اصانلو
اصانلو، يا اوصالو، نام گروهي از اقوام ترك زبان كه در حوزههاي جغرافيايي ـ فرهنگي مختلف ايران پراكندهاند.
نام اين گروه در تاريخ نخستين بار با نام گرگينبيك اوصالو، سركردة افشارهاي ملتزم اميرتيمور گوركان، كه در 802ق/ 1399م به حكومت اورميه گمارده شد، آمده است.1 بنابر ديگر اسناد تاريخي، مانند عالم آراي عباسي،2 اصانلوها به احتمال زياد از طايفههاي ترك پيوسته به ايل افشار بودهاند، كه از سدة 7ق/ 13م در ايران حضور داشتهاند. حضور آنها را در حوزههاي جغرافيايي ـ فرهنگي آذربايجان، اصفهان، فارس، قزوين، زنجان و گرمسار و خوار تهران گزارش كردهاند.3
اكثر اصانلوها با همزيستي و پيوندهاي زناشويي با بوميان غير ترك زبان محلي رفته رفته ويژگيهاي قومي ـ ايلي و فرهنگي ـ زباني خود را از دست داده و در گروههاي قومي ديگر جذب شدهاند.3 بنابر پژوهشهاي ميداني گروه كوچكي از اصانلوهاي بخش مركزي شهرستان گرمسار هنوز ويژگي عشيرهاي خود را حفظ كرده و كوچ ميكنند.4 بنابر آمار سرشماري عشايري 1366ش جمعيت عشاير كوچندة اصانلوي اين ناحيه 25 خانوار و 143 تن بوده است.5 در نموداري نيز از 10 تيرة اصانلوهاي استان تهران نام برده شده است.6
مآخذ:
1. افشارمحمودلو، عبدالرشيد. تاريخ افشار. به كوشش محمود راميار و پرويز شهريار افشار، تبريز: 1346؛
Nikitin, B., "Len Afšārs a Urumiyeh", Journal Asiatiqiue , Paris , 1822, 71; Iranica, 1/583.
2. اسكندر بيكمنشي. عالمآراي عباسي. تهران: 1350، 2/1085.
3. بلوكباشي، علي. «اصانلو». دايرةالمعارف بزرگ اسلامي. تهران: مركز دايرةالمعارف، 1379، 9/99- 100.
4. نكـ: هوركاد، برنار. «كوچ و اقتصاد شباني در دامنههاي جنوبي البرز»، ايلات و عشاير. تهران: آگاه، 1362، ص140- 141.
5. سرشماري اجتماعي ـ اقتصادي عشاير كوچنده (1366ش). جمعيت عشايري دهستانهاي كل كشور، تهران: مركز آمار ايران، 1368، ص47.
6. مجموعة اطلاعات و آمار ايلات و طوايف عشايري ايران. تهران: مركز عشايري ايران، 1361، ص41.
علی بلوکباشی