اسلام
اسلام، در لغت به معني تسليم شدن است و در اصطلاح دانش كلام، در مقام قياس با ايمان تفسير ميشود و با ايمان نسبت تساوي يا نسبت عام و خاص مييابد:
1) نسبت تساوي: به نظر اكثر اشاعره، اسلام همانند ايمان اقرار و تصديق و نبوّت است و گردن نهادن به اوامر و نواهي الهي، بنابراين بين آن دو نسبت تساوي برقرار است و هر اسلامي، ايمان و هر ايماني اسلام است.(1)
2) نسبت عام و خاص: به نظر اكثر شيعه و معتزله، نسبت بين ايمان و اسلام، عموم و خصوص مطلق است. بدين معنا كه: هر ايماني، اسلام هست، اما برخي از اسلامها، كه مبتني بر قبول باطني باورهاست، ايمان به شمار ميآيد و اين از آن روست كه اسلام، پذيرش ظاهري است.(2)]← ايمان[
مآخذ:
1- تفتازاني، سعدالدين. شرح المقاصد في الكلام. استانبول: چاپ سنگي، 1305ق، ص 2/255، 259-260؛ ابن حزم. الفصل في الملل و الاهواء و النحل. بيروت: دارالمعرفة، 1975م، ص 3/225-226.
2- رازي، ابوالفتوح. روح (= روض) الجنان و روح الجنان. تصحيح حاج ميرزا ابوالحسن شعراني، تهران: كتابفروشي اسلاميه، بي تا، ص 10/262-263؛ ابن حزم. الفصل في الملل و الاهواء و النحل. همانجا.
اصغر دادبه