باطل سحر
باطل سحر، هر آنچه در بي اثر كردن سحر و جادو و رماندن ديوان زيانكار به كار رود. باطل سحرها رمانندههايي هستند كه مردم آنها را داراي خاصيت جادويي و شرزدايي ميپندارند و در گريزاندن جن و ارواح پليد موثر ميانگارند. كاربرد سحر و باطل سحر همراه با اعمال و آداب جادويي از ديرباز در ميان مردم جهان رايج بوده است. براي اين كار معمولاً از دو روش «جادوي تقليدي»[1] (كاربرد چيزي شبيه چيزي يا كسي، مانند تنديس يا پيكره آن چيز يا كس) و «جادوي ساري»[2] (كاربرد اجزا و اشيايي كه زماني در مجاورت و تماس نزديك با چيزي يا كسي بودهاند، مانند مو و ناخن يا پارههايي از جامه كسي) استفاده ميكردند.(1) مردم جامعههاي مذهبي مجموعهاي از رقيهها و افسونهاي حاوي كلمات مقدس و ادعيه و تعاويز را براي دفع جن و شياطين به طلسمات و باطل سحرهاي جادويي افزودند.(2) ابوريحان بيروني در آثار الباقيه و التفهيم از رقيه و افسوني براي رماندن گزندگان ياد ميكند كه آميختگي باورهاي جادويي – مذهبي مردم را در دو فرهنگ مزديسنايي و اسلامي ايران نشان ميدهد.(3)
اعمال سحر و جادو زدايي هنوز در ميان مردم كاربرد دارد و در نظام فرهنگي – آرماني جامعههاي ابتدايي و سنتي نقش مهمي به هنگام درماندگي و پريشان حالي مردم و بيم و اضطراب آنها از نيروهاي زيانكار ايفا ميكند.(4)
طلسمات باطل سحر را بر حسب شباهتهاي كلي و عام در نوع و كاربرد ميتوان به چند دسته تقسيم كرد: نخست، طبقهبندي عمومي بر اساس طبيعي يا مصنوعي بودن طلسمات، مانند برخي احجار كريمه و سنگها؛ اجزايي از رستنيها و گياهان؛ اندامهايي از انسان و حيوان؛ ابزار و اشياء و لوحهاي فلزي؛ زيورها و گوهرها؛ تنديس و پيكره ساخته شده از موم و خمير؛ افسون نوشته شده روي پوست، كاغذ و پارچه، يا كنده شده روي فلز؛ دستوارهها و چشموارههاي فلزي و سفالي و شيشهاي؛ چيزهاي ناپاك و آلوده و فضولات برخي حيوانها.
دوم، طبقه بندي بر حسب مقاصدي كه طلسمات را به كار ميبرند، مانند طلسمات مخصوص پيشگيري و ردمان بيماريها؛ حفظ و امنيت و دوري از خطرات و آسيبها؛ به دست آوردن قدرت جسماني؛ تحصيل خوشبختي و ثروت و جز آن.(5)
در بسياري از فرهنگهاي امروزي، از جمله فرهنگ عامه ايران، مو وناخن را داراي نيروي جادويي ميپندارند و آنها را همچون طلسم و رزم افزاري اهريمني ميشمارند. عامه مردم موي و ناخن چيده شده را روي زمين نمياندازند، بلكه در جايهايي، مانند شكافهاي ديوار پنهان ميكنند تا از دسترس دشمنان و جادوگران دور مانند.(6)
رايجترين طلسمهاي دفع چم زخم* در ميان مردم مشرق زمين و ايران، طلسم فلزي به شكل پنجه باز دست و چشم انسان، يا حتي چشم خشك شده هدهد، جغد و گربه بوده است.(7) از چشموارههاي كبود و آبي شيشهاي و سفالي و نقش پنجه و چشم همراه افسون و دعا بر روي كاغذ نيز استفاده ميكردهاند. برخي چيزهاي پليد و ناپاك، مانند خون حيض را در فرهنگهاي سامي و ايراني، داراي نيروي جادويي ميانگاشتند و آنها را همچون باطل سحر به كار ميبردند.(8)
مسلمانان برخي آيات قرآني، دعاها و تعويذها را براي حفظ سلامت و دوركردن بلا و آفت و چشم زخم به كار ميگرفتند. سورههاي مُعَوَّذتان (فَلق و ناس)، حمد و توحيد، آيه «وَ اِنْ يكادُ...» (قلم)، جمله دعايي ماشاءالله لاحول...» و قلعه ياسين* از جمله آنهاست.
زنان براي باطل كردن سحر و جادو به برخي اعمال جادويي دست ميزدند، آداب بخت گشايي*، آل زدايي*، چلّهبري*، و استفاده از جام چل كليد* نمونههايي از اين اعمال است.
مآخذ:
1. Frajer, J.G., The Golden Bough, London, 1932. P. 15
2. بلوكباشي، علي. «ديدگاهها و نگرشها در مردم شناسي»، كتاب جمعه، 1359 ش، س 1، ش، 34، ص 120 – 121.
3. بيروني، ابوريحان. الآثار الباقيه. به كوشش زاخاو، لايپزيك، 1923، 229؛ همو، التفهيم. به كوشش همايي، تهران، 1318 ش، 259 – 260، نيز حاشيه 2.
4 , 5. Hastings, J. (ed.). Encyclopaedia of Religion and Ethics (ERE), England, 1980. 111/393.
6. اوستا. ترجمه جليل دوستخوان، تهران، 1374 ش، 2/841 و حاشيه 2؛ هدايت، صادق. نيرنگستان. تهران، 1311 ش؛
Massé, H., Croyances et coutumes persanes, Paris, 1938. 11/314.
7. Encyclo Paedia Judaica, 1971.71/999; Westermarck, E., Pagan Survinals in Mohammedan Civilasation, London, 1973. 39.
8. Westermarck, 49.
9. كليني، محمد. الاصول من الكافي. به كوشش علي اكبر غفاري. تهران، 1356. 2/521؛ قمي، عباس. مفاتيح الجنان. تهران، 1391 ق. 319 – 320، حاشيه.
تلخيص از «باطل سحر»، نوشته علي بلوكباشي
دائره المعارف بزرگ اسلامي، 1381، ج 11
علی بلوکباشی
[1]. Homoeopathic limitative magic
[2]. Contagious magic