عمومیت مراسم سوگواری
عمومیت مراسم سوگواری
آیینها و مراسم سوگ و سوگواری به لحاظ طبیعت خاصی که دارند، در اکثر مناطق جهان، به انواع زیر تقسیم میشوند:
۱. آیینهای سوگ فردی و خانوادگی، ۲. آیینهای سوگ دینی و مذهبی
۲. آیینهای سوگ دینی و مذهبی
۳. آیینهای سوگ ملی، میهنی، حکومتی
۱. آیینهای مربوط به سوگ فردی و خانوادگی بیشتر جنبه خصوصی دارد و به لحاظ اصول و بنیادهای ارزشی و بر اساس اعتقادات دینی، مقتضیات اقتصادی - اجتماعی و نقش و منزلت افراد برگزار میگردد.
2. حوادث تلخ و شیرینی برای رهبران دینی همه ملل و پیروان ادیان مختلف به ثبت رسیده است که به منظور بزرگداشت آن رویدادها در روزهای معینی از سال، مراسم خاصی برگزار میگردد.
در مذهب تشیع ده روز اول ماه محرم (از ماههای سال قمری) بیستم و بیست و هشتم صفر از جمله روزهای مشخصی است که مراسم سوگواری عمومی برگزار میشود.
۳. حوادث طبیعی و غیر طبیعی که منجر به درگذشت شخصیتهای ملی، میهنی و
۲۴
سوگواریهای مدهبی در ایران
حکومتی شدهاند از جمله مواردی است که برای این افراد مراسم تجلیل و بزرگداشت برگزار میشود، این موارد جنبه عمومی و همگانی پیدا میکنند.
در مراسم و آیینهایی که به مناسبت سوگهای دینی، مذهبی و ملی - میهنی برگزار میشود؛ عموماً بعضی روزها تعطیل رسمی و عمومی اعلام میشود که نشان دهنده اعتبار، اهمیت و نقش قهرمانان مورد نظر است.
کلیه مراسم و آیینهای سوگ، که نزد اقوام و ملل به مناسبتهای خاص اعم از خانوادگی، دینی و ملی برگزار میشوند، در حد قابل ملاحظهای از جوامع ابتدایی تا پیشرفته به یکدیگر شباهت دارند.
وقتی کسی میمیرد پیوندهای اجتماعی که او را با بازماندگانش مرتبط میکند عمیقاً دگرگون میشود. این پیوندها به محض درگذشت متوفی به کلی از بین نمیروند زیرا دوستان، بستگان و پیروانش هنوز هم نسبت به او همان عواطفی را احساس میکنند که در زنده بودنش داشتهاند؛ این احساس به صورت منبعی از تألمات عمیق روحی ظاهر میگردد. ابراز عواطف کماکان به صورت گریه و زاری و بر سر زدن و تغییر حالت و ... خودنمایی، میکند. قابل ذکر است که اجرای مراسمی که به موجب آن عواطف و علائق پیروان و بازماندگان شخص متوفی نمایش داده میشود به لحاظ اجتماعی و عمومی بودن آن امری اجباری است و نوعی تکلیف تلقی میشود.
علیرغم حادثهای که برای شخص متوفی رخ داده و ارتباط و همبستگی او را با جامعه قطع کرده دوستان، بازماندگان و پیروان هنوز نسبت به او همان عواطفی را احساس میکنند که وسیله پیوندشان با وی در زمان حیات بوده است. همین عواطف است که در هنگام اجرای مراسم سوگ و گریستن و ... به تجسم در میآید. بنا برنظر رادکلیف براون مردمشناس انگلیسی:
«... جسد مرده را قبل از دفن شدن به همان شیوهای که در مورد بدن یک رقصنده عمل میشود میآرایند این رسم را میتوان به عنوان وسیلهای در نظر گرفت که خویشان و دوستان متوفی به کمک آن احترامشان را نسبت به وی یعنی احساسی را که در مورد ارزش او دارند ابراز میکنند».^{۱}
۱. رادکلیف براون، مبانی و رشد جامعهشناسی (جزیرهنشینان آندامان)، ترجمه حسین پویان، تهران: چاپخش،
سوگواری یک نهاد انسانی
۲۵
اشاره رادکلیف براون ناظر بر احترامی است که شخص متوفی در زمان حیاتش از آن برخوردار بوده؛ بنابراین فردیکه اینک ارتباطش با جامعه و خانوادهاش قطع شده است باید با همان آیینهایی که در زمان حیاتش مورد احترام قرار میگرفت، اکنون مورد تکریم و تعظیم قرار گیرد.
مثلاً چون افراد معتبر در زمان حیات بدن خود را رنگ میکنند و مورد احترام جامعه قرار میگیرند؛ بنابراین پیکر بیجان متوفی را به همان منوال رنگ میکنند تا نسبت به وی ادای احترام شده باشد. این امر وقتی برای مرد یا زنی که در زمان حیاتش از نقش و منزلت دینی و اجتماعی بالایی برخوردار بودهاست انجام میشود از دقت و اهمیت بیشتری برخوردار است.
سرخپوستان برای تشییع، تدفین و یا سوزاندن جسد مردگان خود آداب و رسوم خاصی داشتند؛ وقتی کسی میمرد دیگران با هدایا و تحفههایی به کاهنان رجوع میکردند تا مراسم تشییع را بر پا دارند.
«... آنها معتقد بودند که ارواح به استقبال مرده میآیند و چه بسا ممکن است در تن زندهها حلول کنند و آنها را ایذاء نمایند به همین دلیل ادعیه و اذکاری به وسیله کاهنان در مدح و ستایش مردگان و ارواح خوانده میشد.»'
در ایران بعد از اسلام، طبق سنن اسلامی پس از کسب اجازه از وصی شخص متوفی نماز میت برگزار میشود و سپس به خاک سپرده میشود. بعد دعای تلقین خوانده میشود و مردم فاتحه میخوانند و قبر را میپوشانند و آبی بر آن میپاشند و حاضرین به خانه بر میگردند.
در صدر اسلام، سوگواری متداول نبود ولی بعدها در بین طبقات ممتاز و متوسط اجتماع سخت معمول گردید.
هنگامی که عالم بزرگی از جهان رخت میبست شاگردان در سوگ او دوات و قلم خود را و منبری که وی در بالای آن درس میگفت میشکستند.
۱۳۹۴، ص ۸۴۶
۱. هاشم رضی، همانکتاب، ص ۶۰۱.
۲۶
سوگواریهای مدهبی در ایران
در مرگ امامالحرمین جوینی که در سال ۴۷۸ ه.ق. اتفاق افتاد همین کار را کردند و چهارصد نفر از شاگردان او یکسال را بدون قلم و دوات و وسایل نوشتن گذراندند.^{۱} افراط در این امور موجب اظهار نظرهایی از سوی پیشوایان دینی، مذهبی و سیاسی، گردید، مثلاً یحیی برمکی مینویسد: مراسم تعزیت و تهنیت نباید بیش از سه روز باشد زبرا بیش از سه روز سبب تازه کردن مصیبت است و تهنیت پس از سه روز سبب کاستن دوستی میشود.
چون صاحبعباد مرد همه مردم مقابل جنازهاش به زمین افتادند و زمین را بوسیدند، جامههای خود را دریدند و به صورت خود سیلی زدند.^{۲}
ابن بطوطه درباره مرگ فرزند اتابک افراسباب (از اتابکان لرستان) مینویسد: «همه میگریستند یا تظاهر به گریستن میکردند. مردم لباس خود را وارونه به تن کرده بودند و هر یک خرقه با پلاس پارهای سیاه بر سر نهاده و این جامه را تا چهل روز بر تن دارند ... پس از پایان چله سلطان برای هر یک، یک دست تمام جامه میفرستد».^{۳}
تاورنیه در مورد مراسم سوگواری در ایران مینویسد: «وقتی که شوهر میمیرد - زنش سر را برهنه و گیسوان را پریشان میکند ... تمام اقوام و دوستان در خانه میت جمع میشوند و در کناری حلقه زده منتظر حرکت جنازه میشوند. اما زنها برای همچشمی و رقابت با یکدیگر ... به سر و صورت خود میزنند و داد و فریاد میکنند ...
. موقع حمل جنازه اگر مرده از محترمین باشد تمام اسبهای خودش را زین میکنند و یدک میکنند و از دیگران اسبهای یدک به عاریت میگیرند. دستار شخص متوفی بر روی یک اسب، شمشیرش روی اسب دیگر، تیر و کمان و زرهش را بر روی اسب دیگر و همین طور سایر اشیاء وی را که حکایت از موقعیت و منزلت وی دارد».^{۴}
در کلیه مراسم و آیینهای مربوط به سوگ و سوگواری آنچه از اهمیت ویژه برخوردار
1. همان، ص ۳۵۱ به نقل از ابن خلکان ج ۱، ص ۳۱۳. ۲. همان، به نقل ازنجمالادبا، ج ۶، ص ۲۴۴ به بعد. 3. همان، ص ۳۵۱.
۴. تاورنیه، سفرنامه، ص ۳۵۴.
سوگواری یک نهاد انسانی
۲۷
است عبارت از رعایت اصول و مبانی مذهبی، نقش و منزلت اجتماعی، دینی شخص متوفی، توجه و تأکید بر محاسن، خدمات و اندیشههای او و بالاخره تبلیغ برای استمرار حیات اجتماعی و تقویت همبستگی و انسجام جامعه است.
پیتر چلکووسکی مینویسد: «با بررسی اجمالی در زندگی اجتماعی جوامع مختلف این واقعیت آشکار میشود که موجد و منشاء درامهای هیجانانگیز در زندگی آنان شعائر و مراسم دینی بوده است.»
به گمان وی مراسم و آیینهای سوگ جنبه تراژدی داشتهاند و قسمت اصلی درام را تشکیل میدهند و این امر از مراسم و تشریفاتی که برای بزرگداشت قهرمانان ملی یا مذهبی و در موقع دفن و تشییع جنازه انجام میشده نشأت گرفتهاند.
در بیشتر کشورهای جهان مراسم سوگ و سوگواری با نمایشهایی توأم با تصنیف، ترانه، حماسه خوانی و ... همراه بوده است که در حقیقت نموداری از خلجان روحی و نیازهای روحی مردم بوده که با توجه به شرایط و اوضاع و احوال ویژه خود به نحو خاصی ظهور میکرده است.^{۱}
درام کلاسیک یونان کهن نتیجه جشنهایی است که در حدود ۵۰۰ قبل از میلاد برای بزرگداشت دیونیس (Dionysus) (خداوند شراب و تاک) برپا میشده است.
نمایش میستر (Mister) که به معنی مناسک و مراسم سری مذهبی است؛ شامل تشریفاتی است که شرکت در آن خاص اعضاء و پیروان آیین است. کسانی که دهانشان برای، بازگو کردن آن مراسم بسته باشد و راز آن را برای افرادی که اهل راز نیستند، فاش نسازند. این کلمه در مورد مناسک مذهبی که سالی یکبار در شهر الوزیس در نزدیکی شهر آتن در انتظار الهه باروری زمین به صورت سری انجام میشد به کار میرفت همچنین در دوره قرون وسطی به نمایشنامههای مذهبی اطلاق میشد که به خاطر تهذیب اخلاق و تجسم دادن به داستانهای انجیل اجرا میشدند.
نمایش میراکل (Miracle) به معنی معجزه است و مراد از آن نمایشهای مذهبی است که
۱. ر.ک. پیتر چلکووسکی، نمایش دینی به سوی نمایش ملی، ص ۳.
۲۸
سوگواریهای مدهبی در ایران
به بیان کرامات و معجزات حضرت مسیح و مریم و سایر قدیسان در قرون وسطی میپرداخت. در پایان قرن یازدهم میلادی، این نمایشنامههای منظوم به نثر نوشته شدند و ترانههای مذهبی به آنها افزوده شد. نوع دیگر نمایشها، مورالیته (Moralite) یا نمایشهای اخلاقی است که شخصیتهای آن استعاری بودند مانند فرشتگان. این نمایشها یا به دعا کردن و ستایش احکام الهی میپرداخت و یا به تقبیح و تشویق اعمال بد و خوب انسان اختصاص داشتند.^{۱}
۱. صادق همایونی، تعزیه در ایران، شیراز: نوید، ۱۳۶۸، صص ۵۲-۴۹.