پرش به محتوا

افشار

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۸ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۲۱:۳۴ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''افشار، يا اَوْشار،''' نام يك گروه بزرگ قومي- عشيره‌اي از اقوام ترك زبان پراكنده‌ در بيشتر نقاط ايران. افشارها از تركان اُغوز يا تركمان و يكي از 22 تيرة اغوز بوده است.<sup>1</sup> اوشار يا اَوْشَر را نام يكي از 4 فرزند بولدوزخان، پسر سوم اغوز، و آن را...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

افشار، يا اَوْشار، نام يك گروه بزرگ قومي- عشيره‌اي از اقوام ترك زبان پراكنده‌ در بيشتر نقاط ايران.

افشارها از تركان اُغوز يا تركمان و يكي از 22 تيرة اغوز بوده است.1 اوشار يا اَوْشَر را نام يكي از 4 فرزند بولدوزخان، پسر سوم اغوز، و آن را به معناي «چالاك و به شكار جانوران مُهَوّس نوشته‌اند.2 افشارها نام خود را احتمالاً از نام او گرفته‌اند.3

افشارها از کهن‌ترین و نيرومند‌ترين ايلات ترك زبان بوده‌اند.4 نام افشار در دورة سلجوقيان (429-700ق/1037-1300م) چنان وحشت‌انگيز بود كه مردم تركمان، ازبك و تاتار كودكان خود را با گفتن «اوشارگَلْدي» (افشار آمد) مي‌ترساندند.5 افشار يكي از ايل‌هاي تشكيل‌دهندة سپاهيان شاه اسماعيل‌ اول صفوي (حك 907-930ق / 1502-1524م)6 و از ايلات عمده و معتبر قزلباش بوده است.7 سران و اميران طايفه‌هاي افشار در جنگ‌هاي پادشاهان صفوي با عثماني‌ها و ازبك‌ها و نيز در سپاه نادرشاه نقش بزرگي داشتند. بخش بزرگي از سپاهيان قاجار را نيز مردان طايفه‌هاي افشار تشكيل مي‌دادند.8

سرزمين اصلي افشارها دشت قبچاق در تركستان بود. در اواخر دورة سلجوقي دسته‌اي از افشارها از آن‌جا به ايران آمدند و گروهي از آن‌ها، ظاهراً در دهة 540ق/ 1145 یا 1646 م به خوزستان مهاجرت كردند.9 در دورة پادشاهي طهماسب اول صفوي (حك 930-984ق / 1524-1576م) ظاهراً حدود 10 هزار خانوار افشار در كهگيلويه مي‌زيستند و دو تن از سران طايفه‌هاي آن به نام‌هاي مهديقلي سلطان و حيدرقلي سلطان در شوشتر و دزفول حكومت مي‌كردند.10 در شرح شورش افشار‌هاي رامهرمز در 1005ق/1596م از دو طايفة گُندوزلو و اَرَشلو افشار نام مي‌برند.11 گندوزلو از عمده‌ترين افشارهاي خوزستان بودند كه رفته رفته يك ايل مستقل را تشكيل دادند،12 كه در منطقه‌ای از حوالي شوشتر تا دزفول سكني داشتند و دِه بُلَيتي در نزديك شوشتر محل خان‌نشين آن‌ها بوده است.13

دستة ديگري از افشارها در دورة استيلاي مغول بر تركستان (اواخر سدة 13 م/ اواخر سدة 6ق) از تركستان به آذربايجان مهاجرت كردند.14 نخستين گروه افشار كه در اورميه استقرار يافتند، ظاهراً از همراهان گرگين‌بيك اوصالوي افشار در 802 ق/1400م ( ← اصانلو، ايل) بودند.15 برخي طايفه‌هاي قاسملو، ايمانلو، ارشلو، گندوزلو، بكشلو و كوه‌گلو را از طوايف عمدة افشارهاي اورميه نام برده‌اند.16 نادرشاه كه از طايفة قرقلوي افشارهاي ابيورد خراسان بود، گروهي از افشارهاي اورميه را به نواحي ديگر ايران كوچاند.17

افشارهای کازرونِ فارس احتمالاً در اوايل دورة صفوي از خراسان، يا از نواحي مركزي ايران به آن ناحیه مهاجرت كردند و سرانشان حدود 250 سال در آن‌جا حكمراني كردند.18 در فهرست اسامي تيره‌هاي اينانلو* به تيرة «افشار اوشاغي» (فرزندان افشار) و در ايل قشقايي* به تيرة «افشار كرماني» اشاره كرده‌اند.19

نخستين گروه‌هاي افشار در آغاز دورة صفوي به خراسان رفتند. قرقلوهاي افشار در زمان شاه اسماعيل اول (907- 930 ق/ م 1502- 1524 م) از آذربايجان به ابيورد خراسان مهاجرت كردند.20 گروه بزرگ ديگري از افشارهاي نواحي مختلف آذربايجان در دورة شاه عباس اول (996-1038ق / 1587-1629م) به خراسان كوچانده شدند.21 نادرشاه افشار (1148-1160ق / 1735-1747م) در 1143ق حدود 12هزار خانوار افشار را همراه عشاير ديگر از فارس، عراق و آذربايجان به خراسان كوچاند.22

نخستين گروه از افشارهايي كه به كرمان مهاجرت كردند، طايفة قاسملو، در حدود 916ق / 1510م بوده است. افشارهاي كرمان تا زمان كريمخان زند قدرت داشتند و تني چند از آن‌ها در آن‌جا حكومت مي‌كردند.23 افشارهاي كرمان از عمده‌ترين ايلات و طوايف كرمان به شمار مي‌رفته‌اند و شمار تيره‌هاي آن را ميان 50 تا 80 تيره نام برده‌اند،24 كه به 3 گروه عمدة جهانشاهي، عمويي و ميرحبيبي تقسيم مي‌شدند.

گروهي از افشارها نيز احتمالاً در دورة صفوي در منطقة خمسة زنجان سكني گرفته بودند. افشارهاي خمسه، كه به «افشار دَويراني» معروف‌اند، از آذربايجان به آن‌جا آمده بودند.25 گروهي از افشارها در آبادي‌هاي جلگه‌اي اسدآباد همدان، كه به «جلگة افشار» شهرت دارد،26 دسته‌اي از آن‌ها در آبادي‌هاي پيرامون قزوين و ناحيه‌اي از قزوين به نام «افشاريه»،27 گروهي نيز در حوالي تهران، در نواحي ميان تهران و قزوين و در دهستان افشاريه از توابع ساوجبلاغ كرج28 و شماري از آن‌ها نيز در اصفهان، يزد، مازندران و جاهاي ديگر به‌سر مي‌برند.30

تلخيص از «اَفشار»، نوشتة علي بلوكباشي

دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1379، 9/492-498


مآخذ:

1.     كاشغري، محمود. ديوان لغات‌الترك. استانبول: 1333ق، 1/56؛ نيزنك: رشيدالدين فضل‌الله. جامع‌التواريخ. به كوشش بهمن كريمي. تهران: 1338، اقبال، 1/35-36.

2.     رشيدالدين، 1/40.

3.      Lockhart, L., Nadir Shah, Lahore: 1976, 17.

4.     فيلد، هنري. مردم‌شناسي ايران. ترجمة عبدالله فريار، تهران: 1343، ابن‌سينا، 49.

5.     قدوسي، محمدحسين. نادرنامه. مشهد:    ، 1339، 18.

6.      Lockhart , L., "The Persian Army in The Safavi Period", Der Islam , Berlin;   1959, 88.

7.     مستوفي، ابوالحسن. گلشن‌مراد. به كوشش غلامرضا طباطبايي‌مجد، تهران: 1369، 156-157.

8.      EI2, 1/240.

9.     وصاف. تاريخ. تحرير عبدالمحمد آيتي، تهران: 1346، 86؛ نيزنك: كسروي، احمد. كاروند. به كوشش يحيي ذكاء، تهران: 1356، اميركبير، 48، حاشية 1.

10.  اسكندر، بيك‌منشي. عالم‌آراي عباسي. به كوشش ايرج افشار، تهران: 1350، اميركبير، 140،227؛ روملو، حسن. احسن‌التواريخ. به كوشش عبدالحسين نوايي، تهران: 1357، 380.

11.  اسكندر، بيك‌منشي. 524-525.

12.  فيلد، 51.

13.  كيهان، مسعود. جغرافياي مفصل ايران. تهران: 1311، 2/92؛ كسروي، 46؛ لايارد، هنري و ديگران. سيري در قلمرو بختياري و عشاير بومي خوزستان. ترجمة مهراب اميري. تهران: 1371، 42-43.

14.  استرابادي، محمدمهدي. جهانگشاي نادري. تهران: 1368، 26؛ نيزنك: مينورسكي، ولاديمير. تاريخچة نادرشاه. ترجمة رشيد ياسمي، تهران: 1313؛.Lockhart, Nader shah, 17

15.  افشارمحمودلو، عبدالرشيد. تاريخ افشار. به كوشش محمود راميان و پرويز شهريار افشار، تبريز: 1342، 12-13.

16.   Nikitine, B., "Les Afšārs d' Urumiyeh , J.A. Paris. 1929, vol. CCxiv, 105-109.

17.  idem , 88.

18.  حسيني‌فسايي، حسن. فارسنامة ناصري. به كوشش منصور رستگار فسايي. تهران: 1367، اميركبير، 2/1440؛ مظلوم‌زاده، محمدمهدي. «طايفة افشار كازرون». ناموارة دكتر محمود افشار. به كوشش ايرج افشار و كريم اصفهانيان، تهران: 1367، 4/2438؛ حسین فسايي، 2/1440، 1442؛ Iranica. 1/583-584

19.  فسايي، 2/1576، 1582.

20.  استرآبادي، 26-27.

21.  محمدكاظم. عالم‌آراي نادري. به كوشش محمدامين رياحي، تهران: 1364، 1/4-5.

22.  استرابادي، 179-180.

23.  باستاني‌پاريزي، محمدابراهيم. «افشارها در تاريخ و سياست كرمان». ناموارة دكتر محمود افشار. به كوشش ايرج افشار و كريم اصفهانيان، تهران: 1366، 4/1503-1505؛

Sykes, P.M., Ten Thousand Miles in Persia , NewYork: 1902, 67-68.

24.  وزيري‌كرماني، احمدعلي. تاريخ كرمان. به كوشش محمدابراهيم باستاني پاريزي، تهران: 1364، ، 198-199.

25.  فيلد، 203.

26.  فرهنگ جغرافيايي ايران: آبادي‌ها. تهران: 1328-1331، 5/107؛ جمالي‌ اسدآبادي، ابوالحسن. «چند سند از طايفة افشار اسدآباد»، بررسي‌هاي تاريخي، تهران: 1354، 245.

27.  اسكندر بيك‌منشي، 1/892.

28.  كيهان. 2/112؛ فرهنگ جغرافيايي ايران. 1/117.

29.  مثلاً، نك: ساروي، محمد فتح‌الله. تاريخ محمدي. به كوشش غلامرضا طباطبايي‌مجد، تهران: 1371، 100-101؛ شيرواني، زين‌العابدين. بستان‌السياحه. تهران: 1315، 106؛ كسروي، 50.


علی بلوکباشی