اینانلو
اينانلو، يا اينالّو، يكي از ايلهاي تُرك زبان ايران و از ايلات خمسة فارس.
اينانلوها وابسته به قوم اُغوز بودهاند. ظاهراً ميان اينانلوهاي فارس و ايل بزرگ اوشار (= افشار*) پيوندهايي وجود داشته و شاخهاي از آنها افشار اوشاغي، يعني فرزندان افشار، ناميده ميشده است.1
زمان مهاجرت اينانلوها را به فارس در سدة 7 يا اوايل سدة 8ق (13 و اوایل سدة 14 م)، در دورة سلاطين مغول دانستهاند.2 احتمالاً افشار اوشاغي همراه اينانلوها از نواحي مركزي ايران به فارس کوچیده بودند، چون به هنگام فرمانروايي منصوربيك افشار در فارس در 904ق/1499م، افشارها در اين ناحيه به سر میبرند.3
اينانلو در 1278ق/1861م با چهار ايل ديگر فارس اتحادية ايلات خمسه* را تشكيل دادند. در اسناد تاريخي از شماري تيرههاي وابسته به اين ايل نام برده شده است. در قديمترين سند، فارسنامة ناصري (تأليف 1313ق/1895م) نام 25 تيره، و در عرف و عادت در عشاير فارس (تأليف 1324ش) نام 8 تيره از اينانلو آمده است.4
از دورة صفوي تا حدود 1240ق/1824م خانهاي تيرة ابوالوردي، یکی از تیرههای مهم اينانلو بر ايل حكومت ميكردند. بعدها رهبري ايل هر چندگاهي در دست يكي از خانهاي تيرههاي قورت، سَركَلو و بلاغي میگشت.5 مردم ايل تا پيش از سدة 14ق كوچ ميكردند، و از آن پس به تدريج در صحراي قرهبلاغ فسا دهنشين شدند و به كشاورزي پرداختند و كوچندگان آنها به ايلهاي ديگر فارس پيوستند.6
تلخيص، «اينالو»، نوشتة علي بلوكباشي
دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1380، 10/716-717
مآخذ:
1. Minorsky, V. "Ainallu/ inallu", Rocznik Orientalistyczny. Cracow: 1953 , vol. XVII , 3-4 , 8.
حسينيفسايي، حسن. فارسنامة ناصري. به كوشش منصور رستگار فسايي، تهران: 1367، اميركبير، 2/1576.
2. حسينيفسايي، همان. 2/1573.
3. Iranica, 1/585.
4. حسينيفسايي، همانجا، بهمنبيگي، محمدبهمن. عرف و عادت در عشاير فارس. تهران: 1324، بنگاه آذر، 55.
5. حسينيفسايي. 2/1573، 1576.
6. همو، 2/1576.
علی بلوکباشی