مهدی قلیخان مخبر السلطنه
مهدی قلیخان (1334- 1240ش/ 1955- 1861م) ملقب به مخبرالسلطنه هدایت سیاسمتدار، مورخ، ادیب و قاضی دوره قاجار و پهلوی.
وی در 1280 ه. ق (1240ش- 1861م) متولدشد[۱]. پس از کسب علوم رایج در 1295ه. ق (1245ش) 1838م عازمالمان و درانجا زبان المانی اموخت[۲]. پس از بازگشت به تهران در (1297ه. ق 1880م) به عنوان کارمند تلگرافخانه و سپس معلم زبان المانی در دارالفنون [۳] و مترجم زبان المانی دربار ناصرالدین شاه گردید. در 1275ش به ریاست پست تهران [۴] و سپس به ریاست گمرکات و پست خانه اذربایجان منصوب شد[۵]. وی در سال (1317ق 1899م) ریاست مدرسه علمیه تهران را بر عهده گرفت[۶]. در سفر دوم مظفرالدین شاه به فرنگ به عنوان مترجم جزو همراهان شاه [۷] و در سفر اتابک به دور دنیا نیز وی را همراهی کرد[۸]. در این سفر به زیارت خانه خدا نائل و حاصل این سفر را در سفرنامهای به جا گذاشت[۹]. هدایت پس از بازگشت از سفر به ریاست مدرسه نظامی تهران منصوب [۱۰] و در جریان مشروطیت نقش واسطه بین دربار و مشروطهخواهان را ایفا نمود. هدایت در گرفتن دستخط مشروطیت و تهیه و تنظیم قانون اساسی نقش مهمی داشت و جزء هیات تدوین قانون انتخابات مجلس [۱۱] و رئیس هیات نظارت بر انتخابات بود [۱۲] و در کابینه وزیر افخم، وزیر علوم بود. و تلاش برای استقراض از روسیه در ابتدای مجلس با مخالفت نمایندگان مواجه شد[۱۳]. وی در کابینههای اتابک وزارت فرهنگ [۱۴] و در کابینه ناصرالملک و نظامالسلطنه وزارت عدلیه را برعهده داشت و اقدامات فراوانی برای اصلاح عدلیه انجام داد[۱۵]. مخبرالسلطنه در کابینه مشیرالدوله به سمت والی اذربایجان منصوب و به واسطه مشروطهخواهی مورد حمایت مردم وازادی خواهان انجا بود. در جریان به توپ بستن مجلس بااگاهی از این مسئله، موجبات دستیابی مشروطه خواهان به قورخانه دولتی (اسلحه) را فراهم کرد[۱۶]. پس از عزل از حکومت اذربایجان و جانشینی عینالدوله، عازم اروپا شد. با پیروزی ازادی خواهان و استقرار مشروطه مجدداً والیاذربایجان شد. در این دوره به واسطه مخالفت روسها و خطر درگیری، موجبات خروج ستارخان و باقرخان به سمت تهران را فراهم نمود[۱۷].
پس از ترور برادرش (صنیعالدوله) باز هم عازم اروپا شد [۱۸]و در بازگشت از اروپا (1329ه. ق- 1291ش 1911م) به استانداری فارس منصوب و پس از سه سال به علت گرایش المان ها با فشار انگلستان مجبور به استعفاء شد[۱۹]. هدایت در کابینههای مستوفیالممالک [۲۰] و عینالدوله به وزارت عدلیه رسید[۲۱]. در سال 1338ه. ق/ 1297ش قیام شیخ محمد خیابانی علیه قرارداد 1919م، در حالیکه هیچکس حاضر نبود عازم اذربایجان شود بواسطه درخواست مشیرالدوله و دوستی با شیخ محمد، عازم انجا [۲۲]شد و علاوه بر سرکوبی قیام شیخ، قیام ماژور لاهوتی را نیز سرکوب کرد[۲۳]. در مجلس چهارم به نمایندگی تهران انتخاب ولی اعتبارنامهاش رد شد[۲۴]. در کابینههای مستوفیالممالک (5- 1301ش) وزیر فوائد عامه و تجارت [۲۵] و درشورای سلطنتی رضاخان جزو اعضاءان بود. در اوایل 1306ش به عنوان رئیس دیوان عالی کشور و طی سالهای 12- 1306ش به مقام نخستوزیری رضا شاه انتخاب شد[۲۶]. هدایت در طول شش سال نخستوزیری مجری نظرات داور [۲۷] نصرتالدوله فیروز و سردار اسعد و بالاخره شاه بود[۲۸]. از جمله وقایع این دوران لغو قرارداد دادرسی و تجدید امتیاز نفت، تأسیس بانک ملی، قانون توحید لباس، دستگیری و تبعید مرحوم مدرس، برکناری و محاکمه تیمورتاش، اعزام اولین گروه محصلین، اخراج میلسپو و انتخابات سه دوره مجلس بود[۲۹]. در اواخر عمر با تصویب مجلساخرین شغل ایشان را ریاست دیوان عالی تمیز اساس قرار داده و رتبه 11 قضایی به وی اعطا و سالیانه مبلغ 398 تومان برایش در نظر گرفتند[۳۰]. وی علاوه بر فعالیت سیاسی دارای چندین جلد کتاب در موضوعات مختلف از جمله؛ فواید الترجمان، تحفهالافاق، گزارش ایران، مجمعالادوار، سفرنامه مکه، تخفهالافلاک، خاطرات و خطرات میباشد[۳۱]. در سال 1334ش/ 1275ه. ق 1916م در سن 95 سالگی درگذشت[۳۲].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
منبع اصلی
دانشنامه ایران
نویسنده اصلی
علی موسیوند
- ↑ مهدی قلیخان مخبرالسلطنه هدایت، خاطرات و خطرات، توشهای از تاریخ شش پادشاه و گوشهای از دوره زندگی من، تهران، انتشارات زوار، 1375، بخش مقدمه، ص 31.
- ↑ همان، ص 6.
- ↑ همان، ص 51.
- ↑ محمود طلوعی، بازیگران عصر پهلوی از فروغی تا فردوست، ج1، تهران، نشر علم، 1383، ص 220.
- ↑ هدایت، همان، صص 100- 97.
- ↑ همان، صص 110- 109.
- ↑ همان، ص 113.
- ↑ مهدی بامداد، رجال ایران در قرن 12 و 13 و 14 هجری، تهران، انتشارات زوار، 1378، ج4، ص 185.
- ↑ مخبرالسلطنه هدایت، سفرنامه مکه، به کوشش محمددبیر سیاقی، تهران، تیراژ، 1368.
- ↑ هدایت، خاطرات و خطرات، ص 138.
- ↑ مهدی ملکزاده، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران، انتشارات سخن، 1383، ص 389.
- ↑ ناظمالاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، تهران، امیرکبیر، 1384، ص 539.
- ↑ هاشم محیط مافی، مقدمات مشروطیت، به کوشش مجید تفرشی، جواد جانفدا، بیجا، فردوسی، 1363، ص 215 و ملکزاده، همان، ص 403.
- ↑ احمد کسروی، تاریخ مشروطه ایران، تهران، امیرکبیر، 1383، صص 8- 255.
- ↑ کسروی، ص 523 و ملکزاده، ص 627.
- ↑ کسروی، صص 3- 682 و ملکزاده، ص 845.
- ↑ ملکزاده، همان، صص 16- 1315.
- ↑ هدایت، خاطرات و خطرات، ص 289.
- ↑ کمالزاده، دیده و شنیدهها، خاطرات میرزا ابوالقاسمخان کمالزاده منشی سفارتالمان در ایران، به کوشش مرتضی کامران، تهران، البرز، 1370، ص 219 و هدایت، همان، ص 262.
- ↑ رضاقلیخان نظامالسلطنه مافی، مکاتبات و مراسلات 34- 1332ه. ق، پژوهش و بازنوشته منصوره اتحادیه (نظام مافی) کتاب سوم، ویرایش مصطفی زمانینیا، نشر تاریخ ایران، 1379، ص 311.
- ↑ کمالزاده، ص 296.
- ↑ مسعود بهنود، کشتهگان بر سر قدرت، تهران، نشر علم، 1383، 237.
- ↑ محمود طلوعی، پدر و پسر، ناگفتهها از زندگی و روزگار پهلویها، تهران، علم، 1372، ص 100- 99.
- ↑ بامداد، ص 186.
- ↑ هدایت، همان، ص 274.
- ↑ هدایت، همان، ص 397.
- ↑ خاطرات ابوالحسن ابتهاج، بیجا، علمی، 1371، ج 21، ص 36.
- ↑ هدایت، همان، صص 402- 401.
- ↑ طلوعی، پدر و پسر، ص 402.
- ↑ هدایت، همان، ص 402.
- ↑ مهدقلی خان مخبرالسلطنه هدایت، گزارش ایران، قاجاریه و مشروطیت، مقدمه از سعید وزیری، به اهتمام علی صوتی، تهران، نشر نقره، 1363، ص 8.
- ↑ بامداد، ص 187.