پرش به محتوا

پارسیان

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۳ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۵۷ توسط Nazli (بحث | مشارکت‌ها)

پارسیان، زردشتیان مقیم کشور هند.  

پس از فتح ایران به دست سپاه عرب و مسلمان شدن ایرانیان، شماری از آنان همچنان بر دین نیاکان باقی ماندند. گروهی از اینان، احتمالاً در سده 7 یا 9م، یا حتی پس از آن، از نواحی شرقی ایران جلای وطن کردند و به سرزمین هند رفتند. منبع اصلی روایت کوچ گروه اصلی این مهاجران، اثری منظوم به نام «قصه سنجان» است که در 1600م سروده شده است[۱]. بر اساس این داستان و نیز روایت‌های دیگر، این گروه با کشتی خود را به سنجان، واقع در ایالت گجرات هند، رساندند و پس از کسب اجازه از راجه آنجا در این شهر اقامت گزیدند[۲] و آتش بهرام را در آنجا بنیاد نهادند. این آتشگاه که «ایرانشاه» نام گرفت، از آن پس کانون فعالیت‌های دینی ایشان شد[۳]. پارسیان بلافاصله پس از استقرار در سرزمین جدید، نخست به کشاورزی پرداختند و با رونق یافتن کارشان، شماری از آنان در شهرها و روستاهای دیگر گجرات پراکنده شدند و علاوه بر کشاورزی، به صنعتگری و تجارت نیز روی آوردند. این پراکندگی که حوزه کار روحانیت پارسی را گسترش می‌داد، سبب پیدایش مراکز متعدد دینی شد[۴].

در اواخر سده 13 یا 15م، و پس از تصرف گجرات به دست مسلمانان، سنجان نیز تحت حکومت آنان قرار گرفت و تا مدت‌ها پارسیان با جابجایی آتش مقدس خود سعی در حفظ آن داشتند. در 1578م، پس از موفقیت یکی از موبدان در معرفی دین پارسیان در دربار اکبر شاه مغول، جامعه پارسی موقعیت بهتری یافت. بنا به درخواست پارسیان، اکبرشاه از شاه عباس صفوی اعزام یک روحانی ایرانی برای انجام امور پارسیان را تقاضا کرد و بدین ترتیب رابطه این جامعه با سرزمین مادری و جامعه زردشتی ایران از سر گرفته شد[۵].

پس از سال‌ها که پارسیان از زبان مادری خود دور افتاده و زبان گجراتی را پذیرفته بودند، به ناچار به ترجمه متون دینی خود به زبان‌های سنسکریت و گجراتی پرداختند و برای حفظ متون دینی خود، به گردآوری نسخه‌های متون از ایران و استنساخ آنها پرداختند[۶]. تا مدت‌ها، یعنی میان سده‌های 15 تا 17م، پارسیان با ارسال پیک به ایران پرسش‌های دینی خود را از روحانیان زردشتی این کشور مطرح و پاسخ‌های لازم را دریافت می‌کردند. در 1780م بر اثر اختلاف تقویم، پارسیان به دو گروه قدمی‌ها و شاهنشاهی‌ها تقسیم شدند، قدمی‌ها پیرو تقویم قدیمی یا ایرانی و شاهنشاهی‌ها پیرو تقویم زرتشتیان هند بودند[۷].

شمار قابل توجهی از پارسیان، طی چندین سده فعالیت اجتماعی و اقتصادی در سرزمین هند، توانستند به ویژه در صنایع مختلف پیشرفت‌هایی حاصل کنند. این گروه به سبب توانائی‌های مالی به یاری جامعه پارسی هند و زردشتیان ایران برخاستند و بدینسان توانستند انسجام دینی و فرهنگی دو جامعه را حفظ نمایند[۸].

       .


پارسیان، قومی ایرانی با مذهب زردشتی و از مهاجران ایران به هند در سده 2 قمری.

با فتح ایران به دست مسلمانان 21ق / 642م. برخی از مزدیسنان از دژ سنجان در خواف نیشابور برای «پاسداری از دین نیاکان خود»[۹] به هرمز و از راه دریایی خلیج فارس به گجرات هند رفتند و به پارسیان شهرت یافتند[۱۰]. بعدها شاعری بهدین به نام قباد نوساری[Navsari] این واقعه را در قصه سنجان ( ؟ ق / 1600م) به زبان حماسی آورد. از آنجا که پارسیان در انجام برخی آداب دینی تردید داشتند با زرتشتیان ایران مکاتبه کردند. اکبر شاه گورکانی که به گفت و گوی ادیان علاقه‌مند بود راه را بر آنان هموار ساخت[۱۱]. اگر چه پارسیان در سده یازدهم قمری برابر میلادی به همکاری با استعمارگران پرتغالی و انگلیسی به ویژه در بمبئی پرداختند اما در سده دوازدهم برابر میلادی در سازندگی بمبئی تأثیر فراوان گذاردند که بنای اسکله، کارخانه نخ‌تابی و تشکیل نخستین نهاد پارسیان از اقدامات آنان بود[۱۲]. پارسیان در قرار گرفتن هند در مسیر انقلاب صنعتی و ورود مدرنیسم به آن کشور و تبدیل کردن هند به نیروی اقتصادی و صنعتی تأثیر‌گذار بودند. اگر چه پارسیان در آغاز سده بیستم میلادی رهبری جامعه زردشتیان را عهده‌دار بودند اما با استقلال هند و پاکستان اهمیت اقتصادی و نفوذ سیاسی آنان افول کرد و به اروپا، آمریکای‌شمالی و استرالیا مهاجرت کردند. پارسیان با توانایی مالی که دارند در مطالعات ایران‌شناسی، انتشار متون اوستایی و پهلوی، کمک به کرسی‌های ایران‌پژوهی و تأسیس آن‌ها کوشا هستند[۱۳]. مجاورت طولانی پارسیان با هندوان باعث شد که در یکدیگر تأثیراتی بگذارند، نهضت آذرکیوان که دیانت زردشتی را با ریاضت هندی، عقاید نو افلاطونی، یهودی، مسیحی، مانوی و اسلام درآمیخت و مذهبی نو معروف به آئین آذر کیوان بنیان نهاد گونه‌ای از این تأثیر و تأثر پارسیان در هند است[۱۴]. مهم‌ترین نهاد رسمی پارسیان پنجایت[Pandjait] (انجمن پنج نفره) در بمبئی است که رسیدگی به مسائل پارسیان از وظایف آن است. انجمن‌های دیگری در اروپا و آمریکای‌شمالی نیز وجود دارد، اما تقسیم شدن پارسیان به دو فرقه شاهنشاهی و قدیمی بر اثر اختلاف بر سر تقویم که از اواسط سده 12ق/18م روی داد[۱۵] در تأسیس‌چنین انجمن‌هایی تأثیرگذار بوده است. مهم‌ترین جشن پارسیان به مانند سایز زردشتیان جشن نوروز است و جشن‌های دیگر ایرانی را نیز با شکوه تمام برگزار می‌کنند. پارسیان اکنون در اروپا، آمریکا، پاکستان، شیخ‌نشین‌های خلیج‌فارس، آفریقا پراکنده‌اند اما پایگاه اصلی آنان بمبئی در هند می‌باشند و با زردشتیان ایران روابط خود را قطع نکردند.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

حسن شیخ

  1. بهمن بن کی قباد. مقدمه قصه سنجان، داستان مهاجرت زردشتیان از ولایت ایران به هندوستان. حیدرآباد: لطف‌الدوله اورینتل ریسرچ انستیتوت، 1963م، ص 2.
  2. بهمن بن کی قباد. همان. ص 29 به بعد؛ بویس، مری. زرتشتیان، باورها و آداب دینی آنها. ترجمه عسکر بهرامی، تهران: ققنوس، 1381، ص 198؛ Boyce, M. Zoroastrianism,Their Religious Beliefs and Practices. London: Routledge, 1979, P. 166.
  3.   بویس. همان. ص 198-199؛ Boyce. Ibid. PP. 166-167 .
  4. بویس، مری. «دیانت زرتشتی در دوران متأخر»، دیانت زرتشتی. ترجمه فریدون وهمن، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1348، ص 139.
  5. بویس. همان. ص 140-141.
  6. Haug, M. and E. W. West, Essays on the Sacred Language, Writings, and Religion of the Parsis. London: 1891, PP. 55ff.
  7. بویس. همان. ص 142-144.
  8. Karaka, D. F., History of the Parsis. London: Mac Millan, 1884, Vol. II, PP. 242ff
  9. زرین کوب، عبدالحسین. «فتح ایران به دست اعراب و پی‌آمد آن»، تاریخ ایران دانشگاه کمبریج. به کوشش  ر. ن. فرای، ترجمه حسن انوشه. تهران: 1363، امیرکبیر، ج4، ص34.
  10. Hinnells. J. R. "persis", Encyclopedia of Islamn, Vol 5, p 273.
  11. بویس، مری. زردشتیان. ترجمه عسگر بهرامی، تهران: 1381، ققنوس، ص209-205.
  12. منفرد، افسانه. «پارسیان»، دانشنامه جهان اسلام. تهران: 1379، بنیاد دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، ج5، ص391.
  13. آبادیان، فرهاد. «سهم پارسیان هند در نگهداری فرهنگ ایران»، مجله هنر و مردم. سال 16،  شماره 181،  آبان 1356، ص59.
  14. مجتبایی، فتح‌الله. «آذرکیوان»، دایرهالمعارف بزرگ اسلامی. تهران: 1369، بنیاد دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص259-247.
  15. اوشیدری، جهانگیر. دانشنامه مزدیسنا. تهران: 1371، نشر مرکز، ص370.