ایل بختیاری
بختياري، از گروههاي ايلي كوچنده و لُر زبان و شیعه مذهب جنوب غربي ايران كه اكنون بخش بزرگي از خانوارهاي آن در نقاط ييلاقي و قشلاقي يكجانشين شدهاند.
دربارة نام و خاستگاه بختياريها نظرات مختلفي وجود دارد. برخي بر اساس روايتهاي افسانهاي آنها را از بازماندگان جواناني ميدانند كه از چنگ ضحاك گريختند و به بيابان و كوهستانهاي زردكوه و كوه رنگ پناه بردند و خود را لُر، يعني بياباني خواندند1 و چون بخت با آنها ياري كرد خود را «بختيار» ناميدند.2
برخي از نیز از روي شباهت لفظ بختياري با «باختري» آنها را از اعقاب يونانيان ميدانند3 بختياريها خود نامشان را از كلمة بختياروند مشتق دانستهآند. بختيار يكي از بزرگان لر بزرگ بوده كه اولادش گروهي به نام بختياروند را پديد آوردند.
در منتخبالتواریخ نطنزي (816ق/ 1413م) به برخي از طوايف بختياري اشاره شده است. از اين زمان به بعد نام بختياري در متون مختلف راه مییابد.4
قلمرو بختياري با وسعت تقريبي 7500 كمـ 2 در ناحيهاي بين استانهاي اصفهان و خوزستان واقع است. كوههاي مركزي جبال زاگرس از ميان خاك بختياري ميگذرد و آن را به دو بخش كوهستاني «ييلاق» و بخش جلگهاي «گرمسير» تقسيم ميكند.5
در زمان شاه طهماسب (حك 930-984ق / 1524-1576م) و در زمان حكمراني جهانگيرخان بختياري، به سبب مالياتبندي بر مبناي واحد ماديان، ايل به دو بخش هفت لَنْگ و چهار لَنْگ تقسيم شد.6 بخش هفت لنگ به چند باب تقسيم شده است كه چهارلنگ چنين تقسيماتي ندارد.
در گذشته، در رأس ايل، ايلخان قرار داشت كه برقراري نظم و امنيت و نظام تشكيلاتي و اداري بر عهدة او بود. در 1332ش عنوان ايلخاني و امتيازات آن لغو شد. سازمان اجتماعی بختیاری را به ترتیب ايل طايفه، تيره، تش، اولاد، فاميل و خانوار تشكيل ميدهد.7 در ايل بختياري چند نوع گروهبندي وجود دارد.
1. گروهبندي براساس قوميت كه در آن لرهاي بختياري در اكثريت و لك و عرب و ترك در اقليت قرار گیرند. 2. گروهبندي بر اساس اقتدار سياسي و اجتماعي كه در هرم سلسله مراتب قدرت آن، نخست ايلخان و سپس به ترتیب كلانتران و كدخدايان و ريشسفيدان قرار دارند و دامنة هرم را تودة مردم ايلياتي تشكيل ميدهند. 3. گروهبندي ديگر بر اساس شغل بختياريهاست كه در این گروهبندی بختیاریها به دامداران و غيردامداران تقسيم ميشوند. غيردامداران شامل: توشمالها (نوازندگان ايل) غربتها يا غربتيها (كوليهاي ايل)، تَخْتِكِشها (سازندگان تخت گيوه)، كلاه مالها و نمد مالها و عرب كَمَري و سادات هستند.8
بختياريها درون گروهي ازدواج ميكنند و تعدد زوجات در بين آنها مرسوم است. پس از فوت سرپرست خانواده يك هشتم دارايي و ثروت او به غير از اموال غيرمنقول به همسران و بقية دارايي (منقول و غيرمنقول) به پسران به ارث ميرسد.9
دامداري سنتي نگهداری و پرورش با دامهاي كوچك، فعاليت اقتصادي و توليدي مهم بختياريهاست. کوچنشینان بختیاری دامهای گوشتی و شیرده (گوسفند و بز) در گلههای بزرگ و معدودی گاو پرورش میدهند. فقط عرب کمریها گاومیشدارند.10
زنان بختياري در اوقات فراغت به ريسندگي و بافندگي فرش و گليم مشغولند. بختياريها به ویژه کوچندگان و به هنگام ییلاقنشینی در «بهون» (سياه چادر بافته شده از موي بز) زندگي ميكنند. در ییلاقات و قشلاقات مساكن ثابت دارند که بیشتر این مساکن در گرمسير است.11
بختياريها شيعة اثني عشري هستند زيارتگاههاي زيادي در سرزمين آنها وجود دارد كه مورد احترام و تقدس بختياريهاست.12
جمعيت بختياريها 570 هزار نفر گزارش شده است13 و كوچندگان آنها 183174 نفر برابر با 27492 خانوار آمده است.14
تلخيص از مقالة بختياري دايرةالمعارف بزرگ اسلامي
مآخذ:
1- خواندمير، غياثالدين. حبيبالسير. به كوشش محمد دبيرسياقي، تهران: 1333، ص 1/180؛ ظلالسلطان، مسعودميرزا. تاريخ مسعودي. تهران، 1362، ص 239-240.
2- ويلسن، آرنولد. «عشاير بختياري»، سيري در قلمرو بختياري و عشاير بومي خوزستان. ترجمة مهراب اميري، تهران: 1371، ص 245.
3- رشيدياسمي، غلامرضا. كرد و پيوستگي نژادي و تاريخي او. تهران: 1363، ص 8.
4- نطنزي، معينالدين. منتخبالتواريخ. به كوشش ژان اوبن، تهران: 1336، ص 40-41
5- ديگار، ژان پير؛ كريمي، اصغر. «بختياريها، فرهنگپذيري و فرهنگزدايي»، فصلنامة عشايري ذخاير انقلاب. تهران: 1367، شمـ 5، ص 16-17.
6- بدليسي، شرف خان. شرفنامه. به كوشش محمد عباسي، تهران: 1343، ص 74؛ اوژن بختياري، ابوالفتح. «تاريخ بختياري»، وحيد، تهران: 1344، شمـ 11، ص 27.
7- ديگار، ژان پير؛ كريمي، اصغر. «عملكرد ساختار انشعابي و ساختار قدرت در جامعة ايلي و كوچنشين بختياري»، فصلنامة تحقيقات جغرافيايي. تهران: 1368، س 4، شمـ 4، ص 185؛ امان، ديتر. بختياريها: عشاير كوهنشين ايراني در پوية تاريخ. ترجمة محسن محسنيان، مشهد، 1367، ص 86.
8- كريمي، اصغر. سفر به ديار بختياري. تهران: 1368، ص 273، 163، 57-58؛ همو، «نگاهي به زندگي و آداب و سنن در ايلات هفت لنگ و چهار لنگ»، هنر و مردم. تهران: 1357، شمـ 189 و 190، ص 35-36.
9- همو، «دامداري در ايل بختياري»، هنر و مردم. تهران: 1352، شمـ 129 و 130، ص 77.
10- كريمي. سفر.... ص 63 و 64.
11- کریمی، «نگاهی ...»، 37؛ ديگار، ژان پير. فنون كوچنشينان بختياري. ترجمة اصغر كريمي، مشهد: 1366، ص 146، 147-169.
12- كريمي، سفر...، ص 254-255.
13- Iranica, III/559.
14- سرشماري اجتماعي ـ اقتصادي عشاير كوچنده 1377 ش ، استان چهارمحال و بختياري. تهران: 1378، ص 15.
اصغر کریمی
تلخیص معصومه ابراهیمی