آب چین
آب چين
آب چیننده یا قطیفه (به عربی) در لغت به پارچه یا جامهای اطلاق میشده است كه پس از غسل دادن مرده، او را بهوسیله آن خشك میكردهاند (1: ج 1، ذیل "واژه"). در عُرفِ كاتبان متأخر بهگونهای از كاغذ گفته میشده كه سیاهی و مركّب نوشته تر و آبگین را توسط آن خشك میكردهاند (2: ذیل "واژه"). این نوع كاغذ ـ كه "مداد پاككن" و "كاغذ آب خشككن" نیز نامیده شده (3: ذیل "مداد پاككن" و "كاغذ"؛ 6: ذیل "كاغذ") ـ بهلحاظ آنكه الیاف آن از بافتی فشرده برخوردار نیست، با سرعت، آب مركّب مانده بر حروف و نوشتهها را به خود میكشد. به همین سبب آن را جاذب و هم كاغذ نشاف خواندهاند (5: 604، 757).
البته كاربرد صورتهای مفرد و تركیبی این واژه، در حوزه كتابت و نسخهنویسی، پیشینهای دیرینه ندارد و ظاهراً از سده 10 ق. به بعد ـ كه گونههای كاغذ فرنگی به مشرقزمین راه و رواج یافته است ـ با كاغذ مورد بحث آشنا شدهاند. پیش از آن، كاتبان، نوشتهها را در معرض هوا میگذاشته و خشك میكردهاند (757:5) یا بر نوشته آبگین و تر، خاك نرم و ماسه میریخته و آب مركّب و سیاهی را میگرفته و به این عمل "خاكپاشی" میگفتهاند. معزالدین استرآبادی در كشكول خویش این عمل كاتبان را از زمره آداب كتابت برشمرده و، بهاستناد حدیث نبوی: "اذا كتب احدكم فلیتربه فانّ التراب مبارك"، آن را مؤكد كرده است (5: 631).
در عملِ خاكپاشی بر نوشتههای تر، كاتبان از ماسه قرمز یا خاك استفاده میكردهاند و به این مناسبت، ظرفی مانند دوات چوبی یا فلزی با سوراخهایی بسیار كوچك و تَنگ داشتهاند كه خاك نرم یا ماسه را در آن میكرده و بر نوشته میپاشیدهاند. این ظرف را كاتبان عربیزبان مِرمَلَه و مِترَبَه میخواندهاند(4: ج 2، ص 478-479).
مآخذ :
1) جمالالدين انجو، حسينبن حسن. فرهنگ جهانگيري. ج 1. ذيل "آبچين"؛
2) دهخدا، علياكبر. لغتنامه. ذيل "آبچين"؛
3) شاد، محمد پادشاهبن غلام محييالدين. فرهنگ جامع فارسي [آنندراج[. ذيل "مدادپاككن" و "كاغذ"؛
4) قَلقَشَندي، احمدبن علي. صبحالاعشي. قاهره: دارالكتب السلطانيه، 1963 م. = 1383 ق. = 1342؛
5) مايل هروي، نجيب. كتابآرايي در تمدن اسلامي. مشهد: آستان قدس رضوي، بنياد پژوهشهاي اسلامي، 1372؛
6) معين، محمد. فرهنگ فارسي. ذيل "كاغذ".
منبع اصلی
آب چین(1381). دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی ایران. جلد اول، تهران: انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران.
نویسنده مقاله
نجیب مایلهروی