برهان
برهان، به معنای واضح و حجت روشن است. در منطق یکی از صناعات خمس [←صناعات خمس] به شمار میآید و عبارت است از قیاسی که مقدمات آن مرکب از قضایای یقینی باشد و به همین سبب، نتیجه آن نیز یقینی است. به عنوان مثال، نتیجه قیاس زیر، یقینی است: اهن، فلز است (= صغری) هر فلزی در اثرحرارت منبسط میشود (= کبری) اهن در اثر حرارت منبسط میشود (= نتیجه یقینی). هر برهانی ازجهت صورت، قیاس محسوب میشود؛ امّا تنها برخی از قیاسها از جهت معنا و محتوا برهان به شمار میآیند[۱]. اهمیت برهان در منطق ارسطویی موجب شده است تا قیاس و برهان سخت به یکدیگر پیوند یا بند و با شنیدن قیاس، برهان به ذهن متبادر شود[۱][۲][۳]طبقهبندی برهان به شرح زیر است:
1) طبقهبندی منطقی
استدلال برهانی دو گونه است: سیر از علت به معلول (= برهان لِمّ) و سیر از معلول به علت (= برهان اِنْ). همچنین برهان را بر مبنای آنکه به نحو مستقیم و یا به صورت غیر مستقیم (= نفی نقیض یک چیز) به اثبات مطلوب میپردازد، میتوان به برهان مستقیم و برهان خلف تقسیم کرد.
2) طبقهبندی حکمی و کلامی
میتوان برهانها؛ (= برهان لِمّ؛ برهان ان؛ برهان مستقیم؛ برهان خلف) را از جهت آنکه در اثبات یا نفی چه امری به کار میروند و در کدام حوزه فلسفی مورد استفاده قرار میگیرند نامگذاری کرد. مهمترین براهین از این دیدگاه عبارتند از:
- براهین اثبات وجود خدا؛
- براهین اثبات توحید؛
- براهین ابطال تسلسل؛
- براهین اثبات تناهی ابعاد؛
- براهین اثبات و نفی جزء لایتجزی [←جزء لایتجزی]؛
- براهین اثبات هیولی؛
- براهین اثبات مکان[۴] و... .
نیز نگاه کنید به
مآخذ
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
اصغر دادبه