یشت ها
يشتها (yašt-hā)، يكي از بخشهاي پنجگانة اوستاي كنوني و از مهمترين آنها.
يشتها چهاردهمين «نسك» از بيست و يك نسك اوستاي ساسانياست. بخشي از اين كتاب، از جمله «وهومن يشت» (بهمن يشت) كه نسخة موجود زند وهومن يشت در تفسير آن نگاشته شده، و چند يشت ديگر در دست نيست و امروز تنها بيست و يك يشت از ميان همة آنها باقي مانده است.1
هر «يشت» شامل بخشهايي است كه «كَرده» نام دارد و هر كرده به بندهايي تقسيم شده است.«يشت» از نظر لغت به معني پرستش و نيايش و هم ريشه با واژة كهن «يسن» است كه واژههاي جشن و ايزد در فارسي جديد از آن مشتق شده است. «يشتها» سرودهايي در ستايش خدايان كهن ايراني مانند ناهيد و مهر و تيشتر و جز آنان هستند.2
يشتها منظوم به شعر 8 و 10 و 11 هجايي (سيلابي) است، اما بر اثر دخول برخي كلمات با هدف تفسير و توضيح بيشتر، صورت شعري بسياري از قطعات آن برهم خورده است. با اين حال، محققان جديد توانستهاند با تشخيص كلمات زائد و بيرون راندن آنها، صورت منظوم اولية بسياري از يشتها را پيدا كنند.3
بايد دانست كه يشتها در زمانهاي مختلف سروده شده، چنانكه تاريخ نظم آنها از پيش از عهد هخامنشي آغاز و به اواسط عهد اشكاني كشيده ميشود.
از ميان يشتها برخي كوچك و شامل ادعيه و اوراد است. برخي ديگر به سبب برخورداري از اساطيرو داستانها و روايات ملي و ذكر اسامي شاهان و پهلوانان، اهميت حماسي و ملي فراواني دارد.4
مآخذ:
- صفا، ذبيحالله. حماسهسرايي در ايران. تهران: اميركبير، 1363، ص 112.
- تفضّلي، احمد. تاريخ ادبيات ايران پيش از اسلام. به كوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1376، ص 44 و 45.
- صفا. همانجا.
- ابوالقاسمي، محسن. راهنماي زبانهاي باستاني ايران. تهران: سمت، 1375، ج1، ص 6ـ 7.
ابوالقاسم رادفر