اشعریه
«اشعریه» یا «اشاعره» در قرن سوم که اندکاندک مذهب اعتزال دچار ضعف میشد، بهوجود آمد و به نام بنیانگذار آن ابوالحسن علیبن اسماعیل اشعری (۳۳۰ - ۲۶۰ق) معروف گردید. او در بصره میزیست و شاگرد ابوعلی جبایی از بزرگان معتزله بوده است. او در مسایل اساسی مانند خدا و الوهیت انتزاعی آن، شک در رابطهی عِلّی و معلولی و تعبد انسان، با معتزله مخالفت ورزید. این مذهب اصولاً در تسلّط اهل سنت قرار داشت و بهمحض اینکه حیات خود را آغاز کرد، آماج انتقاد مخالفان بهویژه معتزله قرار گرفت. اما اشعری تمسک به کتاب و سنت را از اصول دیانت خود اعلام کرد و گفت من قایل به همان عقایدی هستم که احمد حنبل قایل بود[۱]. از بزرگان این فرقه ابوحامد اسفراینی (م ۴۰۶ق) و ابوبکر باقلانی (م ۴۰۳ق) را میتوان نام برد.
مبانی فرقهی اشعری در کل نوعی جبهه گیری و مخالفت با روش عقل گرایی و استدلالی معتزله بودهاست. آنان میگفتند اعتبار مطلقِ عقل به دفاع از دیانت منجر نمیشود، بلکه به واسطهی عقل، ایمان و دیانت از میان میرود. قرآن همیشه ایمان به غیب را اصل اساسی میداند که مبنای ایمان هم هست لذا غیب از برهان عقلی برتر است[۲]. موارد بسیاری از اختلافات اشاعره با معتزله در کتابها ذکر شدهاست، اما اهم این اختلافات موارد زیر است:
- اشعری میگوید:
بد و نیک کارها همه آفریدهی خداوند است و بنده را بههیچ وجه اختیار نیست[۳].
ولی معتزله میگوید:
خداوند سرچشمهی اعمال خیر است و اعمال شر در اختیار بندگان است و مخلوق انسانهاست[۴].
- اشعری میگوید:
رکن اصلی ایمان عقیدهی قلبی است وگفتار و کردار از فروع آن است. اما در باور معتزله ایمان سه رکن دارد. اعتقاد به قلب،گفتار به زبان و عمل به ارکان.
- اشعری میگوید:
صفات خداوند قایم به ذات واجبالوجود است[۵].
اما معتزله میگوید:
صفات خداوند عین ذات اوست.
- اشعری منکر حسن و قبح عقلی است اما معتزله آن را باور دارد.
- اشعری معتقد به رؤیت خداوند در قیامت و رستخیز است، اما معتزله آن را مردود میداند.
- اشعری منکر نظریهی «المنزلة بینالمنزلتین» است.
- اشعری خلود در نار را منکر است، در حالیکه معتزله به آن باور دارد.
- اشعری در مسایل سیاسی امامت را به اختیار امت میداند، ولی معتزله به نص و اختیار میداند.
- اشعری کلام خدا را بالذات معجزه میداند و آن را مخلوق نمیشمارد بلکه قدیم میداند، اما معتزله معتقد است که کلام خداوند مخلوق و حادث است[۶].
- اشعری میگوید:
ایمان و طاعت به توفیق الهی، و کفر و معصیت به خذلان الهی است.
این سه فرقه که شرحشان به اجمال آمد، اساس علم کلام را پایهریزی کردند و عموماً شاعران ایرانی در باورهای اعتقادی خود از این سه فرقه پیروی میکردند، کسایی مروزی نخستین شاعر شیعی است. فردوسی از شاعران شیعی و معتزلی است. ناصرخسرو اسماعیلی است. باید دانست که گروه شیعه و معتزله به علت روشهای استدلالیشان، در بسیاری از موارد، به نتایج مشابه میرسیدند. عموماً شاعرانی که در دورهی سبک هندی و بازگشت میزیستند،پیرو مذهب تشیع بودند و شاعرانی که در سبکهای خراسانی و عراقی میزیستند عموماً اشعری و اهل سنت بودند بهویژه شاعران صوفی مسلک که بخش عظیمی از گسترهی شاعران تاریخ ادبیات فارسی را تشکیل میدهند.
- ↑ صفا، ذبیحالله . تاریخ ادبیات در ایران. تهران: فردوس، ۱۳۶۶، ص ۲۷۷.
- ↑ کوربن، هانری. تاریخ فلسفهی اسلامی. تهران: کویر، ۱۳۸۸، ص۱۶۳.
- ↑ الشهرستانی، محمد بن عبدالکریم. الملل والنحل (ترجمه افضلالدین صدر ترکه اصفهانی؛ تصحیح سید محمدرضا جلالی نائینی). تابان، ۱۳۳۵، ج ۱، ص ۵۹.
- ↑ دهخدا، لغتنامه، ذیل اشاعره
- ↑ الشهرستانی، محمد بن عبدالکریم. الملل والنحل (ترجمه افضلالدین صدر ترکه اصفهانی؛ تصحیح سید محمدرضا جلالی نائینی). تابان، ۱۳۳۵، ج ۱، ص۵۸.
- ↑ الشهرستانی، محمد بن عبدالکریم. الملل والنحل (ترجمه افضلالدین صدر ترکه اصفهانی؛ تصحیح سید محمدرضا جلالی نائینی). تابان، ۱۳۳۵، ج ۱، ص ۵۸.