پرش به محتوا

باستان شناسی در ایران

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۳ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۲۴ توسط Nazli (بحث | مشارکت‌ها)

باستان‌شناسی در ایران (تاریخچه كاوش‌های)، علم پژوهش در آثار بازمانده از انسان و امور مربوط به او در گذشته را باستان‌شناسی می‌گویند[۱] و از آنجا كه ایران با گستره مرزهای تاریخی و فرهنگی خود بستر تكوین تمدن‌های اثرگذار در جهان بوده است، كاوش و مطالعه در بقایای فرهنگی و تمدنی محدوده ایران زمین* را باستان‌شناسی در ایران به انجام رسانده است.

ایران از مهم‌ترین پایگاه‌های باستان‌شناختی در روی زمین است و گواه آن وجود صدها تپه باستانی به عنوان مراكز شهری، آیینی و... آثار معماری، ابزارها و انوع یادمان‌هایی است كه پیشینه‌ای فراتر از تاریخ دارند. از آن گذشته در دوران تاریخی، ایران بستر شكوفایی تمدن‌های درخشان و اثرگذار در گستره جهانی بوده است[۲]. اگرچه باستان‌شناسی به معنای پژوهش با روش‌های خاص در آثار گذشته در سده‌های اخیر رواج یافت، اما شواهدی وجود دارد كه همواره برخی از دانشمندان ایرانی در آثار گذشتگان تأمل می‌كرده‌اند و حكمرانان نیز برای انتساب خود به شاهان گذشته اساطیری یا واقعی ایران خود را نیازمند پاسداشت آثار گذشته می‌دانستند. نمونه بارز آن كتیبه‌های متعدد شاهان ایران در دوره‌های گوناگون بر درگاه‌های كاخ تچر داریوش* (حك: 522-486ق.م)، در تخت جمشید* است[۳].

از دوره صفویه* (907-1135ق) كه اروپاییان در سفرهای خود به ایران، نخستین طرح‌های ترسیمی از شهرها و بناها را بر جای گذاشتند، توجه همگان به شناسایی مكان‌های ایرانی یاد شده در كتاب مقدس و آثار نویسندگان یونانی فزونی گرفت. در این راه، فرانسوی‌ها، انگلیسی و روس‌ها پیشگام بودند.

در سده‌های 17 و 18م، سیاحان اروپایی، برخی لوح‌های گلی به خط میخی را به اروپا بردند اما از رمزگشایی آن‌ها ناتوان بودند تا اینكه در اواخر سده 18م نسخه دقیقی از كتیبه نقش رستم توسط ینبور به اروپا رسید و او خط فارسی باستان و علامت‌های آن را تشخیص داد. گروتفند در 1802م برخی نام‌ها را خواند[۳] و راولینسن (1810-1895م) از كتیبه بیستون* نسخه‌برداری كرد و در 1857م رمز آن گشوده شد و در پی آن، كتیبه‌های ایلامی نو و اكدی نیز خوانده شدند[۴].

در سال 1225ق / 1810م، به سرپرستی جیمز موریه نخستین كاوش‌های تخت جمشید برای دستیابی به نقش‌های برجسته و انتقال آنها از ایران انجام گرفت اما حاكم محلی مانع او شد. لُفتوس در 1267-1269ق[۵] و ژان دیولافوا و همسرش در سال‌های 1301-1303ق به اهمیت آثار ایران پی بردند چنان كه دیولافوا و همراهان او در ویرانه‌های تپه‌های شوش به كاوش پرداختند[۶]. از این رو دوره ناصرالدین شاه قاجار (1264-1313ق) سرآغاز كاوش‌های اروپاییان به ویژه فرانسوی‌ها در ایران بود كه موفق به عقد قرارداد كاوش در 1312ق / 1895م قراردادی كه به سود فرانسوی‌ها بود[۷]. در ادامه آن در 1315ق / 1897م، با موافقت ژاك دمرگان سرپرستی كاوش‌های شوش را بر عهده گرفت و قرارداد انحصار كاوش بدین وسیله در اختیار فرانسویان قرار گرفت. حاصل این قرارداد كاوش با فنون خشن برای دستیابی به شیء در شوش و خروج آثاری به فرانسه بود كه برپایی نمایشگاه در آنجا و اشتیاق دولت‌ها و مردم اروپا به باستان‌شناسی و هنر ایران را در پی داشت[۸].

قرارداد انحصاری كاوش‌های باستان‌شناسی توسط فرانسوی‌ها در 1306ش / 1927م، مجلس شورای ملی* لغو و در 1309ش، قانون و آیین‌نامه حفظ آثار عتیقه تصویب شد كه كاوش را منحصراً حق دولت ایران می‌دانست كه می‌توانست آن را با شرایطی به مؤسسات علمی واگذار كند. پیش از این «شعبه عتیقات» وابسته به وزارت معارف فعال بود كه به صورت «دایره عتیقات» زیر مجموعه سازمان اداره كل اوقاف در آمد و در سال 1315ش مدتی با نام «اداره باستان» و سپس با نام «اداره كل باستان‌شناسی» فعال شد[۹].

تا جنگ جهانی دوم كاوش‌های زیادی به ویژه در خوزستان پیرامون شوش و تخت جمشید انجام گرفت كه آثاری چند به موزه ایران باستان (موزه ملی) و الواح و اشیائی نیز به خارج از كشور منتقل شد. اطلاعات بسیاری درباره هنر و معماری ایران، به ویژه در آثاری مانند «بررسی هنر ایران[A Survay of Persian Art  ]» به كوشش پوپ[Arthur Upham, Pope.  ] و آثار ایران[3] آندره گدار[4] انتشار یافتند.

اگر چه فعالیت‌های باستان‌شناسی در سال‌های جنگ جهانی دوم نیز ادامه یافت، اما پس از آن گسترش چشمگیری داشت كه با همكاری دانشمندان علوم طبیعی موفقیت‌های فراوانی در پی داشت[۱۰].

به تدریج كاوش در سراسر ایران به‌ویژه دامنه‌های كوه‌های زاگرس، كرانه‌های غربی، جنوبی، شمالی و شرقی كویرهای ایران از نهاوند (گیان) تا هگمتانه، سیلك كاشان، دشت قزوین، ری (چشمه‌علی)، دامغان (تپه حصار)، كرمان (ابلیس، یحیی، شهداد) و بعدها شهر سوخته در زابل، گسترش یافتند[۱۱].

دهه‌های 1340 و 1350 را دوران بلوغ و شكوفایی باستان‌شناسی ایران، حضور باستان‌شناسان و مؤسسه‌های كشورهای گوناگون در ایران می‌دانند كه انتشار مجله باستان‌شناسی و هنر، تأسیس مركز باستان‌شناسی ایران و گروه باستان‌شناسی دانشگاه تهران با مدیریت افراد كاردان و دلسوز در پایگاه‌های باستان‌شناسی و میدان‌های كاوش و آموزش از ویژگی‌های بارز آن است[۱۲].

مركز باستان‌شناسی ایران با این استدلال باستان‌شناسانه كه اشیاء به دست آمده به یكدیگر وابستگی دارند و به لحاظ اهمیت علمی بایستی در یك محل نگهداری شوند، عملاً از خروج اشیاء كشف شده از كشور جلوگیری كرد[۱۳]. همچنین با برگزاری مجمع سالانه باستان‌شناسی هیئت‌های گوناگون گزارش‌های علمی ارائه كردند.

در سال‌های آغازین پس از انقلاب اسلامی* (1357ش / 1979م) و سال‌های جنگ تحمیلی (1359-1367ش) بیش و كم فعالیت‌های باستان‌شناسی ادامه داشت. در سال 1366ش با تأسیس «سازمان میراث فرهنگی كشور» هر گونه كاوش تحت نظارت این سازمان قرار گرفت. در دو دهه 1360 و 1370ش، باستان‌شناسان ایرانی به موفقیت‌های شایانی نایل آمدند كه در 3 گروه فعالیت‌های میدانی آنان طبقه‌بندی می‌شود[۱۴].

1ـ ادامه برخی از كاوش‌های ناتمام و بازنگری برخی محوطه‌های كلیدی كه كاوش در آنها پیش از جنگ جهانی دوم صورت گرفته بود؛ 2ـ كاوش‌های خاص برای روشن ساختن نكات مبهم باستان‌شناسی ایران؛ 3ـ كاوش‌های اضطراری و نجات محوطه‌هایی كه به دلایل گوناگون از جمله فعالیت‌های عمرانی و كنده‌كاری‌های غیرقانونی در خطر جدی قرار دارند. دستاوردهای پژوهش‌های باستان‌شناسی این دو دهه نیز در دو همایش سال‌های 1373 و 1376 ارائه شد.

اكنون كاوش‌های باستان‌شناسی در بیشتر محوطه‌های تاریخی ایران توسط باستان‌شناسان ایرانی و تحت نظارت پژوهشكده باستان‌شناسی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ادامه دارد كه با مشاركت گروه‌های باستان‌شناسی در دانشگاه‌های تهران، تربیت مدرس، سیستان و بلوچستان، بوعلی همدان و برخی باستان‌شناسان خارجی انجام می‌گیرد. آموزش نظری و عملی دانشجویان رشته باستان‌شناسی در دوره‌های كاردانی، كارشناسی، كارشناسی ارشد و دكتری نیز توسط استادان باستان‌شناس ایرانی از اقدامات مهم این گروه‌ها است و از آنجا كه ایران از نظر كثرت و پراكندگی پایگاه‌ها و یادمان‌های باستانی و تاریخی از مهم‌ترین كشورهای جهان است، می‌طلبد كه این امر با توجه فزون‌تر پی‌گیری شود[۱۵].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

منبع اصلی

دانشنامه ایران


نویسنده مقاله

کورش صالحی



[3].

[4].

  1. Hole, F. and R. Heizer. An Introduction to Prehistoric Archaeology in the near East. Oxford, 1997. P. 1.
  2. گیرشمن، رومن. ایران از آغاز تا اسلام. ترجمه محمد معین، تهران: علمی و فرهنگی، 1367، ص 420-430.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ملك‌شهمیرزادی، صادق. «خلاصه‌ای از تاریخچه مطالعات باستان‌شناسی در ایران»، تاریخ ایران باستان. ج 1، تهران: سمت، 1377، ص 24.
  4. Bahn, P. The Cambridge Illustrated History of Archaeology. Cambridge, 1996, P. 108-109.
  5. وانه بزگ، لویی. باستان‌شناسی در ایران باستان. ترجمه عیسی بهنام، تهران: 1348، ص 72.
  6. دیولافوا، ژان. ایران، كلده و شوش. ترجمه محمدعلی فره‌وشی، به كوشش بهرام فره‌وشی، تهران: دانشگاه تهران، 1364، ص 292.
  7. كریم‌لو، داوود. تاراج میراث ملی. تهران: 1378، ص 232-235.
  8. كسروی، احمد. تاریخ پانصد ساله خوزستان. تهران: امیركبیر، 1376، ص 227.
  9. مصطفوی، محمدتقی. «تلاش در راه خدمت به آثار ملی و خدمت به آینده»، گزارش‌های باستان‌شناسی. تهران: 1334، ص 387-388.
  10. «Archeology» in Encyclopedia Iranica. London and New York, Routledge & Kegan Paul, 1987, Vol II, P. 281
  11. مجیدزاده، یوسف و ملك‌شهمیرزادی، صادق. «باستانشناسی»، اطلس تاریخ ایران. تهران: سازمان نقشه‌برداری كشور، 1378، ص 10-12.
  12. ملك‌شهمیرزادی، صادق. «اشاره‌ای مختصر بر تحول باستان‌شناسی در ایران»، مجله اثر، 1365، ش 12-14، ص 142-148.
  13. كابلی، میرعابدین. «بررسی آثار پیش از اسلام در مجموعه بازیافته»، میراث فرهنگی. س 2، ش 3 و 4، ص 26-27.
  14. یادنامه گردهمایی باستان‌شناسی شوش. تهران: سازمان میراث فرهنگی كشور، 1376.
  15. برای آگاهی بیشتر ← كریمی، فاطمه. «باستان‌شناسی»، دائرهالمعارف بزرگ اسلامی. جلد 11، تهران: مركز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی، 1381، ص 167-177.