سلسله پهلوی
پهلوي، آخرين سلسلة پادشاهي ايران با دو پادشاه رضا و محمدرضا پهلوي (حك1304-1357ش).
رضاخان فرزند عباسقلي معروف به داداشبيگ از طايفة پالاني سوادكوه مازندران، در هشت ماهگي پدر خود را از دست داد (آذر ماه 1285ش).
در جواني به خدمت نيروي قزاق درآمد و با طي مدارج نظامي ميرپنجي، سرهنگي، و سرتيپي مقام مهمي يافت و به دليل تسلط بر نوعي تيربار به رضا شصتي و رضا ماكسيم شهرت يافت1 و با حمايت انگليس در رأس كودتاي 4 اسفند 1299ش در روي كار آوردن كابينة سيد ضياءالدين طباطبايي (كابينة سياه) نقش مهمي داشت. در شش كابينه با لقب سردار سپه، وزير جنگ بود و در 16 آبان 1302 رئيس الوزراء (نخستوزير) شد2 و طي اين دوره به ناآراميهاي داخلي ايران از جمله غائلة عشاير جنوب، سران فارس، شيخ خزعل سيمتقو، فتنة تبريز، سركشي سران مازندران، نهضت جنگل و قيام پسيان پايان داد3 و با برگزاري انتخابات دورة پنجم مجلس شواري ملي، شعار جمهوريخواهي را مطرح امّا به دليل افزايش مخالفتها، وي از سمت خود استعفا داد و راهي بومهن شد (18 فرودين 1303ش) در بازگشت مجدداً كابينة خود را تشكيل و با حذف رقباي سياسي زمينة خلع قاجار و انتقال سلطنت را فراهم كرد (9 آبان 1304ش). مصدق، مدرس و محدودي از نمايندگان با تغيير اصولي از قانون اساسي مخالفت كردند4 كه نتيجهاي در بر نداشت و سردار سپه در 26 آذر 1304ش به تخت سلطنت جلوس و در 15 ارديبهشت 1305ش رسماً تاجگذاري كرد. از آنجا كه رضاشاه پشتوانة خانوادگي و ايلي نداشت با برگزيدن لقب پهلوي خود را از طريق اسپهبدان شمال به شاهان ايران باستان منتسب كرد.5
در 16 سال سلطنت وي هفت كابينه روي كار آمدند كه فروغي به عنوان رئيس كابينة انتقالي نقش مهمي در واگذاري قدرت به رضاشاه و سپس محمدرضا شاه داشت. تدين، داور، تيمورتاش، پزشك احمدي و دشتي، از چهرههاي شاخص دورة ديكتاتوري رضاشاه، به او خدمت فراوان كردند.6 رضاشاه با اقتدار تمام مخالفان سياسي را از صحنه خارج و احزاب و گروههاي سياسي را سركوب كرد. چنانكه گروه موسوم به 53 نفر به رهبري تقي ارّاني با مشي ماركسيستي به زندان افتادند.7
يكي از اقدامات سياسي رضاشاه امضاي قرارداد 1933م است كه واكنشهاي مختلفي را پديد آورد.
جنگ جهاني دوّم نيز تأثير خود را در ايران به جا گذاشت و به رغم اعلام بيطرفي دولت محمود جم نيروهاي متفق در سوم شهريور 1320ش ايران را اشغال و سرانجام دولت منصورالملك، آخرين كابينة عصر رضاشاه سقوط كرد و محمدعلي فروغي يكبار ديگر مأمور تشكيل كابينة انتقالي شد. رضا شاه از سلطنت استعفا داد و به جزيرة موريس و سپس ژوهانسبورگ در آفريقاي جنوبي تبعيد شد كه در آنجا درگذشت و (4 مرداد 1323ش) و جنازة او به مصر و سپس ايران منتقل شد و در حرم حضرت عبدالعظيم به خاك سپرده شد 1329ش).8 به دنبال توافق متفقين دور دوّم سلطنت پهلوي با پادشاهي محمدرضا شاه آغاز شد كه شامل دو مرحله است: مرحلة نخست از شهريور 1320ش تا كودتاي 28 مرداد 1332ش، دورة ضعف و ناتواني شاه و مرحلة دوّم از 1332 تا 1357 كه دورة اقتدار نسبي و انجام برنامة اصلاحات ارضي و طرح سياست به سوي تمدن بزرگ است كه البته در اين دوره نيز شاه با بحرانهاي جدي مواجه بود. در دورة اول انتخابات مجلس سيزدهم در زمان رضاشاه برگزار شده بود. مهمترين معضل سياسي اين دوره، حضور نيروهاي متفق در ايران و بحران آذربايجان بود كه سرانجام قوام طي توافق با متفقين به ويژه شوروي به اين مسأله پايان داد.9
به دليل فضاي نسبتاً باز سياسي انتخابات مجلس چهاردهم برگزار شد كه دكتر مصدّق شاخصترين چهرة منتخب اين دوره است. اموال مصادره شده توسط رضاشاه به دولت باز گردانده شد. زندانيان سياسي آزاد شدند، احزاب و گروههاي سياسي فعاليت خود را از سرگرفتند. مطبوعات اجازة فعاليت يافتند. ناتواني دولتها در حل مسائل داخلي و خارجي به ويژه مسألة نفت باعث سقوط كابينهها شد. نوزده كابينه تا كودتاي 28 مرداد روي كار آمدند. مجلس چهاردهم و دولت مصدق به دليل اهتمام به سياست موازنة منفي شهرت فراوان يافتند. كنارهگيري مصدق و روي كار آمدن دولت قوام منجر به قيام 30 تير 1331ش شد كه آيتالله كاشاني نقش مهمي در شكلگيري آن به عهده داشت10 و منجر به بازگشت مجدد مصدق شد وي به خلع يد از شركتهاي نفتي انگليس پرداخت و سياست اقتصاد بدون نفت را دنبال كرد،11 و در زمينههاي اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي اصلاحات چشمگيري پديد آورد. با سقوط دولت مصدق در اثر كودتاي 28 مرداد 1332ش و روي كار آمدن كابينة كودتاي زاهدي دور دوم سلطنت محمدرضا شاه آغاز شد. طي سالهاي دهة سي شمسي جو خفقان ايجاد، احزاب سركوب و عناصر ملي و مذهبي به زندان افتادند. با روي كار آمدن دولت شريف امامي و اميني طي سالهاي پاياني اين دهه (1339 و 1340ش) مجدداً فضاي باز سياسي پديد آمد و احزابي با مشي ملي- مذهبي و چپ (ماركسيسم) مجدداً فعاليت خود را از سر گرفتند و توده از ويژگيهاي يك حزب به مفهوم سياسي برخوردار گشت.12 بسط ديكتاتوري محمدرضا شاه كه با بهرهگيري از نيروي ساواك صورت گرفت منجر به اتخاذ مشي مسلحانه از سوي برخي مخالفان شد. فدائيان اسلام، جمعيت مؤتلفة اسلامي و سازمان مجاهدين خلق مهمترين گروههاي معتقد به روش خشونتآميز (قهرآميز) بودند. رزمآرا، هژير، علا، منصور و شخص شاه مهمترين شخصيتهاي مملكتي بودند كه مورد سوء قصد قرار گرفتند. تحولات سياسي آمريكا و طرح دكترينهاي آيزنهاور ، كارتر، نيكسون و كيسنجر بر ساختار سياسي ايران تأثير نهاد.13 شاه طي دهة چهل شمسي انقلاب سفيد شاه و ملت را مطرح و كتابهاي مأموريت براي وطنم و سپس پاسخ به تاريخ را در راستاي تبيين نظرية به سوي تمدن بزرگ نوشت.14 آيتالله خميني* از 1342ش رهبري نهضت مردمي را به دست گرفت كه به دليل اعتراض به كاپيتولاسيون و مخالفت با شاه به عراق، تركيه و سپس فرانسه تبعيد شد.15 با افزايش قيمت نفت در سالهاي نخست دهة 50 شمسي شاه فرصت يافت تا طرحهاي عمراني را دنبال و با خريد تسليحات نظامي نوين با عنوان ژاندارم منطقه قد علم كند. چنانكه به سركوبي شورش ظفار در عمان كه مشي ماركسيسم داشتند كمك كرد.16 طي دورة 25 سالة پس از كودتا، پانزده كابينه روي كار آمدند و تنها هويدا توانست براي 4 بار متوالي و به مدت سيزده سال در پست خود باقي بماند.17
طي دورة نخستوزيري او بحرين از ايران جدا شد (1349ش) امّا جزاير سهگانة (ابوموسي، تنب بزرگ و كوچك) در اختيار ايران باقيماند (1350ش).18 رضاشاه را نخستين نمايندة استعمار نو در ايران ميدانند.
طي دورة او روابط با انگليس و سپس آلمان تقويت شد. با اخراج او از ايران دولت آمريكا بيشترين نقش را در روابط خارجي ايران عهدهدار بود. امّا كودتاي 28 مرداد نشان داد كه انگليس و شوروي همچنان به نقش سنتي خود در ايران ادامه ميدهند. رضاشاه مأمور نوسازي ايران بود. ايجاد ارتش نوين، مدارس جديد، دانشگاه، لباس متحدالشكل، رفع حجاب از زنان، تدوين نظام حقوق بينالمللي ايران، احداث راهآهن، اصلاحات قضايي، تأسيس بانكهاي جديد، ادارة ثبت احوال و اسناد، تبديل ماههاي عربي و تركي به فارسي و احداث چندين كارخانه و غيره از جمله اقدامات او به شمار ميآيد كه برخي از آنها با مخالفت جامعة مذهبي ايران مواجه شد. از اين رو از آن با عنوان فرهنگ ستيزي در عصر رضاشاه ياد شده است.19 طي دورة پهلوي دوّم نيز حركت اصلاحي و نوسازي ايران با عنوان انقلاب سفيد (انقلاب شاه و ملت) انجام شد و قانون اصلاحات ارضي ، ملي كردن جنگلها، اصلاح قانون انتخابات، ايجاد سپاه دانش، بهداشت و ترويج آباداني، خانههاي انصاف، تسهيلات رايگان و بيمة همگاني و غيره مطرح گرديد. جشنهاي 2500 ساله مهمترين اقدام شاه براي موفق جلوه دادن حركت اصلاحيش به شمار ميآيد.20
سرانجام با فرار شاه از ايران در 26 دي ماه 1357ش و ناتواني دولت بختيار سلطنت پهلوي سرنگون گرديد در 22 بهمن نظام جديد جمهوريت با گرايشهاي اسلامي قدرت را در دست گرفت.
مآخذ:
1. طلوعي، محمود. پدر و پسر. تهران: 1372، نشر علم، ص21.
2. نفيسي، سعيد. تاريخ معاصر ايران. تهران: 1345، فروغي، ج3، ص17.
3. مكي، حسين. تاريخ بيست سالة ايران. تهران: 1325، محمدعلي علمي، ج2، صفحات مختلف.
4. آوري، پيتر. تاريخ معاصر ايران. ترجمة محمد رفيعي مهرآبادي، تهران: 1368، عطايي، ج2، ص13.
5. نيازمند، رضا. رضاشاه از تولد تا سلطنت. تهران: 1381، جامعة ايرانيان، ص13-1.
6. خواجهنوري، ابراهيم. بازيگران عصر طلايي، تهران: 1357، جاويدان، صفحات مختلف.
7. بيات، كاوه. فعاليتهاي كمونيستي در دورة رضاشاه. تهران: 1370، سازمان اسناد ملي. صفحات مختلف.
8. استوارت، ريچارد. 1. در آخرين روزهاي رضاشاه. ترجمة عبدالرضا هوشنگ مهدوي و كاوه بيات، تهران: 1370، معين، ص350.
9. كاتم، ريچارد. نفت ايران، جنگ سرد و بحران آذربايجان. ترجمة كاوه بيات، تهران: 1379، نشر ني، ص53-27.
10. نجاتي، غلامرضا. جنبش ملي شدن صنعت نفت ايران و كودتاي 28 مرداد. تهران: 1365، انتشار، ص7-193.
11. خامهاي، انور. اقتصاد بدون نفت. تهران: 1369، انتشار، صفحات مختلف.
12. آبراهاميان، يرواند. ايران بين دو انقلاب. ترجمة كاظم فيروزمند، حسن شمسآبادي و محسن مدير شانهچي، تهران: 1377، نشر مركز، ص413و436و442.
13. نجاتي، غلامرضا. تاريخ سياسي بيست و پنج سالة ايران. تهران: 1371، رسا، ج1، ص337-352 و ج2، ص57-191-252.
14. پهلوي، محمدرضا. مأموريت براي وطنم. تهران: 1341، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، صفحات مختلف. و پاسخ به تاريخ. ترجمة حسن ابوترابيان، تهران: 1371، مترجم، صفحات مختلف.
15. استمپل، جان دي. درون انقلاب ايران. ترجمة منوچهر شجاعي، تهران: 1378، رسا، صفحات مختلف.
16. گراهام، رابرت. ايران سراب قدرت. ترجمة فيروز فيروزنيا، تهران: سحاب، ص9-226.
17. بهنود، مسعود. دولتهاي ايران از اسفند 1299 تا بهمن 1357. از سيدضياء تا بختيار. تهران: مؤلف، ص641-513.
18. افشارسيستاني، ايرج. جزيرة بوموسي و جزاير تنب بزرگ و كوچك. تهران: 1371، هيرمند، ص51.
19. دلقاني، محمود. فرهنگ ستيزي در دورة رضا شاه. تهران: 1357، سازمان اسناد ملي ايران، صفحات مختلف.
20. كشميري، محمد. پديدههاي انقلاب شاه و ملت. تهران: 2535، چاپخانة ارتش شاهنشاهي، صفحات مختلف.
غلامرضا زعیمی