پرش به محتوا

امام خمینی

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۴ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۵۳ توسط Nazli (بحث | مشارکت‌ها)

خميني، سيد روح‌الله مصطفوي موسوي آيت‌الله (اول مهر 1281 / ؟ م ـ 14 خرداد 1368ش)، روحاني انقلابي و رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران.

سه ساله بود كه پدرش سيد مصطفي توسط اشرار به شهادت رسيد[۱]. تحصيلات ابتدايي را در زادگاه خود خمين فرا گرفت و در نوزده سالگي براي ادامة تحصيل عازم حوزة علمية اراك شد. پس از تأسيس حوزة علمية قم تحصيلات خود را در قم ادامه داد[۲]. استادان و مشايخ ايشان چهارده تن بوده‌اند كه از مشهورترين آنها مي‌توان به آيت‌الله شيخ عبدالكريم حائري، مؤسس حوزة علمية قم و آيت‌الله شاه آبادي اشاره كرد[۳]. در 25 سالگي به اجتهاد رسيد[۴] و در 27 سالگي تدريس فلسفه و عرفان را در حوزة قم شروع كرد[۵].در كنار تدريس به نگارش ده‌ها جلد كتاب به عربي و فارسي دست يازيد، از آن ميان است؛ شرح دعاي سحر، شرح چهل حديث، آداب الصلوة، مصباح الهدايه الي الخلافة و الولاية، سرالصلوة، تحريرالوسيله، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس و....[۶]

در 1322ش با نگارش كتاب كشف‌الاسرار با رد افكار و شبهات حكمي‌زاده نويسندة كتاب اسرار هزار ساله از اوضاع زمان رضا شاه انتقاد كرد[۷]. در 1323 نخستين بيانية سياسي خود را مبني بر قيام عمومي عليه وضع موجود منتشر كرد[۸].

آيت‌الله بروجردي*، با آگاهي به مراتب علم، فضل و تقواي آيت‌الله خميني وي را جزو مشاوران نزديك خود قرار داد و در جلسات بررسي مسائل سياسي از وي نظرخواهي مي‌كرد[۹].

پس از رحلت آيت‌الله بروجردي (16 مهر ماه 1341) مجلس لايحة انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي را تصويب كرد. آيت‌الله خميني با هماهنگي ساير مراجع با ارسال تلگراف به شاه و عَلَم (نخست‌وزير) خواستار لغو لايحه شدند. سرانجام در اثر پافشاري معظم له و مراجع ديگر لايحه را لغو كردند[۱۰]. در دي ماه 1341 شاه اصول ششگانه خود را اعلام و خواهان رفراندوم شد. آيت‌الله خميني اصول ششگانه و رفراندوم را تحريم كرد[۱۱]. رژيم بي اعتنا به مخالفت‌ها در 6 بهمن رفراندوم را برگزار كرد. آيت‌الله خميني در واكنش به اقدام رژيم عيد نوروز سال 1342 را عزاي عمومي اعلام كرد[۱۲]. به دنبال حملة مأموران رژيم به مدرسة فيضيه، معظم له طي بيانيه‌اي سكوت و تقيه را حرام اعلام كرد[۱۳].

درماه محرم امام خميني از وعاظ و مبلغان خواست كه جنايت‌هاي رژيم را در مدرسة فيضيه و اعمال ضد اسلامي آن را در منابر بيان كنند. خود نيز در عصر عاشورا سخنراني انتقادآميزي نسبت به شخص شاه و سياست‌هاي رژيم ايراد و اقدامات آن را با رژيم بني اميه مقايسه كرد[۱۴]. در واكنش به اين سخنراني مأموران در شب 15 خرداد ايشان را دستگير كردند و به تهران بردند. انتشار خبر دستگيري آيت‌الله خميني موجب تظاهرات گسترده‌اي در قم، تهران و ساير شهرها شد و مأموران رژيم به جماعات تظاهركننده حمله كردند و عدة زيادي از مردم را به خاك و خون كشيدند و اين قيام نقطة عطفي در مبارزات ملت شد[۱۵]. سرانجام فشار افكار عمومي موجب شد آيت‌الله  خميني آزاد شود.

در تاريخ 20 مهر 1343 مجلس براي مصونيت اتباع امريكايي لايحة مشهور به كاپيتولاسيون را مخفيانه تصويب كرد. آيت‌الله خميني، كه در آن زمان رهبري نهضت مردم را بر عهده داشت، با اطلاع از موضوع و علي رغم تهديدهاي رژيم شاه در 4 آبان 1343 عليه كاپيتولاسيون سخنراني كرد و همان روز نيز اعلاميه‌اي خطاب به ملت صادر كرد[۱۶]. رژيم شاه در واكنش به اين موضع‌گيري در 13 آبان ايشان را دستگير و از فرودگاه مهرآباد به تركيه تبعيد كرد. آيت‌الله خميني در طي 11 ماه تبعيد در تركيه به رغم فشارها و محدوديت‌ها، كتاب تحريرالوسيله را براي بيان مسائل سياسي و اجتماعي اسلام به نگارش در آورد[۱۷]. فشار افكار عمومي بر رژيم شاه و دولت تركيه كه دامنة آنها حتي به مجامع بين‌المللي نيز كشيده شده بود موجب شد كه دولت تركيه از رژيم شاه بخواهد كه ايشان را از تركيه خارج كند[۱۸]. رژيم شاه نيز طي يك نقشة كاملاً حساب شده ايشان را به نجف تبعيد كرد. تصور رژيم بر اين بود كه ايشان در آنجا با بودن مراجع تقليدي مثل آيت‌الله حكيم كه مرجع عام شيعيان بود سكوت خواهد كرد و فضاي علمي و غيرسياسي حوزة نجف به وي اجازة فعاليت نخواهد داد[۱۹]. ايشان ضمن تثبيت موقعيت در سال 1348ش در كلاس درس خود بحث حكومت اسلامي را مطرح كرد و با حفظ ارتباط خود با داخل كشور به وسيلة سخنراني، پيام، اعلاميه، مبارزات را رهبري كرد[۲۰]. آيت‌الله خميني به دليل شأن و منزلت معنوي والا و محبوبيت ويژه‌اي كه در ميان ملت ايران داشت، مردم او را از آبان 1356ش امام خميني خواندند. اوج‌گيري مبارزات در داخل كشور در سال‌هاي 56-57 موجب شد كه دولت عراق از رژيم شاه بخواهد به آيت‌الله خميني اجازة فعاليت ندهد. دولت عراق نيز منزل ايشان را محاصره كرد. آيت‌الله خميني در مقام رهبري كه به هيچ وجه حاضر به عقب‌نشيني از اهداف خود نبود نجف را ترك و به سوي مرز كويت حركت كرد. از آن جا كه دولت كويت به ايشان اجازة ورود به خاك خود را نداد به پاريس هجرت كرد[۲۱]. و مدت چهار ماه در دهكدة نوفل لوشاتو[1] در حومة پاريس اقامت گزيد و ديدگاه‌هاي خود را در زمينة طرز حكومت اسلامي و هدف‌هاي آتي نهضت براي جهانيان بازگو كرد، و در آنجا بحراني‌ترين دوران نهضت را رهبري فرمود. بعد از گذشت چهار ماه تصميم به بازگشت به ميهن گرفت[۲۲] و در 12 بهمن 57 پس از 14 سال دوري از وطن، در ميان استقبال باشكوه ملت به خاك ميهن قدم گذاشتند. امام خميني در 15 بهمن ماه مهدي بازرگان* را به نخست‌وزيري منصوب كرد[۲۳]. در 22 بهمن ماه انقلاب به پيروزي رسيد و در 12 فروردين ماه 1358 نظام جمهوري اسلامي به تصويب ملّت رسيد. مهم‌ترين مواضع ايشان پس از انقلاب عبارتند از: فرونشاندن حركت‌هاي مخالف داخلي، تثبيت نظام جمهوري اسلامي، اعلام جمعه آخر ماه رمضان به عنوان روز قدس، حمايت از حركت دانشجويان در تسخير سفارت آمريكا، استقبال از قطع رابطه با آمريكا و معرفي دولت آن به عنوان عامل اصلي جنگ تحميلي، ترسيم خطوط اصلي جنگ و نحوة ادارة كشور، عدم پذيرش منافقان به دليل حركت‌هاي مسلحانه و مخالفت آنان با جمهوري اسلامي، صدرو فرمان هشت ماده‌اي خطاب به قوة قضائيه و تمام ارگان‌هاي اجرايي در مورد اسلامي شدن قوانين و عملكردها، دستور تشكيل مجمع تشخيص مصلحت نظام، پذيرش قطعنامة 598 مبني بر پايان جنگ، ترسيم خط مشي بازسازي پس از برقراري صلح نسبي در 9 بند خطاب به مسئولان، پيام به گورباچف مبني بر زوال كمونيسم و پايان عمر آن، حكم ارتداد و اعدام سلمان رشدي، اعلان استعفاي قائم مقام رهبري و دستور بازنگري قانون اساسي[۲۴].

پس از رحلت ايشان و مردم حق‌شناس ايران بزرگ‌ترين مراسم مذهبي خود را در تشييع و خاكسپاري پيشواي انقلاب به منصة ظهور رساند.

مآخذ:

1-    

2-  

3-    

4-  

5-    

6-    

7-  

8-  

9-    

اکبر فلاحی


[1]. Nofelloshatu


علوم سیاسی

خميني، روح‌الله، مشهور به امام خميني (1320ق/ 1902م ـ 1368ش)، فقيه، مرجع تقليد، رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران.

سيد روح‌الله در خمين متولد شد.1 پدرش سيدمصطفي، كه روحاني و يكي از ملاكان سرشناس خمين بود، پنج ماه پس از تولد فرزندش به دست خوانين محلي كشته شد و از آن پس مادر و عمه‌اش سرپرستي او را به عهده گرفتند.2 روح‌الله خواندن و نوشتن را در مكتب خانة ملاابوالقاسم فراگرفت و پس از فراگيري مقدمات علوم ديني، در 19 سالگي براي ادامة تحصيلات ديني به حوزة علمية اراك رفت و از محضر استاداني چون شيخ محمد گلپايگاني، شيخ عباس اراكي و شيخ محمد علي بروجردي بهره برد.3 در نيمة اول 1301ش در پي تأسيس حوزة علمية قم، بدانجا رفت و در حجره‌اي از مدرسة دارالشفا ساكن شد و به فراگيري فقه و اصول نزد شيخ عبدالكريم حائري يزدي، فلسفه و هيأت نزد سيد ابوالحسن رفيعي قزويني پرداخت. دروس نظري عرفان را به مدت 7 سال نزد آيت‌الله محمدعلي شاه‌آبادي آموخت و تأثيرات روحي و رفتاري بسياري از او پذيرفت.4 و سرانجام در 1313ش به درجة اجتهاد رسيد. او پس از فوت شيخ عبدالكريم حائري در 1315ش، ديگر در درس هيچ استادي حاضر نشد و از آن پس به تدريس پرداخت. در 28 سالگي با دختر حاج ميرزا محمد ثقفي يكي از روحانيان تهراني مقيم قم ازدواج كرد و صاحب 8 فرزند شد.

آيت‌الله خميني پيوسته نسبت به سياست‌هاي ضد ديني رضاشاه پهلوي اظهار مخالفت مي‌كرد. به همين سبب نخستين مجلس درس اخلاق او از سوي مأموران شهرباني رضا شاه تعطيل شد.5

پس از درگذشت آيت‌الله بروجردي در1340 محمدرضا شاه پهلوي به تصور آن‌كه قدرت روحاني متمركزي در كشور وجود ندارد، در صدد انجام اصلاحات مورد نظر آمريكا برآمد. آيت‌الله خميني با آگاهي بر اين نكته به مخالفت با اقدامات شاه پرداخت و به تصويب لايحة انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي اعتراض كرد؛ زيرا براي مثال با حذف شرط مسلمان بودن، اين لايحه راه را براي ورود غيرمسلمانان به ويژه بهائيان، در اركان مهم كشور مي‌گشود.9 حاصل تلاش‌هاي آيت‌الله خميني و ديگر مراجع و علماي ديني، لغو مصوبة ياد شده در آذر 1341 بود.10

يكي ديگر از اقدامات آيت‌الله خميني ابراز مخالفت با طرح انقلاب سفيد و اصول ششگانة آن و صدور اعلاميه‌اي مبني بر تحريم همه‌پرسي 6 بهمن 1341 بود. شاه براي ديدار با علما و مراجع ديني و جلب موافقت آنان به قم سفر كرد، اما بنابر درخواست آيت‌الله خميني، از علما و اهالي قم، شهر به حالت تعطيل درآمد و هيچ كس به استقبال شاه نرفت. شاه نيز پس از سخناني تند خطاب به روحانيان به تهران بازگشت و همه‌پرسي 6 بهمن را برگزار كرد. اما آيت‌الله خميني در اعتراض به اين همه‌پرسي، عيد نوروز 1342 را عزاي عمومي اعلام كرد.13 در پي  آن نيروهاي انتظامي در دوم فروردين كه مصادف با شهادت امام جعفر صادق (ع) و مراسم سوگواري بود، به مدرسة فيضيه حمله و عده‌اي را مجروح و دستگير كردند. با فرا رسيدن محرم 1342ش، آيت‌الله خميني از روحانيان خواست تا در سخنراني‌هاي خود برضد رژيم شاه و اسرائيل افشاگري كنند.14 و خود نيز، در 13 خرداد 1342ش سخنراني تندي بر ضد شاه و اسرائيل ايراد كرد15 كه در پي آن در سحرگاه 15 خرداد، در منزلش دستگير و به تهران منتقل شد. مردم‌ شهرهاي قم، اصفهان و تهران در اعتراض به دستگيري آيت‌الله خميني، با سردادن شعار «يا مرگ يا خميني»16 راهپيمايي‌هاي گسترده‌اي برپا كردند كه به زد و خورد با نظاميان انجاميد كه عده‌اي مجروح و كشته شدند.

آيت‌الله خميني مدتي در زندان قصر و عشرت‌آباد و سپس در خانه‌اي در تهران زير نظر مأموران امنيتي رژيم پهلوي به سر برد و سرانجام در پي فشار مردم، علما و شخصيت‌هاي مذهبي و سياسي، در 8 فروردين 1343ش به قم بازگردانده شد.17 او پس از تصويب لايحة كاپيتولاسيون در 14 مهر 1343، با انتشار اعلاميه‌ و سخنراني به مخالفت با آن برخاست و موجب آگاهي و اعتراض مردم نسبت به اين لايحه گرديد و به همين سبب در 13 آبان 1343 بازداشت و به تركيه تبعيد شد. پس از چندي فرزند ارشد ايشان، سيد مصطفي، نيز به همانجا تبعيد گرديد.18 سپس هر دو در 13 مهر 1344 به عراق برده شدند و در شهر نجف اقامت گزيدند.

آيت‌الله خميني در سال‌‌هاي تبعيد، به تدريس و تأليف مشغول بود و پيوسته با سخنراني و انتشار اعلاميه‌ها و پيام‌هاي متعدد خطاب به ملت ايران به ويژه روحانيان و دانشجويان نسبت به اوضاع سياسي ايران و سرنوشت مسلمانان منطقه اظهار عقيده و موضع‌گيري مي‌كرد و مردم را به قيام بر ضد رژيم پهلوي فرا مي‌خواند. از جمله اعلاميه و اعتراض ايشان بر ضد كنسرسيوم نفت، برگزاري جشن‌هاي دوهزار و پانصد ساله و تحريم عضويت در حزب رستاخيز* است.19 در پي درگذشت سيد مصطفي، فرزند ارشد امام، در نجف، مراسم سوگواري متعددي در نجف و ايران برگزار شد. تجليل از شخصيت آيت‌الله خميني در اين مراسم، سبب شد رژيم پهلوي به انتشار مقاله‌اي با عنوان «ايران و استعمار سرخ و سياه» به قلم رشيدي مطلق در 17 دي 1356ش در روزنامة اطلاعات اقدام كند و در آن توهين‌هاي بسياري به امام خميني ابراز دارد. جمعي از طلاب و مردم قم و تهران به اين مقاله، اعتراض كردند و چند تن از آنان در درگيري با نظاميان مجروح و شهيد شدند. اعلام عزاي عمومي و برگزاري مراسم سوم، هفتم و چهلم شهداي قم، تهران و چند شهر ديگر، و درگيري‌هاي پي‌درپي با نظاميان و افزايش تعداد شهيدان به قيام عمومي مردم انجاميد. نخستين بار در اين تظاهرات مردم آيت‌الله خميني را امام خواندند و خواستار بازگشت او به ايران شدند.

حكومت عراق به درخواست شاه ايران با محاصرة خانة امام‌ خميني مانع فعاليت‌هاي انقلابي او شد. امام نيز تصميم گرفت عراق را به قصد كويت ترك كند. اما حكومت كويت با اقامت ايشان موافقت نكرد. سپس امام خميني بنا به دعوت ايرانيان مقيم پاريس، به فرانسه رفت و در حومة پاريس در روستاي نوفل لوشاتو اقامت گزيد.20 از آن پس فعاليت‌هاي امام در جهت براندازي حكومت پهلوي و نقش ايشان در رهبري قيام مردم آشكارتر شد و در نتيجة اين فعاليت‌ها شاه در 26 دي ايران را ترك كرد و امام در 12 بهمن 1357 در زمان دولت شاهپور بختيار به ايران بازگشت و مورد استقبال با شكوه مردم ايران قرار گرفت. او از فرودگاه مهرآباد به بهشت زهرا رفت و در آن‌جا در سخنراني خود رژيم شاه را غيرقانوني خواند و از ارتش خواست تا به مردم بپيوندند و سپس برنامة حكومت و نظام مورد نظر خود را اعلام كرد.

امام خميني در 16 بهمن 1357 مهندس مهدي بازرگان* را به رياست دولت موقت* منصوب كرد.21 پس از اقامت امام در تهران مردم گروه گروه به ديدار ايشان مي‌رفتند. ديدار عده‌اي از افسران نيروي هوايي با امام خميني و  شورش آن‌ها در پادگان سبب شد تا رژيم براي سركوبي آنان شبانه به پادگان نيروي هوايي در تهران يورش ببرد. پس از آن حكومت نظامي و منع عبور و مرور اعلام شد. اما امام خميني در اطلاعيه‌اي از مردم خواست تا به مقررات منع عبور و مرور بي‌توجهي و در مقابل رژيم ايستادگي كنند. سرانجام رژيم سلطنتي سقوط كرد و انقلاب اسلامي مردم ايران در 22 بهمن 1357 به رهبري امام خميني به پيروزي رسيد.

پس از برگزاري همه‌پرسي 12 فروردين 1358 و برقراري نظام جمهوري اسلامي ايران، امام خميني رهبري نظام را عهده‌دار شد و جمعي را در مجلس خبرگان براي تدوين قانون اساسي گرد هم آورد و شرايط برگزاري نخستين دورة رياست جمهوري ايران را فراهم ساخت و فرمان تأسيس نهادهايي چون بسيج* و بنياد مستضعفان* و سپاه پاسداران* را صادر و براي حمايت از مردم فلسطين آخرين جمعة ماه رمضان را روز قدس اعلام كرد.

از مهم‌ترين اقدامات ديگر امام خميني، عزل آيت‌الله حسينعلي منتظري از قائم مقامي رهبري، ارسال پيام مبسوط به تاريخ 11 دي 1367 براي گورباچف [1]رئيس اتحاد جماهير شوروي، صدور فتواي ارتداد سلمان رشدي نويسندة كتاب آيات شيطاني و بازنگري در قانون اساسي جمهوري اسلامي است.23

از مهم‌ترين وقايع دوران رهبري امام خميني تصرف سفارت آمريكا در تهران و نيز جنگ هشت سالة عراق با ايران است كه با پذيرش قطعنامة صلح 598 پايان يافت.

او سرانجام پس از چند روز بستري شدن در بيمارستان در 13 خرداد 1368 در سن 87 سالگي درگذشت. پيكر ايشان با حضور ميليون‌ها نفر در 16 خرداد در مجاورت بهشت زهراي تهران به خاك سپرده شد. از ايشان وصيت‌نامه‌اي مفصل به تاريخ 26 بهمن1361ش بر جاي مانده است. آثار به جا مانده از امام خميني شامل رسالات، تقريرات، نامه‌ها و كتاب‌هاي متعددي است از جمله: كشف الاسرار (1346ق) شرح دعاي سحر (1347ق)، مصباح الهدايه الي الخلافة و الولاية (1349ق)، حاشيه بر شرح فصوص الحكم (1355ش)، شرح چهل حديث (1358ش)، سرالصلوة (1358ش)، آداب نماز (1361ش)، تحريرالوسيله (حاصل دوران تبعيد در تركيه) و توضيع المسائل ايشان در احكام گوناگون فقهي، رسالة الاجتهاد و التقليد (1370ش)، رسالة في الطب و الاراده (1371ش)، ويژه‌نامة سالگرد ارتحال امام‌ خميني همشهري 13/3/ 1374.


مآخذ:

1-    انصاري، حميد. حديث بيداري. تهران: مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1374ش، ص 14.

2-    همانجا؛ خاطرات آيت‌الله پسنديده. به كوشش محمدجواد مرادي‌نيا، تهران: سوره، 1374ش، ص 14-20.

3-    انصاري. همان. ص 16.

4-    همان. ص 16-18.

5-    همان. ص 25-26؛ بيوگرافي پيشوا. انتشارات پانزدهم خرداد، شمـ 4، 1/26-29.

6-    انصاري. همان. ص 29 و 219ـ 224.

7-    همان. ص 31-35.

8-    خاطرات آيت‌الله پسنديده. ص 102-103؛ فراتي، عبدالوهاب. تاريخ شفاهي انقلاب اسلامي (از مرجعيت امام خميني تا تبعيد). تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1379ش، ص 36-41.

9-    خميني، روح‌الله. صحيفة نور. مركز مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي 1361ش، 1/29- 35.

10-  انصاري. همان. ص 41؛ بيوگرافي پيشوا. 1/ 86-88.

11-  خميني. همان. 1/23-24.

12-  انصاري. همان. ص 42.

13-  خميني. همان. 1/37.

14-  همان. ص 52-53.

15-  همان. ص 54-57.

16-  انصاري. همان. ص 53؛ بيوگرافي پيشوا. 2/48-54.

17-  انصاري. همان. ص 58، 59.

18-  همان. ص 61-68.

19-  همان. ص 81، 92؛ فردوسي‌پور، اسماعيل. همگام با خورشيد. قم: مجتمع فرهنگي اجتماعي امام خميني فردوس، 1372ش، ص 221-227.

20-  انصاري. همان. ص 96-101.

21-  همان. ص 102-107.

22-  براي آثار امام خميني نك: همان. ص 215-241.

23-  همان. ص 156-160.

جعفر گلشن


[1].  

  1. ستوده، اميررضا. (گردآوري و تدوين)، پا به پاي آفتاب. ج 1، تهران: نشر پنجره، 1375، ص 28.
  2. همان، ص 29.
  3. استادي، رضا. «مشايخ امام خميني رضوان‌الله عليه و عليهم»، كيهان فرهنگي. سال ششم، خرداد 68، شمارة 3، ص 10-8.
  4. كشوردوست، حسن. (تدوين) ماه تابان. تهران: مؤسسة تنظيم و نشر آثارامام خميني، چاپ و نشر علاج، 1381، ص 22.
  5. اميري، ابراهيم. ماه شمار آفتاب، مروري بر تقويم زندگي حضرت امام خميني ـ دفتر اول: از غنچة جمادي تا خروش خرداد. پيام زن. ويژه‌نامة يكصدمين سالگرد حضرت امام خميني(س)، دفتر تبليغات اسلامي حوزة علمية قم، 1378، سال هشتم شماره 7، ص 216.
  6. استادي، رضا. «كتاب‌ها و آثار علمي امام خميني»، كيهان انديشه. شمارة 29، فروردين و ارديبهشت 1369، ص 143-162.
  7. سلسلة پهلوي و نيروهاي مذهبي به روايت تاريخ كمبريج. ترجمة عباس مخبر، تهران: طرح نو، 1372، ص 303.
  8. صحيفة نور. تهيه و جمع‌آوري مركز مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، ج 1، انتشارات شركت سهامي چاپخانه وزارت ارشاد اسلامي، 1369، ص 4-3.
  9. رجبي، محمدحسن. زندگينامة سياسي امام خميني. ج 1، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1371، ص 207-206.
  10. منصوري، جواد. قيام 15 خرداد 1342. تهران: انتشارات سوره، 1376، ص 57-53.
  11. صحيفة نور، ج 1، ص 36-35.
  12. همان، ص 37.
  13. صحيفة امام. ج 1، چ 1، تهران: مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378، چ 1، ص 178.
  14. صحيفة نور. ج 1، ص 57-54.
  15. منصوري، جواد. قيام 15 خرداد 1342. ص 184-171.
  16. صحيفة نور. ج 1، ص 113-102.
  17. روحاني، سيد حميد. تحليل و بررسي از نهضت امام خميني. ج 2، انتشارات آموزش انقلاب اسلامي، 1364، ص 12.
  18. همان، ص 95-19.
  19. خاطرات حجت‌الاسلام و المسلمين سيدعلي‌اكبر محتشمي‌پور. دفتر ادبيات انقلاب اسلامي، نشر سوره، 1376، ص 502-501.
  20. امام خميني، روح‌الله. ولايت فقيه. تهران: اميركبير، 1357، صفحات مختلف.
  21. همان، ج 2، ص 29-21.
  22. انصاري، حميد. حديث بيداري. تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1374، ص 101.
  23.   نجاتي، غلامرضا. تاريخ بيست و پنج ساله ايران. ج 2، تهران: مؤسسه خدمات فرهنگي رسا، 1371، ص 359.
  24. براي آگاهي بيشتر: صحيفه نور. مجلدات مختلف.