بی بی
بي بي، به معناي بانو، كدبانو و خاتون خانه نشانهاي براي احترام به زناني بوده كه در جامعه از پايگاه اجتماعي و فرهنگي والايي برخوردار بوده و هستند. اصل اين كلمه تركي شرقي است1 كه به زبانهاي پارسي و هندي در آمده است.2 بي بي در ادبيات فارسي وارد شده و از سدة 5ق / 11م به صورت پيشنام و عنوان برخي زنان صاحب جاه و كمال به کار گرفته است. 3 مانند بي بي منجمّه (د 670 ق)، ستارهشناس که فرزند او به سبب شهرت مادر به ابن بی بی مشهور شد.4 همچنین زماني هم كه به تصوّف گرويد به بی بی معروف شدند.5
در زبانها و گويشهاي مختلف ايران و برخي ايلات و عشاير عنوان بي بي راه يافته و برای همسران و دختران خانها به کار میرفته است. «بي بي بَف» (بی بی باف) نام نفيسترين قالي بختياري است كه در گذشته فقط بی بیها میتوانستند آن را ببافند.6 امروزه بافت آن همچون گذشته معمول نيست. اصطلاح بيبي در ترانهها، مثلها و قصههاي وارد شده7 و با باورهاي مذهبي مردم درآمیخته و برخی آشهاي نذري با نام بیبی همراهاند، مانند آش بیبی سهشنبه یا آش بیبی حور و بیبی نور.8 پايگاهي يافته است.
زيارتگاهها، قلعهها، بناها و روستاهايي به نام بي بي یا خاتون شهرت دارند، مانند بي بي شهربانو در شهرري تهران بیبی خاتون در بوشهر و در بهبان9 بی بی شهربانوی تهران به اعتقاد مردم ايران آرامگاه شهربانو دختر يزدگرد سوم آخرين پادشاه ساساني و همسر امام حسين (ع) است.
مآخذ:
1- استرآبادي، مهدي. (سنگلاخ)، روشن خياوي. 1374، ذيل بي بي.
2- Schimmel, Islamic. Names, Edinburg, 1989, P. 49.
3- رجبي، محمدحسن. مشاهير زبان پارسي گوي از آغاز تا مشروطه. تهران: 1374، ص 37-38.
4- مشكور، محمدجواد. ابن بي بي، اخبار سلاجقه روم. تهران: 1350، ص 17-19.
5- نوشاهي، شريف احمد. شريف التواريخ. گجرات: 1403ق / 1983م، 3 (11)، ص 372-397.
6- قاضياني، فرحناز. بختياريها، بافتهها و نقوش. تهران: 1376، ص 85-86.
7- شاملو، احمد. كتاب كوچه. تهران: 1377، 3/1984-2025.
8- شكورزاده، ابراهيم. عقايد و رسوم مردم خراسان. تهران: 1363، ص 40.
9- باستاني پاريزي، محمدابراهيم. خاتون هفت قلعه. تهران: 1344، ص 268، 271-272.
مریم میرفخرائی