جذبه
جذبه، از اصطلاحات عرفاني. در لغت به معناي كشش است و در اصطلاح به اشتياق و سرمستياي گويند كه در اثر رؤيت ذات و صفات حق، ناگهان و بيهيچ كوشش و سلوكي به بنده دست ميدهد. گاهي صوفيان در توضيح مفهوم جذب از تمثيل آهنربا بهره بردهاند.1 جذبه معلول به عنايت و لطف خداوند است و آن را به برخي از خداجويان تفضل ميكند.2 هر چند برخي امكان جذبه را در گرو استعداد و قابليت انسان نيز دانستهاند.3 جذبه (= كشش) در اين معنا در مقابل سلوك (= كوشش) قرار ميگيرد. از نظر صوفيه سير باطني به سوي حق به دو صورت ممكن است: سلوك يا جذبه. سلوك فعل انسان يعني كوشش و سير تدريجي سالك به سوي حق است. اما جذبه كشش و سير ناگهاني و غير تدريجي و حاصل توجه خاص خدا به انسان است. گاه نيز جذبه به جنون عرفاني منجر ميشود. عقلاي مجانين يا مجانين عقلا عارفاني هستند كه به اين جنون رسيدهاند.4 همچنين ممكن است جذبه به تعطيل حواس بيانجامد5 و ممكن است در اين حال، پارهاي از حواس و تواناييهاي باطني برانگيخته شود، چنانكه گفتهاند ابنفارض قصيدة معروف تأئيه را بر اثر جذبه سروده است.6
مآخذ:
1. كاشاني، عزالدين محمود بن علي. مصباح الهدايه و مفتاح الكفايه. چاپ جلالالدين همايي، تهران: 1367ش، ص113.
2. كاشي، عبدالرزاق. اصطلاحات الصوفيه. چاپ محمدكمال ابراهيم جعفر. مصر: 1981، 39.
3. همو، شرح منازل السائرين. چاپ محسن بيدارفر، قم: 1372ش، ص17.
4. جامي، عبدالرحمن. نفحات الانس. چاپ محمود عابدي، تهران: 1370، ص314- 475.
5. همان. ص401- 402، 497.
6. همان. ص541.
امیرحسین ساکت اف