».9
در البلدان يعقوبي نيز از شهر يزد به همين نام ذكري به ميان آمده10 و در نزهةالقلوب هم از يزد چنين ياد شده است: «آبش از كاريز و قنوات... در ميان شهر گذرد و مردم بر آن سردابها و حوضخانهها ساختهاند. ... اكثر عمارات ظاهري آن از خشت خام بود، جهت آنكه درو بارندگي كم باشد... شهري نيك است و پاك و مضبوط و حاصلش پنبه و غلّه و ميوه و ابريشم بُوَد. ... پيشهورانشان و دستكارانشان سخت نيكو مرد و سلامت رو باشند».11
ابن حوقل نيز ميگويد: «يزد جزء كوره اصطخر است و شهر كثه كرسي آن باشد. اين شهر در زمان قديم، كثه نام داشت و چون نام يزد را روي شهر گذاشتند، نام كثه را بر ولايت يزد اطلاق كردند».12
بارتولد هم دربارة يزد چنين ميگويد: «شهر يزد به نام كثه هم خوانده ميشد. در يزد و ابرقو مثل ولايت كرمان غالب ابنيه از گل و داراي گنبد بودند، يعني به واسطة نقصان جنگل، چوب استعمال نميكردند. يزد به حاصلخيزي اطرافش معروف و هميشه يكي از مهمترين نقاط تجارت ترانزيتي بود».13
دربارة تاريخ تأسيس شهر و وجه تسمية آن روايتهاي مختلفي نقل شده است. برخي منابع بنياد شهر را به دليل وجود محوطهاي به نام زندان اسكندر (زندان ذوالقرنين) به اسكندر مقدوني نسبت ميدهند14 و برخي ديگر يزدگرد و اردشير بابكان را از بانيان شهر يزد ميدادند. به هر حال با توجه به آثار برجاي مانده از گذشته و كشفيات باستانشناسي، شهر يزد همپاي ديگر شهرهاي بزرگ ايران، پيش از اسلام موجويت مدني داشته است. پس از فتح يزد در زمان خلافت عثمان، ساكنان شهر ابتدا با قبول جزيه بر دين خود باقي ماندند، امّا به تدريج به دين جديد روي آوردند؛ با اين حال هماكنون نيز بيشترين تعداد زردشتيان ايران در اين شهر ساكناند و مسلمانان يزد كه به زيادي تعصب معروف هستند، به گفتة بارتولد شايد به واسطة قرب زردشتيان، متصف به مداراي مذهبي هستند.15
شهر يزد در طول حيات تاريخي خود، تحت حكومتهاي محلي اطراف خود اداره ميشد و تنها به هنگام تأسيس حكومت اتابكان يزد، اهميت سياسي خاصي يافت و در نقشة جغرافياي سياسي آن زمان، براي خود حد و مرزي پيدا كرد.16 در دورة معاصر، يزد در محدودة استان اصفهان قرار داشت و نخستين بار در 1348 به عنوان مركز فرمانداري كل تازه تأسيس يزد، انتخاب گرديد و در 1352 نيز به عنوان مركز استاني به همين نام برگزيده شد.17 در دهههاي اخير شهر يزد با توجه به توسعة راههاي ارتباطي آسفالت شده، راه آهن و تأسيس فرودگاه و نيز احداث مراكز توليدي و صنعتي متعدد و همچنين توسعة مراكز آموزشي عالي، به يكي از شهرهاي پر رونق و جذب كنندة جمعيت درآمده است، بهگونهاي كه جمعيت آن از 63502 تن در 1335 به 326776 تن در 1375 افزايش يافته است و طبق برآوردها جمعيت شهر در 1384 به 432233 تن رسيده است.18 افزون بر فعاليتهاي كشاورزي در روستاها، اشتغال به صنايع دستي به ويژه بافت فرش و انواع منسوجات ابريشمي، نخي و پشمي در شهر و روستا رايج است و در گذشته نيز توليدات نساجي صنعتگران اين شهر همواره مورد توجه جهانگردان خارجي از جمله ماركوپولو و سياحان ونيزي نيز بوده است.19
يزد كه به «شهر بادگيرها» نيز شهرت دارد، به دليل داشتن جاذبههاي فراوان تاريخي، از ديرباز مورد توجه گردشگران داخلي و خارجي بوده است. مسجد جامع كبير، باغ دولتآباد (بادگير معروف دولتآباد)، آب انبار شش بادگيري، مجموعة امير چقماق، مدرسه ضيائيه (زندان اسكندر)، آتشكدة زردشتيان، بازار، ميدان و حمامخان و نيز دَهها اثر تاريخي و طبيعي ديگر از جمله نقاط ديدني اين شهر است.20
مآخذ:
1. دفتر تقسيمات كشوري. نشرية عناصر و واحدهاي تقسيمات كشوري. تهران: دفتر تقسيمات كشوري (وزارت كشور)، 1384.
2. اطلس گيتاشناسي استانهاي ايران. تهران: مؤسسة گيتاشناسي، 1383، ص 195.
3. جعفري، عباس. گيتاشناسي ايران. ج 3، دايرةالمعارف جغرافيايي ايران، چ 1، تهران: گيتاشناسي، 1379، ص 1351.
4. سازمان حمل و نقل و پايانههاي كشور (وزارت راه و ترابري). اطلس جادههاي ايران (ويرايش دوم). تهران: همشهري، 1380، ص133 و 134.
5. جعفري، عباس. گيتاشناسي ايران. ج 1، كوهها و كوهنامة ايران، چ 2، تهران: گيتاشناسي، 1379، ص 370.
6. كيهان، مسعود. جغرافياي مفصل ايران. ج2، سياسي، تهران: ابنسينا، 1311، ص 435، 437.
7. همان. ص 436.
8. چكنگي، عليرضا. فرهنگنامة تطبيقي نامهاي قديم و جديد مكانهاي جغرافيايي ايران و نواحي مجاور. چ 1، مشهد: بنياد پژوهشهاي اسلامي، 1378، ص 265.
9. حدود العالم من المشرق الي المغرب. به كوشش دكتر منوچهر ستوده، تهران: طهوري، 1362، ص136.
10. يعقوبي، ابن واضح. (احمد بن ابييعقوب). البلدان. بيروت: دار احياء التراث العربي، 1408ق / 1988م، ص 44.
11. مستوفي، حمدالله. نزهةالقلوب. به كوشش گاي لسترنج، ليدن: بريل، 1333ق/1915م، ص 74.
12. ابنحوقل، ابوالقاسم. صورةالارض. به كوشش جعفر شعار، تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1345، ص36.
13. بارتولد، و. تذكرة جغرافياي تاريخي ايران. ترجمة حمزه سردادور، چ3، تهران: توس، 1372، ص184 و 185.
14. نهچيري، عبدالحسين. جغرافياي تاريخي شهرها. به كوشش ژاله راستاني، چ3، تهران: مدرسه، 1380، ص235.
15. بارتولد. همان. ص185.
16. سازمان نقشهبرداري كشور. اطلس تاريخ ايران. چ1، تهران: سازمان نقشهبرداري كشور، 1378، ص88 و 91.
17. اميراحمديان، بهرام. تقسيمات كشوري. چ1، تهران: دفتر پژوهشهاي فرهنگي، 1383، ص99 و 100.
18. مركز آمار ايران. توزيع و طبقهبندي جمعيت شهرهاي ايران در سرشماريهاي 75- 1335. تهران: مركز آمار ايران (سازمان مديريت و برنامهريزي كشور)، 1382، ص 245 و 246.
19. نهچيري. همان. ص237.
20. سازمان پژوهش و برنامهريزي آموزشي (وزارت آموزش و پرورش). جغرافياي استان يزد. چ4، تهران: شركت چاپ و نشر كتابهاي درسي ايران. 1382، ص 65-73.
غلامحسین تکمیل همایون