آذینبندی
آذينبندي، تزئين و آرايش شهرها، بازارها، ميدانها و ارگهاي سلطنتي و بستن طاق نصرت به هنگام جشنهاي ملي ـ مذهبي و مراسم استقبال از شاهان و اميران و مهمانان بزرگ خارجي.
اصطلاح آذينبندي در تاريخ و ادب فارسي به صورتهاي «آذين نهادن»، «آذين زدن» و «آئينبندي» نيز آمده است. منابع كهن تاريخي و ادبي بارها به آذينبندي شهرها به مناسبتهاي مختلف اشاره ميكنند.1 نخستين باري كه مردم به مناسبت اعياد مذهبي به آذينبندي شهر پرداختند 352ق/ 963م بود. در اين سال امير معزالدوله آلبويه به مناسبت فرا رسيدن عيد غدير دستور داد مردم شهر و بازار و خانههایشان را چراغاني كنند و آتشي بزرگ فراهم آورند و تا صبح طبل و شيپور بنوازند و جشن بگيرند. از آن زمان به بعد، مسلمانان هنگام فرا رسيدن اعياد بزرگ به چراغاني و آذينبندي خانهها و شهرهاي خود ميپردازند.2 آذينبندي و چراغانی کردن شهرها در دورة صفوي رواج فراواني داشت. مثلاً، مردم مناطق مختلف ايران هنگام ورود شاه عباس اول (حك 996-1038ق/ 1587- 1629م) به شهرهايشان با داربستهايي از گلبنها و شاخههاي سرو و چنار آذين ميبستند و ديوار و سقف بازار و خانهها را با تصاويري از چين و فرنگ ميآراستند.
رسمي و اجباري بودن آذينبنديها در دورة صفوي و بيگاه و با مناسبت برپاکردن جشن و آذینبندی و خرجها و تشريفات سنگيني که با این کار بر مردم تحميل ميشد، سبب نارضايتي و شكايت مردم شده بود.3
پس از صفويان نيز رسم آذينبندي كم و بيش ادامه يافت. متون فراواني از دورههاي افشاريان و زند و قاجار به چراغاني و آذينبندي شهرها در جشنهاي نوروز و اعياد مذهبي يا استقبال از شاهان اشاره كردهاند. در دورة قاجار آتشبازي* نيز به ديگر تشريفات آذينبندي افزوده شد. همچنين در اين دوره آذينبندي و آتشبازي به مناسبت برخي رويدادهاي سياسي مانند تصويب مكمل قانون اساسي در 5 شوال 1325ق/ 1907م و افتتاح مجلس شوراي ملي در 1327ق/ 1909م... مرسوم شد.4
در دوران پهلوي نيز هم در اعياد ملي ـ مذهبي و هم به مناسبتهايي مانند تولد شاه و وليعهد، سالگرد انقلاب سفيد (6 بهمن) شهرها را آذينبندي، چراغاني میکردند و در آنها آتشبازی راه میانداختند. در دورة جمهوري اسلامي نيز در اعياد مذهبي، جشن نوروز و سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي از 12 بهمن تا 22 بهمن (دهة فجر) شهر و خانه و خيابانها را آذين ميبندند.
مآخذ:
- جنابذي، ميرزابيگ. روضةالصفويه. به كوشش غلامرضا طباطبايي مجد، تهران: 1378، ص721؛ فردوسي، ابوالقاسم. شاهنامه. به كوشش محمد دبيرسياقي، تهران: 1335، ص498، 2470؛ دهخدا. لغتنامه. ذيل آذينبندي، اسديطوسي، علي بن احمد. اشعار حكيم كسايي مروزي. به كوشش مهدي درخشان، تهران: 1364، ص51.
- ابن جوزي، ابيالفرج عبدالرحمن بن علي. المنتظم في تاريخ الملوك و الامم. حيدرآباد دكن: 1358، ص7/16؛ ابناثير. الكامل. به كوشش ابوالفضل ابراهيم، بيروت: 1403ق، ص8/550.
- جنابذي، همانجا؛ افوشتهاي نطنزي، محمود. نقاوة الآثار. به كوشش احسان اشراقي، تهران: 1350، ص540- 536؛ فلسفي، نصرالله. زندگاني شاه عباس اول. تهران: بيتا، ص2/668 و 675؛ نصرآبادي، ميرزامحمد طاهر. تذكرة نصرآبادي. تهران: 1317، ص431.
- مروي، محمدكاظم. عالمآراي نادري. به كوشش محمد امين رياحي، تهران: 1364، ص2/479-478؛ عينالسلطنه. روزنامة خاطرات. به كوشش مسعود سالور و ايرج افشار، تهران: 1380، ص32، 274- 275، 548، 929، 2926- 2927.
معصومه ابراهیمی