پرش به محتوا

اعراف

از ویکی ایران

اعراف، جمع عُرف به معنی بلندی. اعراف واژه‌ای است قرانی (← الاعراف / 46 و 48) و در تفسیر متكلمان و مفسران به معنی حجاب میان بهشت و دوزخ است. از این حجاب گاه به كوه، گاه به دیوار و گاه به مكان بلند تعبیر شده است[۱]. برخی هم اعراف را همان صراط دانسته‌اند[۲].

اهل اعراف بر طبق تفاسیر مختلف یكی از این چهار گروهند: 1) پیامبران؛[۳] 2) امامان؛[۴] 3) مكلّفان بلاتكلیف كه نیكی‌ها و بدی‌هاشان برابر است و سرانجام به قهر یا به لطف خداوند به دوزخ یا به بهشت می‌روند؛[۵] 4) غیر مكلّفانی كه خداوند می‌خواهد بابت تحمّل رنج‌های گوناگون در این عالَم به انها عوض* بدهد[۶]. ]← عوض[

] اهل اعراف ← اعراف[

ماخذ:

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

اصغر دادبه

  1. رازی، ابوالفتوح. روح (= روض) الجنان و روح الجنان. تصحیح حاجی میرزا ابوالحسن شعرانی، تهران: كتابفروشی اسلامیه، بی تا، ص 5/163 و 165؛ مفید، محمد بن نعمان. تصحیح الاعتقاد. مع مقدمه و تعلیق السیّد هیةالدین الشهرستانی، تصحیح عباسقلی وجدی، پیوست اوائل المقالات شیخ مفید، تبریز: 1371ق، ص 223-224.
  2. رازی، ابوالفتوح. روح (= روض) الجنان و روح الجنان. ص 5/163-164.
  3.    میبدی. كشف‌ الاسرار و عدة الابرار. به كوشش علی‌اصغر حكمت، تهران: امیركبیر، ؟؟؟ ، 3/619.
  4. رازی، ابوالفتوح. روح (= روض) الجنان و روح الجنان. 5/165.
  5. مفید، محمد بن نعمان. تصحیح الاعتقاد. ص 223-224.
  6. همو. همان. همانجا.