برهان
برهان، به معناي واضح و حجت روشن است. در منطق يكي از صناعات خمس [←صناعات خمس] به شمار ميآيد و عبارت است از قياسي كه مقدمات آن مركب از قضاياي يقيني باشد و به همين سبب، نتيجة آن نيز يقيني است. به عنوان مثال، نتيجة قياس زير، يقيني است: آهن، فلز است (= صغري) هر فلزي در اثرحرارت منبسط ميشود (= كبري) آهن در اثر حرارت منبسط ميشود (= نتيجة يقيني). هر برهاني ازجهت صورت، قياس محسوب ميشود؛ امّا تنها برخي از قياسها از جهت معنا و محتوا برهان به شمار ميآيند.1 اهميت برهان در منطق ارسطويي موجب شده است تا قياس و برهان سخت به يكديگر پيوند يا بند و با شنيدن قياس، برهان به ذهن متبادر شود.2 طبقهبندي برهان: 1) طبقهبندي منطقي: استدلال برهاني دو گونه است: سير از علت به معلول (= برهان لِمّ) و سير از معلول به علت (= برهان اِنْ). همچنين برهان را بر مبناي آنكه به نحو مستقيم و يا به صورت غير مستقيم (= نفي نقيض يك چيز) به اثبات مطلوب ميپردازد، ميتوان به برهان مستقيم و برهان خلف تقسيم كرد.
2) طبقهبندي حكمي و كلامي: ميتوان برهانها؛ (= برهان لِمّ؛ برهان ان؛ برهان مستقيم؛ برهان خلف) را از جهت آنكه در اثبات يا نفي چه امري به كار ميروند و در كدام حوزة فلسفي مورد استفاده قرار ميگيرند نامگذاري كرد. مهمترين براهين از اين ديدگاه عبارتند از:
الف) براهين اثبات وجود خدا؛ ب) براهين اثبات توحيد؛ ج) براهين ابطال تسلسل؛ د) براهين اثبات تناهي ابعاد؛ هـ) براهين اثبات و نفي جزء لايتجزي [←جزء لايتجزي]؛ و) براهين اثبات هيولي؛ ز) براهين اثبات مكان3 و... .
مآخذ:
1. طوسي، خواجهنصير. اساس الاقتباس. 343.
2. همو. همان، همانجا؛ ابنسينا، منطق دانشنامة علايي. 134؛ غزالي، محمد. مقاصد الفلاسفة. ص100.
3. دادبه، اصغر. «برهان»، دايرةالمعارف تشيع. 3/ مدخل «برهان».
4. اطلاعات بيشتر را نك: دادبه، اصغر. «برهان صديقين». دايرة المعارف تشيع، 1380، ج 3/204-206.
اصغر دادبه