جمهوری اسلامی
جمهوري اسلامي
مهدي جانعليان
مفهوم جمهوري از اصطلاح لاتين Republica به معناي امر همگاني يا فعاليت عمومي مشتق شده است (بال و دگر، 25)، در ادبيات علوم سياسي جمهوري به حكومتي گويند كه در آن، حكومت موروثي نبوده و مدت حكومتِ بالاترين مقام اجرايي كشور (رياست جمهوري) در آن محدود و با انتخاب مستقيم يا غير مستقيم مردم ميباشد. بنابراين جمهوري حكومتي است كه در آن مردم يا قسمتي از آنان قدرت اعظم را در دست دارند (پازارگاد، 699- 698) نظام جمهوري با دموكراسي همپوشاني و شباهتهاي بسياري دارد امّا اين دو نوع نظام سياسي متفاوت بوده به گونهاي كه جمهوري تنها به معناي حكومت غير سلطنتي است و چنانچه بسياري از ديكتاتوريهاي غير سلطنتي نيز به اين نام ناميده ميشوند. (آشوري، 11) تفاوت اصلي ميان دو نوع نظام جمهوري و دموكراسي در اين است كه در جمهوري فراتر از منافع شخصي يا طبقاتي منافع و خير كل جامعه قرار دارد در حالي كه در دموكراسي هدف تضمين آزاديهاي فردي و حقوق مدني است. (بال و دگر، 36)
اولين نوع نظامهاي جمهوري در رم باستان شكل گرفتند و سپس با تحولات رنسانس در اشكال قانونگرايي متجلي شده و در قالب جمهوريهاي ايتالياي شمالي ظاهر گرديدند و پس از آن به عنوان شكلي از حكومت در آمريكا و فرانسه و سپس ساير اروپا آشكار شدند. (پتي، 37)
در ايران نخستين بار فرقه كمونيست ايران در نخستين كنگرهي بزرگ خود در انزلي در ژوئن 1920، همراه با جنگليهاي گيلان، جمهوري سوسياليست ايران را تشكيل داد (آبراهاميان، 145- 144) هر چند كه اين جمهوري مدت زيادي دوام نياورد. پس از آن در سال 1924 م (1303 ش) رضاخان پيشنهاد داد كه سلطنت قاجار را ملغي اعلام كند و حكومت ايران جمهوري گردد و رضاخان به عنوان رئيسجمهور انتخاب شود (فوران، 306). امّا به دنبال افزايش مخالفتها، او با عقبنشيني از موضع خود آشكارا پذيرفت كه انديشه جمهوريخواهي موجد آشوب اجتماعي است. (آبراهاميان، 167)
نظام جمهوري اسلامي مبتني بر ولايت فقيه نخستين بار در انديشه شيعه، همراه با پيروزي انقلاب اسلامي و تأسيس جمهوري اسلامي ايران به رهبري امام خميني (ره) ظاهر شد (فيرحي، 241) در اين نظام با طرد نظام سلطنتي و همچنين ساير گزينههاي مبتني بر حكومت فردي و گروهي، قالب جمهوري برگزيده شد يعني پس از آنكه اسلام را روح و هويت ساختارها و روندها دانسته، قالبي براي آن برگزيده است كه اين قالب جمهوري ميباشد بدين ترتيب نوع نظام سياسي تركيب جمهوري اسلامي است (زرنگ، 152) بنابراين در جمهوري اسلامي كه از دو كلمه جمهوري و اسلامي تشكيل شده است كلمهي جمهوري، شكل حكومت پيشنهاد شده را مشخص ميكند و كلمه اسلامي محتواي آن را... يعني پيشنهاد ميكند كه اين حكومت با اصول و مقررات اسلامي اداره شود و در مدار اصول اسلامي حركت كند... به اين ترتيب جمهوري اسلامي يعني حكومتي كه شكل آن انتخاب رئيس حكومت از سوي عامه مردم است براي مدت موقت و محتواي آن هم اسلامي است. (مطهري، 80- 79) آيتالله بهشتي نيز در مورد چگونگي تشكيل اين نوع نظام فرمودند: عنوان نظام ما بايد نظام امت و امامت باشد. منتهي در اثناي انقلاب چون اين عنوان هنوز براي توده مردم روشن نبود، به عنوان شعار اول «حكومت اسلامي» انتخاب شد كه بسيار هم خوب و گويا بود و سپس وقتي معلوم شد اين نظام حكومتي رئيسجمهور هم دارد آنوقت گفته شد «جمهوري اسلامي» ولي نام راستين و كامل نظام، نظام امت و امامت است. (بهشتي، 15)
در ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تقريباً تمام نيروهاي سياسي چهارگانه مذهبي، ليبرال، سوسياليست و التقاطي (به استثناي معدودي سلطنتطلب) با نفي حكومت سلطنتي و روي كار آمدن حكومتي در شكل جمهوري موافق بودند با اين همه، اين نيروها درباره نوع اين جمهوري با يكديگر اختلاف نظر داشتند مثلاً گروهي به نام نهضت راديكال (انشعابي از جبهه ملي) در آستانه تشكيل كنگره خود، خواستار تشكيل حكومت جمهوري (جمهوري صِرْف) شدند. كانون نويسندگان، حزب ناسيونال دموكرات ايران و احزاب كُرد خواستار تشكيل جمهوري دموكراتيك ايران بودند. افرادي به صورت منفرد نيز خواستار تشكيل جمهوري دموكراتيك سوسياليستي بوده و نهضت آزادي و مهدي بازرگان خواهان تشكيل جمهوري دموكراتيك اسلامي شدند. (خواجه سروي، 234- 233) اين تمايلات در حالي مطرح ميشد كه به صراحت در فرمان امام براي تشكيل دولت موقت، رفراندوم براي استقرار جمهوري اسلامي ذكر شده بود و در همه مصاحبهها و اعلاميهها و سخنرانيهاي امام نيز فقط از جمهوري اسلامي به عنوان رژيم آينده ياد شده و شعار مردم نيز به نام حكومت اسلامي و يا جمهوري اسلامي بود. (محمّدي، 163) بنابراين امام خميني (ره) به نفي واژه جمهوري به صورت مطلق- بدون پسوند اسلامي- پرداخته و فرمودند: آنكه ملت ما ميخواهد جمهوري اسلامي است نه جمهوري فقط (صحيفه نور، ج 5، 129) آنهايي كه در نوشتههايشان از جمهوري دم ميزنند، جمهوري فقط، يعني اسلام نه، آنها ميخواهند باز همان مصائب را با فرم ديگر براي ما به بار بياورند. (صحيفه نور، ج 5، 181) امام همچنين ساير اشكال جمهوري را نيز رد كرده و فرمودند: اگر شما ديديد اين جمعيتهايي كه الآن مشغول فعاليت هستند جمهوري كه ميگويند... يا جمهوري دموكراتيك ميگويند يا جمهوري دموكراتيك اسلامي... اين همان معنايي است كه دشمنان ما ميخواهند. دشمنان ما از جمهوري نميترسند از اسلام ميترسند، از جمهوري صدمه نديدند از اسلام صدمه ديدند. آنكه تودهني به آنها زد جمهوري نبود، جمهوري دموكراتيك هم نبود، جمهوري دموكراتيك اسلامي هم نبود، جمهوري اسلامي بود. (صحيفه نور، ج 6، 256) [آيا] بچههاي ما براي اينكه همان جمهوري كه در شوروي هست، همان جمهوري كه كمونيستها ميخواهند [شهيد شدند؟]... ما خون داديم براي آن جمهوري؛ ما خون داديم براي جمهوري غرب!؛ ما براي اسلام خون داديم. جوانان ما براي اسلام خون دادند (همان، 257) همه اينها غلط است... من رأي خودم را به جمهوري اسلامي ميدهم. به حكومت اسلامي، به جمهوري اسلامي، نه يك حرف زياد، نه يك حرف كم (صحيفه نور، ج 5، 186) بالاخره در روز 12 فروردين 1358 رفراندومي براي تعيين نوع رژيم آينده برگزار گرديد. در واقع همانگونه كه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، حضرت امام در صحبتها و پيامهاي مختلف خويش گفته بودند كه نظام «جمهوري اسلامي» به رأي گذاشته خواهد شد حال زمان عمل كردن به اين قول و وعده رسيده بود. اين رفراندوم كه بزرگترين و مهمترين رأيگيري در تاريخ سياسي ايران ميباشد به منظور تغيير شكل حكومت ايران صورت گرفت. رفراندوم يا همهپرسي از آحاد ملت ايران براي تعيين شكل حكومت، به طريقي كه همهي اقشار جامعه بتوانند با آزادي كامل رأي خود را به صورت مخفي اعلام كنند، صورت پذيرفت و ملت ايران با حضور گسترده خود و با اكثريت قريب به اتفاق 8/98 درصد به جمهوري اسلامي رأي مثبت دادند و در تاريخ 12 فروردين 1358 جمهوري اسلامي به صورت نظام حاكم بر ايران اعلام گرديد و تثبيت شد. (سائلي كرده ده، 175- 172) نوع نظام «جمهوري اسلامي» در پيشنويس قانون اساسي نيز با اين بيان كه «نظام جمهوري اسلامي، نظامي است توحيدي بر پايه فرهنگ اصيل و پويا و انقلابيِ اسلامي با تكيه بر ارزش و كرامت انسان و مسؤوليت او دربارهي خويش، نقش بنيادي تقوي در رشد او، نفي هر گونه تبعيض و سلطهجويي فرهنگي، سياسي و اقتصادي و ضرورت استفاده از دستاوردهاي سودمند علوم و فرهنگ بشري، در عين التزام كامل به همه تعاليم اسلام، ذكر شده بود. (بهشتي، 54) علاوه بر اين در اصل اول قانون اساسي نيز حكومت ايران، جمهوري اسلامي بيان شد كه ملت ايران بر اساس اعتقاد ديرينهاش به حكومت حق و عدل قرآن... به آن رأي مثبت داده است. (قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، 25) بنابراين نظام جمهوري اسلامي ايران مبتني بر نوعي حكومت جمهوري تحت ارشاد ولايت مُطلقه فقيه ميباشد كه از آن به مردمسالاري ديني نيز ياد ميشود.
منابع:
1- بال، ترنس و ريچارد دگر، «ايدئولوژيهاي سياسي و آرمان دموكراتيك»، ترجمه احمد صبوري، تهران، دفتر مطالعات سياسي و بينالمللي وزارت امور خارجه، 1382
2- پازارگاد، بهاءالدين، «تاريخ فلسفه سياسي»، ج 2، تهران، كتابفروشي زوّار، 1359
3- آشوري، داريوش، «دانشنامه سياسي»، تهران، مرواريد، 1378
4- پتي، فيليپ، «جمهوريخواهي، نظريهاي در آزادي و حكومت»، ترجمه فرهاد مجلسيپور، تهران، شيرازه، 1382
5- آبراهاميان، يرواند، «ايران بين دو انقلاب»، ترجمه احمد گلمحمّدي و ابراهيم فتاحي، تهران، ني، 1379
6- فيرحي، داوود، «نظام سياسي و دولت در اسلام»، تهران، سمت، قم، مؤسسه آموزش عالي باقرالعلوم (ع)، 1382
7- زرنگ، محمّد، سرگذشت قانون اساسي در سه كشور ايران، فرانسه و آمريكا، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1384
8- مطهري، مرتضي، پيرامون انقلاب اسلامي، تهران، صدرا، 1378
9- حسيني بهشتي، سيد محمّد، مباني نظري قانون اساسي، تهران، بقعه، 1377
10- خواجه سروي، غلامرضا، رقابت سياسي و ثبات سياسي در جمهوري اسلامي ايران، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1382
11- محمّدي منوچهر، تحليلي بر انقلاب اسلامي، تهران، اميركبير، 1378
12- امام خميني (ره)، روحالله، صحيفه نور، تهران، مركز مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، 1361
13- سائلي كرده ده، مجيد، شوراي انقلاب اسلامي، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1384
14- قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، تهران، دوران، 1379