ایلات خمسه
ایلات خمسه، اتحادی از پنج اینانلو یا اینالّو، بهارلو،* نَفَر، عرب و باصری.* ایل با خاستگاههای متفاوت ترکو عرب و فارس این اتحاد ایلی بنا بر برخی مقاصد سیاسی، اقتصادی و نظامی در 1278ق/1861م به فرمان ناصرالدین شاه در منطقه فارس تشكیل شد[۱].
ایلات خمسه دومین گروه ایلی عمده فارس، پس از بزرگ ایل قشقایی در اواخر سده 13ق/19م و نیمه نخست سده 14ق/20م به شمار میرفتند[۲]. قلمرو ایلهای خمسه منطقهای در شرق قلمرو ایل قشقایی را در بخشی از نواحی شمال و مشرق و جنوب شرقی استان فارس، در سوی خاور راه اصفهان به شیراز و شیراز به جهرم فرا میگیرد[۳].
تمام طایفههای این ایلات تا سالهای پایانی سده 13ق كوچ میكردند و از ان پس، به تدریج بخش بزرگی از انها یكجانشین شدند، به طوری كه در 1366ش، فقط 7684 خانوار از انها كوچ میكردند. ییلاقات این گروه كوچنده در شهرستانهای اباده، اقلید، جهرم، داراب، شیراز، فسا، لار و مرودشت، و قشلاقاتشان نواحی دیگری در همین شهرستانها و شهرستانهای استهبان، فیروزاباد و نیریز فارس بوده است[۴].
رهبری هر یکاز ایلهای خمسه و طایفهها و تیرهها و اولادها را یکخان یا كلانتر و یا كدخدا بر عهده داشت كه امور سیاسی، اجتماعی و اقتصادی عشایر زیر نظر انها بود. اصطلاح «خان» در خطاب مؤدبانه برای همه سران ایل و طایفه و تیره به كار میرفت. با فروپاشی اتحاد سیاسی ایل، رفته رفته عنوان «كلانتر» در میان انها منسوخ شد و عنوان خان جای ان را گرفت[۵].
عشایر كوچنده ایلات خمسه عمدتاً از راه پرورش و تولید گوسفند و بز زندگی میگذراندند. برخی خانوارها نیز همراه گلهداری به زراعتی محدود نیز میپرداختند[۶]. یكجانشینان خمسه، مانند ایل اینانلو كه از اواخر سده 13ق دِهنشین شده بودند، اقتصادی یکپایه و متكی به كشاورزی داشتند. دِهنشینان در كنار فعالیتهای زراعی، دامداری نیز میكردند[۷].
نخستین رئیس و ابواب جمعی اتحاد خمسه علی محمدخان قوام، از خاندان با نفوذ قوامالملک شیرازی، و اخرین سرپرست ان، ابراهیمخان قوام، از همان خاندان بود[۸]. ابراهیمخان در 1311ش، پس از شورشهای ایلی در فارس از حكمرانی و ابواب جمعی مناطق خمسه و لار بركنار شد. با بركناری او حكومت 73 ساله خاندان قوامالملک بر ایلات خمسه پایان یافت[۹]. از ان تاریخ به این سو، اتحاد ایلات خمسه مفهوم سیاسی- نظامی پیشین خود را، كه مقابله با ایل قشقایی و تأمین امنیت راههای بازرگانی از بندرعباس و بنادر خارکو بوشهر به شیراز برای حمل كالای تجاری بود، از دست داد[۱۰]. به دنبال ان همبستگی نیم بند و ساختگی میان ایلهای پنجگانه به سستی گرائید و از هم فروپاشید و یکوحدت و همبستگی سنتی پایدار جایگزین ان شد.11
نیز نگاه کنید به
ماخذ
- ↑ حسینیفسایی، حسن. فارسنامه ناصری. به كوشش منصور رستگارفسایی، تهران: 1367، امیركبیر، 1/823-824؛ ابرلینگ، پیر. «سیاست قبیلهای انگلیس در جنوب ایران»، ترجمه كاوه بیات. نامه نور. تهران: 1358، ش4و5، ص72؛ بیات، كاوه. شورش عشایری فارس: سالهای 1307-1309. تهران: 1365، 24.
- ↑ مسعودمیرزا، (ظل السلطان). تاریخ مسعودی. تهران: 1360، دنیای كتاب، 129. Sykes, P., A History of Persia, London: 1930, 11/479.
- ↑ بلوكباشی، علی. «ایلات خمسه». دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، تهران: 1380، مركز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 10/699.
- ↑ مركز امار ایران. سرشماری اجتماعی- اقتصادی عشایر كوچنده (1366ش)، نتایج تفصیلی، ایل خمسه. تهران: 1368، ص15.
- ↑ Barth, F. Nomads of South Persia, The Basseri Tribe of the Khamseh Confederacy Oslo: Universitets Forlaget, 1965, 26-72
- ↑ idem, 103..
- ↑ بلوكباشی. بلوكباشی، علی. «ایلات خمسه». دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، تهران: 1380، مركز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 10/699، 700.
- ↑ حسینیفسایی، حسن. فارسنامه ناصری. به كوشش منصور رستگارفسایی، تهران: 1367، امیركبیر، 1/823-824؛ ابرلینگ، پیر. «سیاست قبیلهای انگلیس در جنوب ایران»، ترجمه كاوه بیات. نامه نور. تهران: 1358، ش4و5، ص72؛ بیات، كاوه. شورش عشایری فارس: سالهای 1307-1309. تهران: 1365، 24.
- ↑ هدایت، مهدیقلی. خاطرات و خطرات. تهران: 1363، 283، بیات، حسینیفسایی، حسن. فارسنامه ناصری. به كوشش منصور رستگارفسایی، تهران: 1367، امیركبیر، 1/823-824؛ ابرلینگ، پیر. «سیاست قبیلهای انگلیس در جنوب ایران»، ترجمه كاوه بیات. نامه نور. تهران: 1358، ش4و5، ص72؛ بیات، كاوه. شورش عشایری فارس: سالهای 1307-1309. تهران: 1365، 53-69.
- ↑ بلوكباشی. 700; Barth, 88,130
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
علی بلوکباشی
تلخیص از «ایلات خمسه»، نوشته علی بلوكباشی
دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1380ش، 10/699-700