عمومیت مراسم سوگواری
آیینها و مراسم سوگ و سوگواری به لحاظ طبیعت خاصی که دارند، در اکثر مناطق جهان، به انواع زیر تقسیم میشوند:
آیینهای سوگ فردی و خانوادگی
آیینهای مربوط به سوگ فردی و خانوادگی بیشتر جنبه خصوصی دارد و به لحاظ اصول و بنیادهای ارزشی و بر اساس اعتقادات دینی، مقتضیات اقتصادی - اجتماعی و نقش و منزلت افراد برگزار میگردد.
آیینهای سوگ دینی و مذهبی
حوادث تلخ و شیرینی برای رهبران دینی همه ملل و پیروان ادیان مختلف به ثبت رسیده است که به منظور بزرگداشت آن رویدادها در روزهای معینی از سال، مراسم خاصی برگزار میگردد. در مذهب تشیع ده روز اول ماه محرم (از ماههای سال قمری) بیستم و بیست و هشتم صفر از جمله روزهای مشخصی است که مراسم سوگواری عمومی برگزار میشود.
آیینهای سوگ ملی، میهنی، حکومتی
حوادث طبیعی و غیر طبیعی که منجر به درگذشت شخصیتهای ملی، میهنی و حکومتی شدهاند از جمله مواردی است که برای این افراد مراسم تجلیل و بزرگداشت برگزار میشود، این موارد جنبه عمومی و همگانی پیدا میکنند. در مراسم و آیینهایی که به مناسبت سوگهای دینی، مذهبی و ملی - میهنی برگزار میشود؛ عموماً بعضی روزها تعطیل رسمی و عمومی اعلام میشود که نشان دهنده اعتبار، اهمیت و نقش قهرمانان مورد نظر است.
کلیه مراسم و آیینهای سوگ، که نزد اقوام و ملل به مناسبتهای خاص اعم از خانوادگی، دینی و ملی برگزار میشوند، در حد قابل ملاحظهای از جوامع ابتدایی تا پیشرفته به یکدیگر شباهت دارند. وقتی کسی میمیرد پیوندهای اجتماعی که او را با بازماندگانش مرتبط میکند عمیقاً دگرگون میشود. این پیوندها به محض درگذشت متوفی به کلی از بین نمیروند زیرا دوستان، بستگان و پیروانش هنوز هم نسبت به او همان عواطفی را احساس میکنند که در زنده بودنش داشتهاند؛ این احساس به صورت منبعی از تألمات عمیق روحی ظاهر میگردد. ابراز عواطف کماکان به صورت گریه و زاری و بر سر زدن و تغییر حالت و ... خودنمایی، میکند. قابل ذکر است که اجرای مراسمی که به موجب آن عواطف و علائق پیروان و بازماندگان شخص متوفی نمایش داده میشود به لحاظ اجتماعی و عمومی بودن آن امری اجباری است و نوعی تکلیف تلقی میشود.
علیرغم حادثهای که برای شخص متوفی رخ داده و ارتباط و همبستگی او را با جامعه قطع کرده دوستان، بازماندگان و پیروان هنوز نسبت به او همان عواطفی را احساس میکنند که وسیله پیوندشان با وی در زمان حیات بوده است. همین عواطف است که در هنگام اجرای مراسم سوگ و گریستن و ... به تجسم در میآید. بنا برنظر رادکلیف براون مردمشناس انگلیسی:
«... جسد مرده را قبل از دفن شدن به همان شیوهای که در مورد بدن یک رقصنده عمل میشود میآرایند این رسم را میتوان به عنوان وسیلهای در نظر گرفت که خویشان و دوستان متوفی به کمک آن احترامشان را نسبت به وی یعنی احساسی را که در مورد ارزش او دارند ابراز میکنند».[۱]
اشاره رادکلیف براون ناظر بر احترامی است که شخص متوفی در زمان حیاتش از آن برخوردار بوده؛ بنابراین فردیکه اینک ارتباطش با جامعه و خانوادهاش قطع شده است باید با همان آیینهایی که در زمان حیاتش مورد احترام قرار میگرفت، اکنون مورد تکریم و تعظیم قرار گیرد. مثلاً چون افراد معتبر در زمان حیات بدن خود را رنگ میکنند و مورد احترام جامعه قرار میگیرند؛ بنابراین پیکر بیجان متوفی را به همان منوال رنگ میکنند تا نسبت به وی ادای احترام شده باشد. این امر وقتی برای مرد یا زنی که در زمان حیاتش از نقش و منزلت دینی و اجتماعی بالایی برخوردار بودهاست انجام میشود از دقت و اهمیت بیشتری برخوردار است. سرخپوستان برای تشییع، تدفین و یا سوزاندن جسد مردگان خود آداب و رسوم خاصی داشتند؛ وقتی کسی میمرد دیگران با هدایا و تحفههایی به کاهنان رجوع میکردند تا مراسم تشییع را بر پا دارند.
«... آنها معتقد بودند که ارواح به استقبال مرده میآیند و چه بسا ممکن است در تن زندهها حلول کنند و آنها را ایذاء نمایند به همین دلیل ادعیه و اذکاری به وسیله کاهنان در مدح و ستایش مردگان و ارواح خوانده میشد.»[۲]
در ایران بعد از اسلام، طبق سنن اسلامی پس از کسب اجازه از وصی شخص متوفی نماز میت برگزار میشود و سپس به خاک سپرده میشود. بعد دعای تلقین خوانده میشود و مردم فاتحه میخوانند و قبر را میپوشانند و آبی بر آن میپاشند و حاضرین به خانه بر میگردند. در صدر اسلام، سوگواری متداول نبود ولی بعدها در بین طبقات ممتاز و متوسط اجتماع سخت معمول گردید. هنگامی که عالم بزرگی از جهان رخت میبست شاگردان در سوگ او دوات و قلم خود را و منبری که وی در بالای آن درس میگفت میشکستند.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
منبع اصلی
فربد، محمد صادق (1385). کتاب ایران: سوگواری های مذهبی در ایران. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
محمد صادق فربد