ترکی
تركي/ torki/، بزگترين زبان از شاخة تركيكِ خانوادة آلتايي است.1 پس از تركي، ازبكي و آذربايجاني به ترتيب بيشترين جمعيت را در اين شاخة زباني دارند.2 زبانهاي تركيك گسترة جغرافيايي وسيعي از شبهجزيرة بالكان، تركيه، قفقاز، ولگاي ميانه، آسياي مركزي تا شمال غربي چين و منطقة سيبري دارند.3 براساس تقسيمبندي باسكاكوف، اغوز يكي از گروههاي زبان تركي و ريشة زبانهايي مانند تركي تركيه، آذربايجان و حتي تركمني است.4 اغوز شرقي منشاء تركمني و اغوز غربي منشاء تركي عثماني و آذربايجاني است. 5 آذربايجان زبان مادري مردم آذربايجان و تقريباً ساير نقاط ترك زبان ايران (به جز تركمنها) است6 و خود شامل گونههاي مختلفي مانند قشقايي، تركي خراساني، افشاري و شاهسوني است.7
منابع مختلف آمار نسبتاً متفاوتي از جمعيت ترك زبان در ايران ارائه كردهاند كه مطابق آن حدود يك چهارم8 تا يك سوم9 جمعيت ايران به يكي از گونههاي تركي رايج (آذربايجاني، افشاري، تركي خراساني، تركمني و خلجي)10 سخن ميگويند. سابقاً خلجي را گونهاي از آذربايجاني ميدانستند، امروزه اين نظريه مورد قبول نيست.11 پراكندگي جغرافيايي مهمترين گونههاي تركي در ايران به قرار زير است: آذربايجاني در آذربايجان شرقي و غربي، اردبيل، زنجان، بخشهاي قابل ملاحظهاي از همدان و قزوين و ساير نقاط كشور؛ تركي خراساني (قوچاني) در شمال و شمال شرقي خراسان (به ويژه در بجنورد، شيروان، اسفراين، قوچان و درهگز)؛ قشقايي به طور پراكنده بين بخش مركزي و جنوبي ايران در استان فارس و در امتداد خليج فارس و خلجي در جنوب غربي استان تهران. در اين ميان آذربايجاني بيشترين و خلجي كمترين جمعيت را دارند.12
بر اساس شواهد، نام قوم ترك نخستين بار در سدة 6م، به كار رفته است. در همان سده تركان، دولتي تأسيس كردند كه از مغولستان و سرحد شمالي چين تا درياي سياه ادامه داشته است.13 زبان تركان عثماني كه امروزه زبان رايج و رسمي كشور تركيه است، در پايان سدة 14م، به صورت زباني ادبي و فرهنگي درآمد و در مدت چهار قرن ثبات و استقرار يافت.14
تركي تا اواخر دهة 1920م، به خط عربي نوشته ميشد، امّا در 29-1928م. در تركيه جاي خود را به خط لاتين داد. همزمان در شوروي سابق و جمهوريهاي تحت حاكميت دولت مركزي مانند جمهوري آذربايجان نيز خط لاتين مطرح گرديد. ولي بعدها از دهة 1940م، الفباي سيريلي جانشين آن شد.15 اين زبان در ايران، افغانستان و عراق، همچنان به الفباي عربي نوشته ميشود.16
تركي و برخي ديگر از زبانها، به ويژه زبان ملتهايي كه با اقوام ترك زبان داراي مرزهاي مشترك جغرافيايي و سياسي هستند، تأثيرات متقابل داشتهاند. اين تأثيرات در حوزة وام واژهها محسوستر است. گويشهاي تركيك شرقي تإثيرات چيني، ايراني، تخاري، سرياني، سنسكريت، تبتي و بعدها مغولي، و گويشهاي تركيكِ غربي نفوذ عربي و فارسي را نشان ميدهند. همة گويشهاي تركي در شوروي سابق نيز تحت تأثير شديد روسي بودهاند.17 از تركي نيز واژههاي قابل ملاحظهاي وارد برخي زبانها مانند فارسي شده است.18
تركي از منظر رده شناسي از جمله زبانهاي پيوندي است، يعني معمولاً بدون تغيير در ستاك، پسوندها يكي پس از ديگري به آن افزوده ميشوند.19 اين مطلب در عبارتِ «از بيخانمانها=/ev- siz- lær- dæn/» كاملاً آشكار است.
خانه (اسم)، (ستاك) ev، بي= less، (پسوند) _siz، نشانة جمع، (پسوند) _lær، از (حرف اضافه) _dæn بعضي از ويژگيهاي عمومي زبانهاي تركي عبارتند از: هماهنگي واكهاي، پيوند به جاي تعريف، ارجحيت كاربرد حروفِ پس اضافه به جاي پيش اضافه، كاربرد تعريف كنندهها قبل از واژههاي تعريف شده و مفعول قبل از فعل و نيز فقدان خوشة همخواني آغازي، حرف تعريف و جنس.20 تنوع آوايي در نظام واكهاي تركي در مقايسه با زبانهايي مانند فارسي قابل ملاحظه است.21 واكههاي تركي به طور نسبي متقارن بوده،22 در گويشهاي مختلف داراي تنوع معيني است: تركي تركيه 8 واكه23 و تركي آذربايجاني و خراساني 9 واكه24 دارند. همخوانهاي /k, g, l/ معمولاً در تركي (به ويژه تركي تركيه) داراي دو گونة كامي و نرمكامي هستند كه هر يك در محيط آوايي خاصي به كار ميرود.25 تركي از لحاظ ساختواژي پيوندي و پسوندي است و پسوندهاي اشتقاقي در واژهها قبل از پسوندهاي تصريفي ميآيند.26 گويشهاي تركي از نظر مشتقهاي فعلي بسيار غنياند27 و ساخت معمول و بينشان فعل تركي به اين صورت است: ستاك+ نمود و/ يا نشانة زمان+ پايانههاي شخصي (شناسهها).28
در اين زبان مفعول قبل از فعل، مفعول حرف پس اضافه قبل از حرف پس اضافه و تعريفكنندهها (صفت يا مضافاليه) قبل از هستة خود ميآيند.29 تركي در ترتيب كلمات به طور نسبي توالي آزادي دارد ولي ترتيب كلمات در جملة بينشان به صورت فاعل+ مفعول+ فعل (sov) است.30
نيزنك. آذربايجاني، تركمني.
مآخذ:
1. Bussman, H. Routledge Dictionary of language and Linguistics. Tr & ed. G. P. Ttauth. Landon: Routledge, (1996), pp 499.
2. همان. ص499.
3. Comrie, B. "Turkic Languages" international Encyclopedia of Linguistics, ed. W. Bright, New York: OUP. Vol 4, p. 187.
4. هيئت، جواد. سيري در تاريخ و لهجههاي تركي. تهران: نشر نو، 1365، ص300و 22.
5. همان. ص118.
6. همان. ص305.
7. همان. ص323و 320و 317.
8. "Iran", The New Encyclopedia Britannica. Chicago: Encyclopedia Britannica. 1994. vol 6. p 375.
9. http://www.ethnologue.com;
و هيئت، جواد. «وضعيت فرهنگ ترك در ايران» وارليق. 1383، س26، ش2- 133، ص129، و سيري در تاريخ و لهجههاي تركي، ص305.
10. رضايي باغبيدي، حسن. «زبانهاي غير ايراني»، دايرةالمعارف بزرگ اسلامي. تهران: مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1380، ج10، ص551.
11. "Turkic Languages" international Encyclopedia of Linguistics, vol 4. p 189.
12. Asher, R. E. "Languages of South Asia from Iran to Bangladesh", Atlas of world’s Languages. London: Routledge. 1994. pp 205, 216.
و مصاحب، غلامحسين. دايرةالمعارف فارسي. تهران: اميركبير، 1381، ج1، ص630.
13. معين، محمد. فرهنگ فارسي. تهران: اميركبير، 1375، ج5، ص386.
14. همان. ص388.
15. Hazai, G, "Turks_ II, Languages" The Encyclopedia of Islam. Leiden: Brill. 2000. vol 10. p711.
16. همان. ص711.
17. همان. ص711.
18. ثمرينلي، فيروز. «لغات تركي مصطلح در زبان فارسي» وارليق، 1367، س10، ص56-50.
19. Tekin, T. "Altaic Languages" The Encyclopedia of Language and Linguistics. ed. R. E. Asher. Oxford: pergamon press. 1994, vol 1. p. 83.
20. همان. ص82.
21. هازايي، گ. «زبانهاي تركي» دانشنامة جهان اسلام. زير نظر غلامعلي حدادعادل، تهران: بنياد دائرةالمعارف اسلامي، 1382، ج7، ص180.
22. Kornfilt, J. "Turkish" international Encyclopedia of Linguistics, ed. W. Bright, New York: OUP. 1992, vol 4, p 191.
23. همان. ص191.
24. Doerfer, G, "Azeri Turkish" Encyclopaedia Iranica, ed.
E. Yarshater, New York: Routledge & kegan paul Ltd. 1988, vol 3, fascicle 3, p. 246.
25."Turkish" International Encyclopedia of Linguistics. P. 192.
26. Kornfilt, J. "Turkish and the Turkic Languages", The world’s major Languages. ed. B.comrie. London: Routledge, 1991. pp 628, 629.
27. دانشنامة جهان اسلام. ص181.
28. Campbell, G. l, Compendium of the world’s Languages, London, vol 2, p. 1694.
29. "Turkish and the Turkic Languages" The world’s major Languages. p. 635, 636.
30. همان. ص636.
فرزین فهیم نیا