الحِیَل
الحِیَل، علم، در تقسیم بندی کهن علوم، همچنان که ابونصر فارابی* در احصاء العلوم بر آن تأکید ورزیده، علم حیل یکی از 7 شاخۀ اصلی علم التعالیم (علوم تعلیمی) یا ریاضیات محسوب میشده است. از نظر فارابی علم حیل(= حیلهها، تدبیرها، چارهجوییها)، تدابیری است برای عملی کردن مباحثی که در دیگر شعبههای علوم تعلیمی یعنی علم عدد، هندسه، علم مناظر، نجوم، موسیقی و علم اثقال (چیزهای سنگین) مطرح میشوند. به طور مثال از نظر وی تئوری کارکرد ماشینهای ساده مانند قرقره، اهرم و غیره در علم اثقال و مباحث نظری نغمهها در علم موسیقی مطرح میشود، اما ساخت ابزارهایی برای حرکت دادن چیزهای سنگین، ساخت برخی سازهاي موسیقی خودکار و نیز دستگاههایی با کارکرد شگفت در حیطۀ علم حیل است. وی حتی جبر و مقابله را در شمار «حیل عددی» و معماری و مهندسی را نوعی از «حیل هندسی» یاد کرده است.1 با تعریف فارابی حوزۀ علم حیل بسیار وسیع است و به طور مثال رسائلی دربارۀ ترسیمات هندسی مورد نیاز صنعتگران و بنایان مانند رسالۀ اعمال هندسی بوزجانی* کم و بیش در حیطۀ این علم قرار خواهند گرفت. همچنين همۀ سازندگان ابزارهای نجومی و حتی بسیاری از صنعتگران را نیز باید در شمار «اصحاب حیل» به شمار آورد. اما محمد بن احمد بن یوسف، مشهور به کاتب خوارزمی در کتاب مفاتیح العلوم، علم حیل را به دو بخش، ساخت «دستگاههایی که با کمک آن بتوان با نیرویی اندک چیزهای سنگین را بلند کرد» و «دستگاههای خودکار و شگفت انگیز» تقسيم كرده و آنها را دو شاخۀ اصلی علم حیل دانسته است.2 با این تعریف میتوان فارابی صاحب رسالۀ الحیل الروحانیه؛ بنوموسی* ابن شاکر، مؤلف رسالۀ مهم و مفصل الحیل و عبدالرحمان خازني را از دانشمندان ایرانی فعّال در زمینۀ علم الحیل به شمار آورد. موضوع کتاب بنوموسي حیل هندسی (تقریباً برابر با مهندسی مکانیک) است. این کتاب مشتمل بر وصف 100 دستگاه غالباً هیدرولیکی[1] است که 25 تا ساختۀ یونانیان و مؤلفان بیزانسی و بقیه اختراع خود بنوموسی است3 عبدالرحمان خازنی* هم افزون بر تحقیق وسیع دربارۀ چگالی اجسام، کرۀ خودگردانی نیز ساخته بود.4 دانشمندان دیگری هم مانند بیرونی* و اسفزاری* در زمینۀ چگالی اجسام و برخی اصول هیدرواستاتیک[2] به پژوهش پرداختهاند. همچنین رضوان بن محمد، مشهور به ابن الساعاتی (سدة 7ق) کتابی در شرح نحوة کار و نگهداری ساعتی که پدرش بر یکی از دروازههای دمشق ( باب جیرون= باب الساعة) ساخته بود، نوشت که در کنار کتاب معرفت الحيل الهندسية، نوشتة بدیعالزمان اسماعيل بن رزّاز جَزَری در 575ق / ؟م، مهمترین مأخذ درباره ساعتهای دورۀ اسلامی هستند.5
مآخذ
1. فارابی، احصاء العلوم. به کوشش عثمان امین، مصر، 1949م، ص 88-90؛ همان کتاب، ترجمۀ فارسی حسین خدیو جم، تهران، 1348ش، ص 88-92.
2. کاتب خوارزمی، محمد بن احمد بن یوسف، مفاتیح العلوم، به کوشش ابراهیم اَبیاری، بیروت، 1404ق/1984م.
3. معصومی همدانی، حسین، «بنی موسی»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 12، ص 697-698.
4. Lorch, “Al-khazini’s Sphere that Rotates by Itself” , Journal for the History of Arabic Science, Aleppo, 1980, Vol. IV(2), p. 287-303.
5. Wiedemann, Eilhard and Friedrich Hauser, “Über die Uhren der islamischen kultur”, Nova acta. Abhandlungen der kaiserlich Leopoldinisch-Carolinischen Deutschen Akademie der Naturforscher, Halle, Vol C(5) 1915: , Part II
یونس کرامتی
[1].
[2].