دولت موقت
دولت موقت (بهمن 1357 – آبان 1358ش). نام اولين دولت پس از پيروزي انقلاب اسلامي*.
اين دولت به فرمان امام خميني* و به رياست مهندس مهدي بازرگان* تشكيل شد.1 وظيفة آن، برگزاري رفراندوم تغيير نظام سياسي ايران، تشكيل مجلس خبرگان* قانون اساسي، برپايي انتخابات مجلس شوراي اسلامي*، ادارة وزارتخانههاي مختلف و ساماندهي به اوضاع كشور تا تشكيل دولت دايمي بود.2
اعضاي كابينة دولت موقت در ابتدا از اعضا و هواداران نهضت آزادي ايران، معدود افرادي از جبهة ملي* و چند شخصيت مستقل بودند. به عنوان مثال كريم سنجابي معروفترين رهبر جبهة ملي* عهدهدار وزارت خارجه شد؛ داريوش فروهر رهبر حزب ملت ايران، مسؤوليت وزارت كار را بر عهده گرفت و ابراهيم يزدي يكي از رهبران نهضت آزادي در خارج كشور، مشاور نخستوزير شد.3
اكثر اعضاي كابينه داراي تحصيلات عالي در غرب بودند و گرايشهاي مليگرايانه داشتند. البته كمي بعد از شروع كار دولت، تعدادي از روحانيون شوراي انقلاب مانند حجتالاسلام مهدوي كني و محمدجواد باهنر* به عنوان معاونان وزارتخانه به دولت موقت پيوستند.4
پس از پيروزي انقلاب دولت موقت فعاليت خود را در زمينههاي مختلف آغاز كرد. برگزاري رفراندوم تعيين نظام ايران در فروردين 1358ش، برپايي انتخابات مجلس خبرگان* قانون اساسي در تابستان همان سال، تلاش براي ادارة سازمانهاي دولتي و گذراندن قانون مطبوعات از مهمترين اقدامات سياسي اين دولت به شمار ميآيد.5
در زمينة اقتصادي اقداماتي چون برقراري توليد دوباره و صادرات نفت، راهاندازي 50 درصد كارخانهها و صنايع تعطيل شده، افزايش صادرات غيرنفتي و ارائة طرح وام شرافت براي جوانان بيكار از جمله فعاليتهاي اين دولت بود.6
فعاليتهاي دولت موقت در امور خارجي عبارت بودند از: قطع رابطه با اسراييل و آفريقاي جنوبي، حمايت از جنبش مردم فلسطين، خروج از پيمان سنتو و عضويت در جنبش عدم تعهد و مذاكره با آمريكا براي حل مسئلة خريدهاي تسليحات نظامي.7
دولت بازرگان در يك دوراهي خاص قرار داشت. از يك سو به عنوان يك دولت انتقالي فاقد قدرت اساسي بود و از سوي ديگر از اين دولت انتظار ميرفت كه همة اشتباههاي حكومتهاي نظام پيشين را اصلاح كند.
يكي از اين مسائل بحرانزا وجود نهادهاي انقلابي مانند كميتهها و دادگاههاي انقلاب بود كه به سبب مشخص نبودن محدودة وظايفشان، در بسياري موارد عملكرد آنان با اقدامات دولت موقت* در تضاد بود.8 همچنين بروز اختلاف ميان اين دولت و شوراي انقلاب كه مهمترين مركز تصميمگيري در آن زمان بود، كارايي دولت موقت را پايين ميآورد.9 مجموعة عواملي چون پخش شدن بيش از يك ميليون اسلحه در كشور،10 اقدامات گروههاي سياسي بر ضد دولت،11 برپايي اعتصابات كارگري12 و وجود آشوبهاي منطقهاي در كردستان، خوزستان و تركمنصحرا13 باعث شد تا دولت نتواند نظم و امنيت را آنطور كه شايد و بايد در كشور حاكم كند. به علاوه تغيير مداوم تركيب دولت موقت نيز باعث ضعف آن شد. به طور مثال هنوز 3 ماه از آغاز كار دولت نگذشته بود كه كريم سنجابي استعفا كرد و ابراهيم يزدي عهدهدار وزارت امور خارجه شد.14 سرانجام با تصرف سفارت آمريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام، مهندس بازرگان* استعفا داد و عمر نُه ماهة دولت موقت به پايان رسيد.
مآخذ:
1- بازرگان، مهدي. شوراي انقلاب و دولت موقت. تهران: نهضت آزادي، 1361، ص 26-30؛
Chehabi, H.E. Iranian Politics and Religious Modernism. London: I.B.Tauris publishers, 1990, PP. 253-254;
يزدي، ابراهيم. آخرين تلاشها در آخرين روزها. تهران: قلم، 1363، ص 192-194.
2- اين اهداف در متن فرمان نخستوزيري بازرگان آمده است. نك: يزدي. همانجا.
3- بازرگان. همان. ص 34-39.
4- Chehabi. Ibid. PP. 256-257.
5- ميلاني، محسن. شكلگيري انقلاب اسلامي، از سلطنت پهلوي تا جمهوري اسلامي. ترجمة مجتبي عطارزاده، تهران: گام نو، 1381، ص 280-293؛ chehabi, H.E. Ibid. PP 264-266.
6- بيات، آصف. سياستهاي خياباني: جنبش تهيدستان در ايران. ترجمة اسدالله نبوي، تهران: شيرازه، 1379، ص 233 و235؛ مسايل و مشكلات نخستين سال انقلاب از زبان رئيس دولت مولت. به كوشش عبدالعلي بازرگان، تهران: ناشر مؤلف، 1362؛ chehabi. Ibid. P. 260.
7- سنجابي، كريم. اميدها و نااميديها. لندن: انتشارات جبهة مليون ايران، 1368، ص 295؛ chehabi. Ibid. PP. 269-271؛ براي اطلاع از سياست آمريكا در برابر دولت موقت و نقد آن، نك: بيل، جيمز. عقاب و شير، تراژدي روابط ايران و آمريكا. ترجمة مهوش غلامي، تهران: كوبه، 1371، ص 441-469.
8- ميلاني. همان. ص 271-273؛ مسائل و.... همان. جمـ؛ chehabi. Ibid. PP. 258-259.
9- ميلاني. همان. ص 269 و 270؛ نك: بازرگان. همان.
10- استمپل، جان. درون انقلاب ايران. ترجمة منوچهر شجاعي، تهران: رسا، 1377، ص 273.
11- براي آگاهي از مواضع حزب توده در برابر دولت موقت، نك: ميلاني. همان. ص 275-280؛ در مورد سازمان مجاهدين خلق، نك:
Abrahamian, E. Radical Islam, The Iranian Mojahedin. London, I.B. Tauris publishers, 1989, PP. 189-196;
در مورد گروههاي ماركسيستي ديگر، نك: بهروز، مازيار. شورشيان آرمانخواه، ناكامي چپ در ايران. ترجمة مهدي پرتوي، تهران: ققنوس، 1380، ص 183-227؛ در مورد رابطة دولت موقت با گروههاي مليگرا، نك: chehabi. Ibid. PP. 260-262.
12- بيات. همان. ص 209 به بعد.
13- استمپل. همان. ص 289-290.
14- سنجابي. همان. ص 353-355؛ chehabi. Ibid. PP. 256-257.
محمدمهدی موسی خان