ترکی
ترکی/ torki/، بزگترین زبان از شاخه ترکیکِ خانواده آلتایی است[۱]. پس از ترکی، ازبکی و آذربایجانی به ترتیب بیشترین جمعیت را در این شاخه زبانی دارند[۱]. زبانهای ترکیک گستره جغرافیایی وسیعی از شبهجزیره بالکان، ترکیه، قفقاز، ولگای میانه، آسیای مرکزی تا شمال غربی چین و منطقه سیبری دارند[۲]. براساس تقسیمبندی باسکاکوف، اغوز یکی از گروههای زبان ترکی و ریشه زبانهایی مانند ترکی ترکیه، آذربایجان و حتی ترکمنی است[۳]. اغوز شرقی منشاء ترکمنی و اغوز غربی منشاء ترکی عثمانی و آذربایجانی است[۴]. آذربایجان زبان مادری مردم آذربایجان و تقریباً سایر نقاط ترک زبان ایران (به جز ترکمنها) است[۵] و خود شامل گونههای مختلفی مانند قشقایی، ترکی خراسانی، افشاری و شاهسونی است[۶].

منابع مختلف آمار نسبتاً متفاوتی از جمعیت ترک زبان در ایران ارائه کردهاند که مطابق آن حدود یک چهارم[۷] تا یک سوم[۸][۹][۱۰] جمعیت ایران به یکی از گونههای ترکی رایج (آذربایجانی، افشاری، ترکی خراسانی، ترکمنی و خلجی)[۱۱] سخن میگویند. سابقاً خلجی را گونهای از آذربایجانی میدانستند، امروزه این نظریه مورد قبول نیست[۱۲]. پراکندگی جغرافیایی مهمترین گونههای ترکی در ایران به قرار زیر است: آذربایجانی در آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل، زنجان، بخشهای قابل ملاحظهای از همدان و قزوین و سایر نقاط کشور؛ ترکی خراسانی (قوچانی) در شمال و شمال شرقی خراسان (به ویژه در بجنورد، شیروان، اسفراین، قوچان و درهگز)؛ قشقایی به طور پراکنده بین بخش مرکزی و جنوبی ایران در استان فارس و در امتداد خلیج فارس و خلجی در جنوب غربی استان تهران. در این میان آذربایجانی بیشترین و خلجی کمترین جمعیت را دارند[۱۳][۱۴].
بر اساس شواهد، نام قوم ترک نخستین بار در سده 6م، به کار رفته است. در همان سده ترکان، دولتی تأسیس کردند که از مغولستان و سرحد شمالی چین تا دریای سیاه ادامه داشته است[۱۵]. زبان ترکان عثمانی که امروزه زبان رایج و رسمی کشور ترکیه است، در پایان سده 14م، به صورت زبانی ادبی و فرهنگی درآمد و در مدت چهار قرن ثبات و استقرار یافت[۱۶].
ترکی تا اواخر دهه 1920م، به خط عربی نوشته میشد، امّا در 29-1928م. در ترکیه جای خود را به خط لاتین داد. همزمان در شوروی سابق و جمهوریهای تحت حاکمیت دولت مرکزی مانند جمهوری آذربایجان نیز خط لاتین مطرح گردید. ولی بعدها از دهه 1940م، الفبای سیریلی جانشین آن شد[۱۷]. این زبان در ایران، افغانستان و عراق، همچنان به الفبای عربی نوشته میشود[۱۷].
ترکی و برخی دیگر از زبانها، به ویژه زبان ملتهایی که با اقوام ترک زبان دارای مرزهای مشترک جغرافیایی و سیاسی هستند، تأثیرات متقابل داشتهاند. این تأثیرات در حوزه وام واژهها محسوستر است. گویشهای ترکیک شرقی تإثیرات چینی، ایرانی، تخاری، سریانی، سنسکریت، تبتی و بعدها مغولی، و گویشهای ترکیکِ غربی نفوذ عربی و فارسی را نشان میدهند. همه گویشهای ترکی در شوروی سابق نیز تحت تأثیر شدید روسی بودهاند[۱۷]. از ترکی نیز واژههای قابل ملاحظهای وارد برخی زبانها مانند فارسی شده است[۱۸].
ترکی از منظر رده شناسی از جمله زبانهای پیوندی است، یعنی معمولاً بدون تغییر در ستاک، پسوندها یکی پس از دیگری به آن افزوده میشوند[۱۹]. این مطلب در عبارتِ «از بیخانمانها=/ev- siz- lær- dæn/» کاملاً آشکار است.
خانه (اسم)، (ستاک) ev، بی= less، (پسوند) _siz، نشانه جمع، (پسوند) _lær، از (حرف اضافه) _dæn بعضی از ویژگیهای عمومی زبانهای ترکی عبارتند از: هماهنگی واکهای، پیوند به جای تعریف، ارجحیت کاربرد حروفِ پس اضافه به جای پیش اضافه، کاربرد تعریف کنندهها قبل از واژههای تعریف شده و مفعول قبل از فعل و نیز فقدان خوشه همخوانی آغازی، حرف تعریف و جنس[۲۰]. تنوع آوایی در نظام واکهای ترکی در مقایسه با زبانهایی مانند فارسی قابل ملاحظه است[۲۱]. واکههای ترکی به طور نسبی متقارن بوده،[۲۲] در گویشهای مختلف دارای تنوع معینی است: ترکی ترکیه 8 واکه[۲۲] و ترکی آذربایجانی و خراسانی 9 واکه[۲۳][۲۴] دارند. همخوانهای /k, g, l/ معمولاً در ترکی (به ویژه ترکی ترکیه) دارای دو گونه کامی و نرمکامی هستند که هر یک در محیط آوایی خاصی به کار میرود[۲۵]. ترکی از لحاظ ساختواژی پیوندی و پسوندی است و پسوندهای اشتقاقی در واژهها قبل از پسوندهای تصریفی میآیند[۲۶]. گویشهای ترکی از نظر مشتقهای فعلی بسیار غنیاند[۲۷] و ساخت معمول و بینشان فعل ترکی به این صورت است: ستاک+ نمود و/ یا نشانه زمان+ پایانههای شخصی (شناسهها)[۲۸].
در این زبان مفعول قبل از فعل، مفعول حرف پس اضافه قبل از حرف پس اضافه و تعریفکنندهها (صفت یا مضافالیه) قبل از هسته خود میآیند[۲۹]. ترکی در ترتیب کلمات به طور نسبی توالی آزادی دارد ولی ترتیب کلمات در جمله بینشان به صورت فاعل+ مفعول+ فعل (sov) است[۳۰].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ Bussman, H. Routledge Dictionary of language and Linguistics. Tr & ed. G. P. Ttauth. Landon: Routledge, (1996), pp 499.
- ↑ Comrie, B. "Turkic Languages" international Encyclopedia of Linguistics, ed. W. Bright, New York: OUP. Vol 4, p. 187.
- ↑ هیئت، جواد. سیری در تاریخ و لهجههای ترکی. تهران: نشر نو، 1365، ص300و 22.
- ↑ هیئت، جواد. سیری در تاریخ و لهجههای ترکی. تهران: نشر نو، 1365، ص118.
- ↑ هیئت، جواد. سیری در تاریخ و لهجههای ترکی. تهران: نشر نو، 1365، ص305.
- ↑ هیئت، جواد. سیری در تاریخ و لهجههای ترکی. تهران: نشر نو، 1365،ص323و 320و 317.
- ↑ "Iran", The New Encyclopedia Britannica. Chicago: Encyclopedia Britannica. 1994. vol 6. p 375.
- ↑ برگرفته از https://www.ethnologue.com .
- ↑ هیئت، جواد. «وضعیت فرهنگ ترک در ایران» وارلیق. 1383، س26، ش2- 133، ص129.
- ↑ هیئت، جواد. سیری در تاریخ و لهجههای ترکی. تهران: نشر نو، 1365، ص305.
- ↑ رضایی باغبیدی، حسن. «زبانهای غیر ایرانی»، دایرهالمعارف بزرگ اسلامی. تهران: مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج10، ص551.
- ↑ "Comrie, B. "Turkic Languages" international Encyclopedia of Linguistics, ed. W. Bright, New York: OUP. Vol 4, p. 189.
- ↑ مصاحب، غلامحسین. دایرهالمعارف فارسی. تهران: امیرکبیر، 1381، ج1، ص630.
- ↑ Asher, R. E. "Languages of South Asia from Iran to Bangladesh", Atlas of world’s Languages. London: Routledge. 1994. pp 205, 216
- ↑ معین، محمد. فرهنگ فارسی. تهران: امیرکبیر، 1375، ج5، ص386.
- ↑ معین، محمد. فرهنگ فارسی. تهران: امیرکبیر، 1375، ج5، ص388.
- ↑ ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ۱۷٫۲ Hazai, G, "Turks_ II, Languages" The Encyclopedia of Islam. Leiden: Brill. 2000. vol 10. p.711.
- ↑ ثمرینلی، فیروز. «لغات ترکی مصطلح در زبان فارسی» وارلیق، 1367، س10، ص56-50.
- ↑ Tekin, T. "Altaic Languages" The Encyclopedia of Language and Linguistics. ed. R. E. Asher. Oxford: pergamon press. 1994, vol 1. p. 83.
- ↑ Tekin, T. "Altaic Languages" The Encyclopedia of Language and Linguistics. ed. R. E. Asher. Oxford: pergamon press. 1994, vol 1. p. 82.
- ↑ هازایی، گ. «زبانهای ترکی» دانشنامه جهان اسلام. زیر نظر غلامعلی حدادعادل، تهران: بنیاد دائرهالمعارف اسلامی، 1382، ج7، ص180.
- ↑ ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ Kornfilt, J. "Turkish" international Encyclopedia of Linguistics, ed. W. Bright, New York: OUP. 1992, vol 4, p 191.
- ↑ E. Yarshater, New York: Routledge & kegan paul Ltd. 1988, vol 3, fascicle 3, p. 246
- ↑ .Doerfer, G, "Azeri Turkish" Encyclopaedia Iranica, ed
- ↑ Comrie, B. "Turkic Languages" international Encyclopedia of .Linguistics, ed. W. Bright, New York: OUP. p. 192
- ↑ Kornfilt, J. "Turkish and the Turkic Languages", The world’s major Languages. ed. B.comrie. London: Routledge, 1991. pp 628, 629.
- ↑ هازایی، گ. «زبانهای ترکی» دانشنامه جهان اسلام. زیر نظر غلامعلی حدادعادل، تهران: بنیاد دائرهالمعارف اسلامی، 1382، ج7، ص181.
- ↑ Campbell, G. l, Compendium of the world’s Languages, London, vol 2, p. 1694.
- ↑ Kornfilt, J. "Turkish and the Turkic Languages", The world’s major Languages. ed. B.comrie. London: Routledge, 1991. PP. 635, 636
- ↑ Kornfilt, J. "Turkish and the Turkic Languages", The world’s major Languages. ed. B.comrie. London: Routledge, 1991. p. 636.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
پیوند به بیرون
زبان ترکی، سایت ویکی فقه، قابل بازیابی ازhttps://fa.wikifeqh.ir/
نویسنده مقاله
فرزین فهیم نیا