پرش به محتوا

مهابادی

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۲ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۱۴:۲۲ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی « مهابادي/ mæhābādi/، (← كردي)، از گويش‌هاي كردي مركزي است كه از زبان‌هاي ايراني شاخة شمال غربي به شمار مي‌رود و با كردي سنندج و سليمانيه رابطة خواهري دارد.<sup>1</sup> (← سنندج) مهاباد امروز، ساوجبلاغ ديروز، در استان آذربايجان غربي<sup>2</sup> در محدودة...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مهابادي/ mæhābādi/، (← كردي)، از گويش‌هاي كردي مركزي است كه از زبان‌هاي ايراني شاخة شمال غربي به شمار مي‌رود و با كردي سنندج و سليمانيه رابطة خواهري دارد.1 (← سنندج)

مهاباد امروز، ساوجبلاغ ديروز، در استان آذربايجان غربي2 در محدودة كردستان مُكري واقع شده است.3 طوايف مختلفي در اين ناحيه زندگي مي‌كنند. در اين منطقه ايل‌هايي به نام منگور، مامش، پشدري، گورِك، ملكري، برياجي، سِوه‌سيني، پيران، دِه‌بُكري و بيگ‌زاده وجود دارند.5 در 1375 جمعيت مهاباد 107799 نفر بوده است.6 بخش قابل ملاحظه‌اي از اين جمعيت به گويش كردي مهابادي به عنوان زبان اول يا دوم صحبت مي‌كنند. در گويش كردي مهاباد و ديگر گويش‌هاي كردي اطراف آن، همخوان /t/ نرمكامي شده) و /l/ كامي، /r/ (چند زنشي) و /?/ تك زنشي هر يك يك واج و تمايز دهندة معني هستند.7 در كردي مركزي و جنوبي تمايز ميان /v/ و /w/ از بين رفته است و صورت غالب /w/ است. (āw «آب»).8 به نظر مي‌رسد كه در اين گويش تركيب دو همخوان يا خوشة همخواني آغازي وجود داشته باشد.9 اما كاربرد آن تنها به اجتماع يك همخوان و يكي از نيم واكه‌هاي /y، w/ محدود مي‌شود، مانند /swēnd/ «سوگند»، /gyân/ «جان»، /xwen/ «خون»10 به اين ترتيب ساختمان هجا در اين گويش (c) (c) (c) v (c) c است. هجاي cvccc كم ديده مي‌شود: /royšt/ «رفت».11 نشانة معرفه در اين گويش /-a/ يا /-aka/ است و نشانة نكره /-e/ يا /-ek/ مي‌باشد.12 ساخت اضافه در گويش‌هاي مركزي و شمالي كردي به ويژه در حالت جمع احتمالاً تحت تأثير ارمني تغيير كرده و به وسيلة "da" ساخته مي‌شود: pyâw- ī da pâšâ «مردانِ پادشاه».13 از ويژگي‌هاي بارز كردي و غالب زبان‌ها و گويش‌هاي ايراني مطابقت زمان گذشتة افعال متعدي با مفعول است و فاعل به صورت وند به مفعول متصل شود.14 اين ويژگي كه «ارگاتيو» ناميده مي‌شود در كردي مهابادي به چشم مي‌خورد.15  kitebaka- š dâne «كتاب را به من داد» (/dâne/ «داده شدم»)16 بر نگارش كردي مهابادي در ايران از خط فارسي كه مبتني بر الفباي عربي است، استفاده مي‌شود.17


مآخذ:

1.    Mackenzie, D. N. "Kurds, Language", Encyclopeadia of Islam. LEIDEN. EJ. BRILL. 1986, vol 5, p. 479.

و نيز: بلو، جويس. «كردي». راهنماي زبان‌هاي ايراني. ترجمه زير نظر حسن رضايي باغ‌بيدي، تهران: ققنوس، 1383، جلد دوم، ص543.

2.    كلباسي، ايران. گويش كردي مهاباد. تهران: مؤسسة مطالعات و تحقيقات فرهنگي، 1362، ص17.

3.    FAGLETON, W. and NEUMANN, R. "MAHĀBĀD", Encyclopeadia of Islam, LEIDEN. EJ. BRILL. 1986, vol 5, p. 1213.

4.    كلباسي، ايران. گويش كردي مهاباد. ص18.

5.    سالنامة آماري كشور 1382. تهران: مركز آمار ايران، دفتر انتشارات و اطلاع‌رساني، 1383، ص 61.

6.    Edmonds, C, J. kurds, Turks and Arabs. London: Oxford University Press. 1975, p. 3.

ـ و نك. بلو، جويس. راهنماي زبان‌هاي ايراني. ص545.

7.    Mackenzie, D. N. Encyclopeadia of Islam. P. 479.

ـ و نك. بلو، جويس. راهنماي زبان‌هاي ايراني. ص545.

8.    كلباسي، ايران. گويش كردي مهاباد. ص4.

9.    رخزادي، علي. آواشناسي و دستور زبان كردي. تهران: ترفند، 1379، ص84.

10.  كلباسي، ايران. گويش كردي مهاباد. ص4.

ـ و نك. رخزادي، علي. ص83.

11.  Mackenzie, D. N. Encyclopeadia of Islam. P. 480.

ـ و نك. كلباسي، ايران. گويش كردي مهاباد. ص19.

ـ و نك. بلو، جويس. راهنماي زبان‌هاي ايراني. ص546.

12.  Mackenzie, D. N. Encyclopeadia of Islam. P. 480.

ـ و نك: . بلو، جويس. راهنماي زبان‌هاي ايراني. ص546.

13.  Campbell, G. L. "Kurdish". Compendium of world's Languages, London: 1991. Vol 2, p. 928.

14.  كلباسي، ايران. «مقايسه‌اي ميان كردي مهاباد، سنندج و كرمانشاه»، مجلة علمي ـ پژوهشي علوم انساني دانشگاه الزهرا تهران. 1374، س5، شمـ13و 14، ص59- 80.

15.  ويندفور، گرنوت‌ ر. ال و آرمور، ان. «زبان‌هاي ايراني نو غربي»، راهنماي زبان‌هاي ايراني. جلد دوم، ص431.

16.  ارانسكي، م. يوسيف. زبان‌هاي ايراني. ترجمة علي‌اشرف صادقي، تهران: سخن، 1378، ص127.

:و نك kreyen Bruek, p.g. "Kurdish" The Encyclopeadia of languages & Linguistics. Ed. RE. Asher. Oxford: pergman, 1944. vol 4, p 1880.

آتوسا رستم بیک تفرشی