پرش به محتوا

مرثیه 2

از ویکی ایران

مرثیه، سخنان یا اشعاری که در عزای از دست دادن کسی همراه با ذکر صفات و محاسن او گفته شود، مانند آنچه در عزای امام حسین (ع) و دیگر بزرگان دین گویند[۱]. در ادب فارسی، مرثیه از نظر ماهیت بخشی از ادب غنایی است، ‌زیرا شاعر در آن به بیان احساسات و عواطف خویش می‌پردازد. مرثیه‌سرایی در ادبیات فارسی غالباً منظوم بوده و در انواع قالب‌های مثنوی چون قصیده، ‌قطعه، ترجیع‌بند، ترکیب‌بند و گاه غزل، رباعی و مثنوی صورت گرفته است[۲].در آثار شاعران فارسی زبان از قدیم‌ترین دوران تاریخ ادبیات ایران تا کنون، مرثیه‌های فراوانی دیده می‌شود که گویندگان آنها را درسوگ فرزند یا دوست و یا ممدوح خویش سروده‌اند[۳]. اما به طور کلی مرثیه‌ها را می‌توان به چند دسته تقسیم کرد: 1ـ مرثیه‌های درباری، مانند اشعار اثیرالدین اخسیکتی (شاعر سده 6ق) در مرگ مادر سلطان ارسلان بن طغرل، 2ـ مرثیه‌های شخصی، نظیر مرثیه کمال‌الدین اسمعیل* (د. 635ق) در مرگ پدرش، 3ـ مرثیه‌های مذهبی، مانند قصیده قوامی رازی درباره وقایع کربلا و شهادت امامان و بزرگان دین، 4ـ مرثیه‌های فلسفی، نظیر اشعار خیام در تأسف از مسئله مرگ، 5ـ مرثیه‌های اجتماعی، مانند قصیده معروف انوری درباره فتنه غُزان[۴]. شاید بتوان محتشم کاشانی* شاعر دربار شاه طهماسب را بزرگترین مرثیه گوی مذهبی ایران خواند. پس از او صباحی بیدگلی، صبا کاشانی*، وصال شیرازی*، سروش اصفهانی*، قاآنی* و دیگران در رثای سیدالشهدا (ع) اشعاری سرودند[۵].

  1. فرهنگ بزرگ سخن، به سرپرستی حسن انوری، تهران: سخن، 1381 ش، ج 7، ص 6857.
  2. شمیسا، سیروس. انواع ادبی، ‌ویرایش سوم، تهران: فردوس، چ 9، 1381 ش، ص 236.
  3. رزمجو، حسین. انواع ادبی و آثار آن در زبان فارسی، مشهد: آستان قدس رضوی، چ 1، 1370 ش، ص 99.
  4. امامی، ‌نصرالله. مرثیه سرایی در ادبیات فارسی (تا پایان قرن هشتم)، اهواز: جهاد دانشگاهی، چ 1، 1369 ش، ص 36، 47، 54، 61، 66 (به اختصار).
  5. افسری کرمانی، عبدالرضا. نگرشی بر مرثیه سرایی در ایران، تهران: اطلاعات، چ 1، 1381 ش، ص 110، 112.