معتزله
معتزله در نیمهی نخست قرن دوم هجری در بصره تشکل یافت. بنیانگذار آن واصلبن عطاء (م ۱۳۱ق) از شاگردان حسن بصری بودهاست. حسن بصری از بنیانگذاران فرقهی قدریه است واصل در آغاز، عقیدهی قدریه داشت ولیکن بعداً با استاد خود مخالفت کرد و به همراه عمروبنعبید (م ۱۴۲ق) فرقهی نوینی را بنیان نهاد[۱]. ظاهراً وجه تسمیهی این فرقه، گوشه گرفتن از حوزهی درس استاد بودهاست که به «معتزله» و «مکتب اعتزال» معروف شدند. معتزله دارای ۱۲ فرقهاند و در کل در دوحوزهی کوفه به رهبری واصلبنعطا و در حوزهی بغداد به رهبری بشربنمعتمر و یارانش قرار داشتند. اصول اساسی باورهای معتزله در پنج دسته قرار میگیرد که از آنها به اصول پنجگانهی «مذهب اعتزال» تعبیر میکنند:
- توحید؛ که اصلیترین اصل اسلام است و معتزله، خود را اهل توحید میدانستند. با این عقیده که خداوند واحد است و هیچ چیز مثل او نیست. این دریافت از وجود الهی و توحید او به نفی صفات ألهی، مخلوق بودن قرآن و نفی هر گونه رؤیت خداوند منجرگردید؛
- عدل؛ که مستلزم اختیار و مسئولیت داشتن انسان است وگرنه ثواب و عقاب در آخرت بیمعنا میگردد؛
- وعده و وعید که مستلزم اختیار و عدل الهی است و عدل الهی ایجاب میکند که به مؤمن وعده و به کافر وعید بدهد، لذا انسان، مسؤول اعمال خود در اجتماع است؛
- منزلة بینالمنزلتین؛ معتزله معتقدند که گناه کبیره در منزلتی بین ایمان و کفر قرار دارد و مرتکب گناه کبیره کافر شمرده نمیشود؛
- امر به معروف و نهی از منکر که ناظر به اصول عدل و اختیار در رفتار اجتماعی است[۲].
از نظر معتزله صفات خداوند عین ذات او هستند و لاجرم او به ذاتش علیم است[۳]. قرآن حادث و مخلوق است و دربارهی حسن و قبح اعمال معتقدند که عقل مستقلاً میتواند آنها را درک کند. در میان شاعران، گویا فردوسی به اصول مذهب اعتزال، مبنی بر عدم رؤیت خداوند باور داشتهاست.