پیکرنگاری درباری
پيكرنگاري درباري، سبكي در نقاشي ايراني كه در اواخر سدة 12ق / 18م اغلب با موضوع پيكرنگاري درباريان با تلفيقي از معيارهاي نقاشي اروپايي و نگارگري ايراني، در دربار فتحعلي شاه پديد آمد.1
شاه قاجار شماري از برجستهترين هنرمندان را در پايتخت (تهران) گرد آورد و آنها را به كار نقاشي پردههاي بزرگ اندازه براي نصب در كاخهاي نوساز گماشت.2 پيكرنگاري درباري تلفيقي ميان عناصر طبيعت گراي اروپايي و شيوة سنتي آرماني نمودن واقعيت بود. در اين مكتب پيكر انسان اهميت اساسي پيدا كرد و اشخاص نمونهوار و به طرزي قراردادي تصوير شدند.3 مردان غالباً با سبيل و ريش بلند، كمر باريك، نگاه خيره و زنان با چهرة بيضي، ابروان پيوسته، چشمان سرمه كشيده و انگشتان حنا بسته، همگي در جامگان زربفت و مرواريدنشان تصوير ميشدند4 و به جز چهرهها و دستان كه سايهپردازي ميشد. مابقي عناصر تصوير به شكل دو بعدي و پر از نقش نگار به تصوير در ميآمد.5 ويژگيهاي اين مكتب عبارتند از: ساختار متقارن بر اساس خطوط افقي و عمودي و منحني؛ تلفيق نقشمايههاي تزئيني و تصويري؛ رنگ گزيني محدود (با تسلط رنگهاي گرم خصوصاً قرمز)؛ با كاربست رنگ روغن به روش خاص.6
ميرزا بابا، محمدصادق و باقر از بنيانگذاران اين مكتب بودند و از نمايندگان ديگر اين سبك ميتوان به مهرعلي اصفهاني، محمدحسن، ابوالقاسم و احمد اشاره كرد.7
اين مكتب كه تا حد زيادي وابسته به فتحعلي شاه بود، پس از مرگ او رو به افول گذارد. (1250ق)8
مآخذ:
1- پاكباز، روئين. دايرةالمعارف هنر. تهران: فرهنگ معاصر، 1378، ص 147.
2- پاكباز، روئين. نقاشي ايراني از ديرباز تا امروز. تهران: نارستان، 1379، ص 150.
3- پاكباز، روئين. دايرةالمعارف هنر. ص 147.
4- پاكباز، روئين. نقاشي ايراني از ديرباز تا امروز. ص 151.
5- شريفزاده، عبدالمجيد. تاريخ نگارگري در ايران. تهران: حوزة هنري، 1375، ص 174.
6- پاكباز، روئين. دايرةالمعارف هنر. ص 147.
7- رابينسن، ب. و. هنر نگارگري ايران. ترجمة يعقوب آژند، تهران: مولي، 1376، ص 86-89.
8- پاكباز، روئين. نقاشي ايراني از ديرباز تا امروز. ص 158.
علی بوذری