آذینبندی

آذینبندی، تزئین و آرایش شهرها، بازارها، میدانها و ارگهای سلطنتی و بستن طاق نصرت به هنگام جشنهای ملی ـ مذهبی و مراسم استقبال از شاهان و امیران و مهمانان بزرگ خارجی.
اصطلاح آذینبندی در تاریخ و ادب فارسی به صورتهای «آذین نهادن»، «آذین زدن» و «آئینبندی» نیز امده است. منابع کهن تاریخی و ادبی بارها به آذینبندی شهرها به مناسبتهای مختلف اشاره میکنند[۱][۲][۳][۴]. نخستین باری که مردم به مناسبت اعیاد مذهبی به آذینبندی شهر پرداختند 352ق/ 963م بود. در این سال امیر معزالدوله آلبویه به مناسبت فرا رسیدن عید غدیر دستور داد مردم شهر و بازار و خانههایشان را چراغانی کنند و آتشی بزرگ فراهم آورند و تا صبح طبل و شیپور بنوازند و جشن بگیرند. از آن زمان به بعد، مسلمانان هنگام فرا رسیدن اعیاد بزرگ به چراغانی و آذینبندی خانهها و شهرهای خود میپردازند[۵][۶].
آذینبندی و چراغانی کردن شهرها در دوره صفوی رواج فراوانی داشت. مثلاً، مردم مناطق مختلف ایران هنگام ورود شاه عباس اول (حک 996-1038ق/ 1587- 1629م) به شهرهایشان با داربستهایی از گلبنها و شاخههای سرو و چنار آذین میبستند و دیوار و سقف بازار و خانهها را با تصاویری از چین و فرنگ میآراستند.
رسمی و اجباری بودن آذینبندیها در دوره صفوی و بیگاه و با مناسبت برپاکردن جشن و آذینبندی و خرجها و تشریفات سنگینی که با این کار بر مردم تحمیل میشد، سبب نارضایتی و شکایت مردم شده بود[۱][۷][۸][۹].
پس از صفویان نیز رسم آذینبندی کم و بیش ادامه یافت. متون فراوانی از دورههای افشاریان و زند و قاجار به چراغانی و آذینبندی شهرها در جشنهای نوروز و اعیاد مذهبی یا استقبال از شاهان اشاره کردهاند. در دوره قاجار آتشبازی* نیز به دیگر تشریفات آذینبندی افزوده شد. همچنین در این دوره آذینبندی و آتشبازی به مناسبت برخی رویدادهای سیاسی مانند تصویب مکمل قانون اساسی در 5 شوال 1325ق/ 1907م و افتتاح مجلس شورای ملی در 1327ق/ 1909م... مرسوم شد[۱۰][۱۱].
در دوران پهلوی نیز هم در اعیاد ملی ـ مذهبی و هم به مناسبتهایی مانند تولد شاه و ولیعهد، سالگرد انقلاب سفید (6 بهمن) شهرها را آذینبندی، چراغانی میکردند و در آنها آتشبازی راه میانداختند. در دوره جمهوری اسلامی نیز در اعیاد مذهبی، جشن نوروز و سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی از 12 بهمن تا 22 بهمن (دهه فجر) شهر و خانه و خیابانها را آذین میبندند.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ جنابذی، میرزابیگ. روضهالصفویه. به كوشش غلامرضا طباطبایی مجد، تهران: 1378، ص721.
- ↑ فردوسی، ابوالقاسم. شاهنامه. به كوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: 1335، ص498، 2470.
- ↑ دهخدا، علی اکبر. لغتنامه. ذیل "آذینبندی".
- ↑ اسدیطوسی، علی بن احمد. اشعار حكیم كسایی مروزی. به كوشش مهدی درخشان، تهران: 1364، ص51.
- ↑ ابن جوزی، ابیالفرج عبدالرحمن بن علی. المنتظم فی تاریخ الملوك و الامم. حیدراباد دكن: 1358، ص7/16.
- ↑ ابناثیر. الكامل. به كوشش ابوالفضل ابراهیم، بیروت: 1403ق، ص8/550.
- ↑ افوشتهای نطنزی، محمود. نقاوه الاثار. به كوشش احسان اشراقی، تهران: 1350، ص540- 536.
- ↑ فلسفی، نصرالله. زندگانی شاه عباس اول. تهران: بیتا، ص2/668 و 675.
- ↑ نصرابادی، میرزامحمد طاهر. تذكره نصرابادی. تهران: 1317، ص431.
- ↑ مروی، محمدكاظم. عالمارای نادری. به كوشش محمد امین ریاحی، تهران: 1364، ص2/479-478.
- ↑ عینالسلطنه. روزنامه خاطرات. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار، تهران: 1380، ص32، 274- 275، 548، 929، 2926- 2927.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
معصومه ابراهیمی