پرش به محتوا

باستان شناسی در ایران

از ویکی ایران
نقش رستم، قابل بازیابی از https://parsiandej.ir/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/

باستان‌شناسی در ایران (تاریخچه کاوش‌های)، علم پژوهش در آثار بازمانده از انسان و امور مربوط به او در گذشته را باستان‌شناسی می‌گویند[۱] و از آنجا که ایران با گستره مرزهای تاریخی و فرهنگی خود بستر تکوین تمدن‌های اثرگذار در جهان بوده است، کاوش و مطالعه در بقایای فرهنگی و تمدنی محدوده ایران زمین را باستان‌شناسی در ایران به انجام رسانده است.

ایران از مهم‌ترین پایگاه‌های باستان‌شناختی در روی زمین است و گواه آن وجود صدها تپه باستانی به عنوان مراکز شهری، آیینی و... آثار معماری، ابزارها و انوع یادمان‌هایی است که پیشینه‌ای فراتر از تاریخ دارند. از آن گذشته در دوران تاریخی، ایران بستر شکوفایی تمدن‌های درخشان و اثرگذار در گستره جهانی بوده است[۲]. اگرچه باستان‌شناسی به معنای پژوهش با روش‌های خاص در آثار گذشته در سده‌های اخیر رواج یافت، اما شواهدی وجود دارد که همواره برخی از دانشمندان ایرانی در آثار گذشتگان تأمل می‌کرده‌اند و حکمرانان نیز برای انتساب خود به شاهان گذشته اساطیری یا واقعی ایران خود را نیازمند پاسداشت آثار گذشته می‌دانستند. نمونه بارز آن کتیبه‌های متعدد شاهان ایران در دوره‌های گوناگون بر درگاه‌های کاخ تچر داریوش (حک: 522-486ق.م)، در تخت جمشید است[۳].

از دوره صفویه (907-1135ق) که اروپاییان در سفرهای خود به ایران، نخستین طرح‌های ترسیمی از شهرها و بناها را بر جای گذاشتند، توجه همگان به شناسایی مکان‌های ایرانی یاد شده در کتاب مقدس و آثار نویسندگان یونانی فزونی گرفت. در این راه، فرانسوی‌ها، انگلیسی و روس‌ها پیشگام بودند.

در سده‌های 17 و 18م، سیاحان اروپایی، برخی لوح‌های گلی به خط میخی را به اروپا بردند اما از رمزگشایی آن‌ها ناتوان بودند تا اینکه در اواخر سده 18م نسخه دقیقی از کتیبه نقش رستم توسط ینبور به اروپا رسید و او خط فارسی باستان و علامت‌های آن را تشخیص داد. گروتفند در 1802م برخی نام‌ها را خواند[۳] و راولینسن (1810-1895م) از کتیبه بیستون نسخه‌برداری کرد و در 1857م رمز آن گشوده شد و در پی آن، کتیبه‌های ایلامی نو و اکدی نیز خوانده شدند[۴].

در سال 1225ق / 1810م، به سرپرستی جیمز موریه نخستین کاوش‌های تخت جمشید برای دستیابی به نقش‌های برجسته و انتقال آنها از ایران انجام گرفت اما حاکم محلی مانع او شد. لُفتوس در 1267-1269ق[۵] و ژان دیولافوا و همسرش در سال‌های 1301-1303ق به اهمیت آثار ایران پی بردند چنان که دیولافوا و همراهان او در ویرانه‌های تپه‌های شوش به کاوش پرداختند[۶]. از این رو دوره ناصرالدین شاه قاجار (1264-1313ق) سرآغاز کاوش‌های اروپاییان به ویژه فرانسوی‌ها در ایران بود که موفق به عقد قرارداد کاوش در 1312ق / 1895م قراردادی که به سود فرانسوی‌ها بود[۷]. در ادامه آن در 1315ق / 1897م، با موافقت ژاک دمرگان سرپرستی کاوش‌های شوش را بر عهده گرفت و قرارداد انحصار کاوش بدین وسیله در اختیار فرانسویان قرار گرفت. حاصل این قرارداد کاوش با فنون خشن برای دستیابی به شیء در شوش و خروج آثاری به فرانسه بود که برپایی نمایشگاه در آنجا و اشتیاق دولت‌ها و مردم اروپا به باستان‌شناسی و هنر ایران را در پی داشت[۸].

قرارداد انحصاری کاوش‌های باستان‌شناسی توسط فرانسوی‌ها در 1306ش / 1927م، مجلس شورای ملی* لغو و در 1309ش، قانون و آیین‌نامه حفظ آثار عتیقه تصویب شد که کاوش را منحصراً حق دولت ایران می‌دانست که می‌توانست آن را با شرایطی به مؤسسات علمی واگذار کند. پیش از این «شعبه عتیقات» وابسته به وزارت معارف فعال بود که به صورت «دایره عتیقات» زیر مجموعه سازمان اداره کل اوقاف در آمد و در سال 1315ش مدتی با نام «اداره باستان» و سپس با نام «اداره کل باستان‌شناسی» فعال شد[۹].

تا جنگ جهانی دوم کاوش‌های زیادی به ویژه در خوزستان پیرامون شوش و تخت جمشید انجام گرفت که آثاری چند به موزه ایران باستان (موزه ملی) و الواح و اشیائی نیز به خارج از کشور منتقل شد. اطلاعات بسیاری درباره هنر و معماری ایران، به ویژه در آثاری مانند «بررسی هنر ایران[A Survay of Persian Art  ]» به کوشش پوپ[Arthur Upham, Pope.  ] و آثار ایران[3] آندره گدار[4] انتشار یافتند.

اگر چه فعالیت‌های باستان‌شناسی در سال‌های جنگ جهانی دوم نیز ادامه یافت، اما پس از آن گسترش چشمگیری داشت که با همکاری دانشمندان علوم طبیعی موفقیت‌های فراوانی در پی داشت[۱۰].

مقبره کوروش بزرگ، قابل بازیابی از https://parsiandej.ir/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/

به تدریج کاوش در سراسر ایران به‌ویژه دامنه‌های کوه‌های زاگرس، کرانه‌های غربی، جنوبی، شمالی و شرقی کویرهای ایران از نهاوند (گیان) تا هگمتانه، سیلک کاشان، دشت قزوین، ری (چشمه‌علی)، دامغان (تپه حصار)، کرمان (ابلیس، یحیی، شهداد) و بعدها شهر سوخته در زابل، گسترش یافتند[۱۱].

دهه‌های 1340 و 1350 را دوران بلوغ و شکوفایی باستان‌شناسی ایران، حضور باستان‌شناسان و مؤسسه‌های کشورهای گوناگون در ایران می‌دانند که انتشار مجله باستان‌شناسی و هنر، تأسیس مرکز باستان‌شناسی ایران و گروه باستان‌شناسی دانشگاه تهران با مدیریت افراد کاردان و دلسوز در پایگاه‌های باستان‌شناسی و میدان‌های کاوش و آموزش از ویژگی‌های بارز آن است[۱۲].

مرکز باستان‌شناسی ایران با این استدلال باستان‌شناسانه که اشیاء به دست آمده به یکدیگر وابستگی دارند و به لحاظ اهمیت علمی بایستی در یک محل نگهداری شوند، عملاً از خروج اشیاء کشف شده از کشور جلوگیری کرد[۱۳]. همچنین با برگزاری مجمع سالانه باستان‌شناسی هیئت‌های گوناگون گزارش‌های علمی ارائه کردند.

در سال‌های آغازین پس از انقلاب اسلامی (1357ش / 1979م) و سال‌های جنگ تحمیلی (1359-1367ش) بیش و کم فعالیت‌های باستان‌شناسی ادامه داشت. در سال 1366ش با تأسیس «سازمان میراث فرهنگی کشور» هر گونه کاوش تحت نظارت این سازمان قرار گرفت. در دو دهه 1360 و 1370ش، باستان‌شناسان ایرانی به موفقیت‌های شایانی نایل آمدند که در 3 گروه فعالیت‌های میدانی آنان طبقه‌بندی می‌شود[۱۴].

  1. ادامه برخی از کاوش‌های ناتمام و بازنگری برخی محوطه‌های کلیدی که کاوش در آنها پیش از جنگ جهانی دوم صورت گرفته بود؛
  2. کاوش‌های خاص برای روشن ساختن نکات مبهم باستان‌شناسی ایران؛
  3. کاوش‌های اضطراری و نجات محوطه‌هایی که به دلایل گوناگون از جمله فعالیت‌های عمرانی و کنده‌کاری‌های غیرقانونی در خطر جدی قرار دارند. دستاوردهای پژوهش‌های باستان‌شناسی این دو دهه نیز در دو همایش سال‌های 1373 و 1376 ارائه شد.

اکنون کاوش‌های باستان‌شناسی در بیشتر محوطه‌های تاریخی ایران توسط باستان‌شناسان ایرانی و تحت نظارت پژوهشکده باستان‌شناسی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ادامه دارد که با مشارکت گروه‌های باستان‌شناسی در دانشگاه‌های تهران، تربیت مدرس، سیستان و بلوچستان، بوعلی همدان و برخی باستان‌شناسان خارجی انجام می‌گیرد. آموزش نظری و عملی دانشجویان رشته باستان‌شناسی در دوره‌های کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری نیز توسط استادان باستان‌شناس ایرانی از اقدامات مهم این گروه‌ها است و از آنجا که ایران از نظر کثرت و پراکندگی پایگاه‌ها و یادمان‌های باستانی و تاریخی از مهم‌ترین کشورهای جهان است، می‌طلبد که این امر با توجه فزون‌تر پی‌گیری شود[۱۵].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. Hole, F. and R. Heizer. An Introduction to Prehistoric Archaeology in the near East. Oxford, 1997. P. 1.
  2. گیرشمن، رومن. ایران از آغاز تا اسلام. ترجمه محمد معین، تهران: علمی و فرهنگی، 1367، ص 420-430.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ملك‌شهمیرزادی، صادق. «خلاصه‌ای از تاریخچه مطالعات باستان‌شناسی در ایران»، تاریخ ایران باستان. ج 1، تهران: سمت، 1377، ص 24.
  4. Bahn, P. The Cambridge Illustrated History of Archaeology. Cambridge, 1996, P. 108-109.
  5. وانه بزگ، لویی. باستان‌شناسی در ایران باستان. ترجمه عیسی بهنام، تهران: 1348، ص 72.
  6. دیولافوا، ژان. ایران، كلده و شوش. ترجمه محمدعلی فره‌وشی، به كوشش بهرام فره‌وشی، تهران: دانشگاه تهران، 1364، ص 292.
  7. كریم‌لو، داوود. تاراج میراث ملی. تهران: 1378، ص 232-235.
  8. كسروی، احمد. تاریخ پانصد ساله خوزستان. تهران: امیركبیر، 1376، ص 227.
  9. مصطفوی، محمدتقی. «تلاش در راه خدمت به آثار ملی و خدمت به آینده»، گزارش‌های باستان‌شناسی. تهران: 1334، ص 387-388.
  10. «Archeology» in Encyclopedia Iranica. London and New York, Routledge & Kegan Paul, 1987, Vol II, P. 281
  11. مجیدزاده، یوسف و ملك‌شهمیرزادی، صادق. «باستانشناسی»، اطلس تاریخ ایران. تهران: سازمان نقشه‌برداری كشور، 1378، ص 10-12.
  12. ملك‌شهمیرزادی، صادق. «اشاره‌ای مختصر بر تحول باستان‌شناسی در ایران»، مجله اثر، 1365، ش 12-14، ص 142-148.
  13. كابلی، میرعابدین. «بررسی آثار پیش از اسلام در مجموعه بازیافته»، میراث فرهنگی. س 2، ش 3 و 4، ص 26-27.
  14. یادنامه گردهمایی باستان‌شناسی شوش. تهران: سازمان میراث فرهنگی كشور، 1376.
  15. برای آگاهی بیشتر ← كریمی، فاطمه. «باستان‌شناسی»، دائرهالمعارف بزرگ اسلامی. جلد 11، تهران: مركز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی، 1381، ص 167-177.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

کورش صالحی